📌 الهیات یا ریاضیات جنگ ؟
جهان مدرن از زمانی که شروع به نمو کرد، ابتدا الهیات را از حساب و هندسه جدا کرد، سپس آن را از علوم طبیعی، بعدتر از قانون و دستآخر از علوم اجتماعی هم جدا کرد. امروز نیز شاهد آن هستیم که الهیات را از معنویت هم جدا کردهاند؛ شاهد آنکه معنویت غیرالهی به یک کالای پرمصرف در غرب و حتی در شرق بدل شده است.
اما منطق اسلامی آن نیست که الهیات را از ریاضیات جدا کند. ما مسلمانان به «جهش ایمانی» و امثالهم معتقد نیستیم. اینگونه نیست که در دوراهی علم و ایمان یا دوراهی غیب و شهادت، ایمان به غیب و بندگی الله تبارکوتعالی را برگزیده باشیم. ما به غیب ایمان داریم اما غیب را در یک دستگاه موازی با شهادت تصور نمیکنیم. غیب و شهادت هر دو، دو حالت از یک حقیقتاند. ما حق و خلق را هم از هم منخلع و منفصل نمیدانیم.
ازاینرو در ادبیات اسلامیِ ما، تفکیک الهیات از ریاضیات و جداسازی نگاههای الهیاتیِ تبیینمحور از نگاههای استراتژیکِ تحلیلمحور شایسته نیست. این تفکیک زمینهساز ایجاد گسل میان این دو رویکرد و رقم زدن آن چیزی است که در تمدن غرب رخ داد و زمینهساز بروز بحرانهایی در هنگام شکلگیری و همچنین مسیر افول آن تمدن شد.
به نظر میرسد ما در میانه جنگ فعلی، بهواقع با دو نگاه متضاد ریاضیاتی و الهیاتی روبهرو نیستیم، بلکه با این دو نگاه روبهروییم:
- نگاه الهیاتی بحت
- نگاه ریاضیاتی مادیگرا
باید پذیرفت که صحنه واقعیت (جهانی که ما درون آن در حال زیست هستیم) دارای تفکیک میان ریاضیات و الهیات نیست. ریاضیات، الهیات و هر عرصه دیگری که تصور کنیم، حیثهایی هستند که ما به واقعیت میزنیم. البته که برخی حیثها اعم، برخی اخص، برخی عالی و برخی دانی هستند؛ اما مسلم این است که واقعیت، مزج همه اینهاست!
ارزیابی نگاه اول
اگر فهم میدان نبرد و فهم تعالیم الهی را بهسان دو ماده اصلی تولید تحلیل و توصیههای صائب در نظر بگیریم، صاحبان نگاه اول، فاقد مورد نخست هستند. ورود ایشان به مسائل الهیاتی احتمالاً مصاب به واقع و درست خواهد بود، اما ورودشان به مسائل عینی تابع منشأی است که اطلاعات میدانی را از آن گرفتهاند؛ زیرا نتیجه تابع اخس مقدمات است. صاحبان این نگاه در حوزه دانایی از سنتهای الهی و تاریخ، مرجعیت و حالی شبیه به یقین دارند، اما در حوزه دوم، یا بر اساس گمان پیش میروند یا مقلد هستند! این نگاه بهلحاظ دستگاه تحلیلی کاملاً سلیم عمل میکند، اما مواد اولیه آن برای تولید تحلیل و توصیههای ناظر به صحنه میدانی، نیاز به احراز صلاحیت دارد.
﴿وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴾ [اسراء: ۳۶]
ارزیابی نگاه دوم
صاحبان نگاه دوم نهتنها بخشی از مواد لازم برای تولید تحلیل و توصیه درست را در دست ندارند، بلکه اساساً دستگاه محاسباتیشان ناقص است. ایشان الهیات را بهعنوان جنبه مهمی از واقعیت (و بلکه جنبه برتر آن) نمیبینند؛ اساساً آن را نمیبینند. اینگونه کل دستگاه توحیدی عالم و نظام سنتهای الهی از ذهن آنان محو میشود و جز خودِ مادی و قوانین طبیعی —که حتی در لایه طبیعی هم ناقص کشف شدهاند— چیزی برای تحلیل ندارند. این نگاه در سیمخاردار منفعت فردی و گروهی گرفتار میشود. مانند آنانی که با محاسبات مادی خودشان تحلیل میکردند که پیامبر از سفر حج باز نخواهد گشت و از این تحلیل منطقی و علمی خود خشنود بودند و گویا قدرت الله تبارکوتعالی، نصرت مؤمنین و دهها مؤلفه الهیاتی صحنه را نمیدیدند. اینها در همان سطح مادی هم به نتیجه نمیرسند و حاصل حسابوکتابشان جز ورشکستگی نیست.
﴿بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَىٰ أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا﴾ [فتح: ۱۲]
خواه ناخواه؛ این صحنه، صحنهایست که تمدن غرب برایمان به ارمغان آورده است: تفکیک تخصصها! تفکیک الهیات از ریاضیات!
نگاه سوم (جمهوری اسلامی)
ساختار جمهوری اسلامی یک پاسخ به این تفکیک است. ( پاسخ های دیگری هم احتمالاً وجود دارد ) این نظام نظمی را پدید آورده که الهیات و ریاضیات در یک بستر دیده شوند و عمل کنند و بهنوعی نگاهی الهیاتی همراه با فهم میدانی دقیق به میان بیاید. این نگاه که در دستگاه تحلیلی و مواد اولیه آن سعی دارد در جامعترین موقف ممکن بایستد، نگاهی است که بدون اسلحه با ۱۴۰۰ نفر راهی مکه (مرکز دشمن) میشود و باز همین نگاه است که با ایشان قرارداد امضا میکند.
✍️ محمّدسعید خورشیدی
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌وحدت در عین اختلافات جدّی
مگر خضر وموسی به هم اعتراض نداشتند ؟
مگر موسی به خضر نگفت چه کار زشتی میکنی ؟
اما با اختلافی که داشتند، چون نیت هردو خدا بود، همدیگر را تحمل میکردند.
این ممکن است که مومنی کار خدا را اجرا کند و مومن دیگری چون اطلاعات و آگاهی اش اندازه او نیست همین کار را دشمنی با خدا بداند.
خداوند خضر و موسی علیهماالسلام را قرار داده تا به مومنین یاد بدهد همدیگر را تحمل کنند.
—✾—
اما
پس وحدت چه میشود ؟
باید توجه داشت که وحدت به معنای عدم اختلاف نیست.
وحدت به معنای عدم نزاع است.
مگر وقتی گفتیم وحدت شیعه و سنی منظورمان کنار گذاشتن اختلافات بود ؟
اختلاف سر ولایت امیرالمومنین و عصمت صحابه و فاطمیه و مانند اینها اختلافات بسیار مهمی است که هرگز نمیتوان نادیده گرفت.
وحدت با اهل سنت هم بمعنای عدم نزاع و بلکه همراهی و تحمل همدیگر است.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌اهمیت نگاه الهیاتی مردم در تعیین سرنوشت جامعه
قرآن کریم در آیات ۹۴ و ۹۵ سوره اعراف، به یک سنت قطعی و فراگیر الهی در مواجهه با جوامع اشاره میفرماید.
بر اساس ظاهر آیات، این قاعده مختص جوامعِ بیایمان نیست؛ بلکه سنتی است که پس از بعثت هر پیامبری جریان مییابد : نزول سختیها برای ایجاد تضرع، و سپس تبدیل آن به گشایش و فراوانی.
🔻 اراده انسان در چرخه حتمیِ سختی و آسانی کجاست؟
▪️ تصویر رایج این است که انسان در برابر توالی جبرگونه سختیها و گشایشهای تاریخی منفعل است. اما اراده انسان، دقیقاً در نحوه تفسیر این رویدادها تجلی مییابد. آزمون اصلی زمانی است که گشایشها از راه میرسند.
محل لغزش جوامع آنجاست که این فراز و نشیبها را به یک روند عادی تقلیل میدهند و میگویند: «قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ» (پدران ما هم روزگار تلخ و شیرین داشتند).
در این نگرش، رابطه وقایع با مبدأ الهی قطع شده و همهچیز یک بالا و پایینِ طبیعیِ روزگار تلقی میشود.
▪️ کنشِ مطلوب الهی، بردنِ تضرع به درگاه خدا در زمان سختی است. کارکرد این تضرعِ هدفمند آن است که وقتی دوران آسانی فرا رسید، جامعه آن را نه یک تصادف تاریخی، بلکه محضِ لطف و عنایت الهی ببیند. اگر تضرعِ در سختی بیهدف و بیمخاطب باشد، درکِ منشأ الهی در زمان گشایش نیز ناممکن خواهد شد.
▪️ همین تغییرِ نگاه و تهیکردنِ اتفاقات از معنای توحیدی است که دست الهی را به سمت گلوی جامعه میبرد و آنها را مستحق عذاب ناگهانی (فَأَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً) میکند. عذابی که همیشه وقایع خارقالعادهای چون بارش سنگ نیست؛ گاه خداوند قوم دیگری را برای مجازات یک جامعه مبعوث میکند.
▪️ در نهایت، آنچه سرنوشت را رقم میزند، صرفِ وقوع سختی و آسانی نیست؛ بلکه تلقیِ ذهنی مردم و چگونگیِ تفسیر آنها از این رویدادهاست که جامعه را میسازد یا ویران میکند.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 عقلانیت انقلاب اسلامی؛ از چرخه بعثت تا افقهای تمدنی
🔻وسعت مولفه های عقلانیت فعلی مردم ایران
عقلانیتی که امروز از آن سخن میگوییم، پدیدهای خلقالساعه نیست. این مفهوم که دقیقتر است آن را «عقلانیت انقلاب اسلامی» یا «عقلانیت ایرانی-اسلامی» بنامیم، قدمیتی دیرینه و مؤلفههای بیشماری دارد؛ بهگونهای که از لحاظ آکادمیک ظرفیت تدوین چندین جلد کتاب را دارد و از بُعد عملی، در تکتک عملکردهای امام خمینی (ره) و امام شهید خامنه ای نمود عینی یافته است. با تکیه بر همین عقلانیت بود که جامعه ما به سلطنت استعماری پهلوی پایان داد، در برابر پیچیدهترین توطئههای آمریکا ایستاد، جنگید، مقاومت کرد، ساخت، پیشرفت کرد، بحرانهای متعدد را در هم شکست و برای آینده خود طراحی کرد.
🔻عقلانیت منور؛ پیوند وحی، معنویت و تجربه مادی
این عقلانیت از معنویت و عدالت بُریده نیست و در تراث فکری ما با عنوان «عقل منور» پذیرفته شده است. عقلی که در عین بهرهگیری از تجربههای مادی، به نور وحی نیز روشن است و محاسباتش به امور سطحی محدود نمیماند.
🔻سوره فتح و عقلانیتِ بدون ترس
مطابق آیات سوره فتح ( که بسیار مورد عنایت و اهتمام رهبر شهید در طول سالهای زعامتشان بوده ) اعرابی که از حضور در حدیبیه سر باز زده بودند، از حضور در خیبر و بهرهمندی از غنائم آن نیز محروم شدند. سنت الهی بر این است که غنائم و دستاوردهای بزرگ، تنها به کسانی تعلق بگیرد که از شجاعت لازم برای تحقق اهداف جامعه اسلامی برخوردار باشند. این عقلانیتِ بیباک که لزوماً هم به دایره ناب شیعی محدود نیست (چنانکه در حدیبیه بعضی منافقین آینده هم حضور داشتند)، صلاحیت دریافت امکانات و گشایشها را پیدا میکند.
🔻رهایی از اندوه و هراس
این «عقلانیت جهادی» به جامعه بشارت «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» میدهد. جامعهای که بر این مدار حرکت کند، نه از آینده میهراسد و نه غصه گذشته را میخورد؛ چرا که مشمول وعده الهی «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ» قرار گرفته است.
🔻امتداد بعثت و روش گفتمانسازی
هدف بنیادین انبیا، غبارروبی از عقلانیت (لِیُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول) و بعثت انسانهاست؛ به همین دلیل، بعثت هر امت در امتداد بعثت پیامبر آن تعریف میشود. امام خامنهای نیز بارها بعثت مردم ایران در انقلاب اسلامی را امتداد بعثت رسولالله (ص) معرفی کردهاند.
روش ایشان و امام (ره) این بوده که در جایگاه «امتداد ولایت رسولالله»، پیامبرگونه با «یُزَکِّیهِم» و «یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَة»، زنگار از عقل جامعه بزدایند، بعثتهای موجود را به عقلانیت مجهز کنند و حتی مانند انبیا گاهی وارد تسهیلگریهای اجرایی و عملیاتی شوند.
🔻رسالت امروز ما در چرخه رتبی عقلانیت و بعثت
نسبت میان عقلانیت و بعثت، چرخهای درهمتنیده است. قرار گرفتن در هر سوی این چرخه، رسالت امروز ما را تعیین میکند.
( نکته : از انجا که چرخه زمانی نیست، ما میتوانیم در آن واحد در هر دو طرف چرخه حاضر باشیم )
کار مهم آن است که در هنگام بعثت، به روی عقلانیت موجود در صحنۀ بعثت گشوده باشیم و خوب بیاموزیم تا با کسب عقلانیت افزون، به بعثتی دگرباره راه بیابیم.
از سوی دیگر، وقتی در مقام عقلانیت هستیم ( که همواره و در همه حال جاری است ) وظیفه داریم مانع زایش بعثت نشویم؛ بلکه با گفتمانسازی، رفع موانع و اثاره عقلانیت جامعه ، سیر طبیعی این بیداری را تسهیل کنیم.
🔻افق آینده: از دولت اسلامی تا تمدن نوین
عقلانیت بدون بعثت و حرکت، بیمعناست. این عقلانیتِ شجاعانه، معنوی، عدالتمحور و آمیخته با تجربههای مادی، شایستهترین گزینه برای تحقق اهداف کلان نظام اسلامی است؛ اهدافی که مسیر را برای شکلگیری «دولت اسلامی»، «جامعه اسلامی» و در نهایت «تمدن نوین اسلامی» هموار میکند و امکانات بینظیری را به روی جامعه ایرانی و امت اسلامی میگشاید.
انشاءالله
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq