غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است،
در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به واسطه آن سیاست، اقامه صلاة کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند
و راه را باز بگذارد برای اینکه صاحب افکار، یعنی آرام کند که صاحب افکار، افکارشان را با دلگرمی و با آرامش ارائه بدهند.
صحیفه امام؛ج۲۰، ص۱۱۵
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 درسهای شیعی در نسبت با «ولی»
در مکتب اسلام، «ولایت» بنیادیترین مفهوم و روحی است که به تمام احکام معنا میدهد؛ چنانکه در تراث اهلبیت (ع) آمده: «لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوِلَایَةِ». حتی فرایض عظیمی چون امر به معروف، ابزار تثبیت «ولایت عرضی» و محبت اهلبیت، راه صیانت از «ولایت طولی» است. امام خمینی (ره) نیز در مصباح الهدایه، کل تکوین و تشریع را بر مدار ولایت به عنوان تنها حقیقت جاری در هستی تفسیر میکند.
الگوی جمهوری اسلامی بر همین مبنای تشکیکی و مراتب ولایت استوار است. هیچ مکتبی در تاریخ، به اندازه تشیع به فهم و تمرین عملی در باب ولایت دست نیافته است؛ لذا ایران امروز باید متراکمترین نقطه در اقامه «شکر عملی» این نعمت باشد، همانطور که رهبر شهید در آخرین سخنرانی خود فرمود: «ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است.»
حافظه تاریخی تشیع، قواعد ارزشمندی برای مواجهه با کلام ولی به ما میآموزند که بیتوجهی به آنها، کارآمدی جامعه شیعه امروز را مستهلک خواهد کرد:
📍شاخصهایی در تنظیم نظام مواجهه با بیان ولی
1️⃣ موازنه و موشکافی در طریق وصول (اعتبارسنجی کلام)
حساسیت تشیع در صیانت از کلام ولی تا جایی بوده که دو دانش رسمی (رجال و درایه) را برای سنجش ناقلان پایهگذاری کرده است. در فضای امروز، دقت در اینکه «چه جریانی، با چه نیت و کانالکشیِ رسانهای» دارد کلام رهبر جامعه را قیچی و منتقل میکند، حیاتی است. نقلهای فاقد اعتبار، شنیدههای محفلی و تفاسیر جناحی نباید مبنای تصمیم قرار گیرند.
2️⃣ رسمیت بخشیدن به لایههای طولیِ فهم (پذیرش تکثرِ همافزا)
بیانات یک رهبر حکیم، لایههای متعددی دارد. در دوره امیرالمومنین (ع) نیز فهم سلمان و ابوذر از کلام ولی متفاوت بود، اما هر دو در قله قرب بودند. آفت بزرگ امروز ما این است که «سلمانها» و «ابوذرها» در کانالهای ایتا به نفی و تکفیر یکدیگر بپردازند و لایههای طولی فهم را به تضادهای عرضی و تقابلهای حذفی تبدیل کنند.
3️⃣ ارجاع گزارههای هشداری به اصولِ حاکم
مکتب امام (ره)، دارای اصول و مسلماتی است که هندسه اصلی فکر ولی را میسازند. «وحدت» و «مقاومت» هردو از اصول حاکم و قطعیِ کلام ولی فقیه هستند. نباید با تکیه بر یک جمله یا نکتهی هشداری و مقطعی، اصول مکتب را به مسلخ برد؛ بلکه قاعده شیعی حکم میکند که تکنکتهها، در بستر اصولِ اصلی هضم و تفسیر شوند.
4️⃣ همپوشانی سیره عملی و بیانات
فهمِ مرام ولی، صرفاً از مسیر متن و گفتار عبور نمیکند. سیره، مواضع عملی و رویکردهای عینی ولی در حمایت از ارکان نظام، مبیّنِ بیانات اوست و باید به عنوان یک دالّ مستقل مورد مطالعه قرار گیرد تا دچار کجفهمیهای متنی نشویم.
5️⃣ تسلیم و عدم مناقشه پس از فصلالخطاب
پس از طی مراحل فهم، لایه نهایی «تسلیم بودن» و عدم ایجاد مناقشه در اراده عمومی جامعه است. بدنه شیعه نباید با تحلیلهای خودسرانه، در مسیر پیادهسازی اراده کلان ولی، اصطکاک و مانع اجتماعی ایجاد کند.
📌 شکر نعمت در عصر حاضر
امروز، وقتِ بهکار بستنِ این درسهای گرانبهای شیعی و اسلامی در نسبت با ولیفقیهمان، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای است. اگر مدعیِ فهم کلام ایشان هستیم، شکر این نعمت و لبیک به انتظار رهبر شهید در این محورها تجلی مییابد:
1️⃣ بیانات و فرامین ایشان را بدون سند معتبر و خارج از قواعد اصولیِ فهمِ متن تأویل نکنیم.
2️⃣ محکماتِ بیانات ایشان (یعنی حفظ انسجام، پیشرفت مردمپایه و ایستادگی) را محور قرار دهیم و اجازه ندهیم تکنکتههای هشداری، توسط خطوط رسانهای مجهول الحال به ابزار انشقاق تبدیل شود.
3️⃣ مواضع رسمی، قطعی و دستورات مستقیم ایشان را اقامه کنیم، نه اینکه تنها با چرخاندنِ پیکانِ تحلیلها به سمت متهمسازی این و آن، جامعه را خسته و جبهه خودی را فرسوده کنیم.
💡 یک تأمل : بیان ولی؛ محور است ؟ یا یکی از مولفه های تحلیل ؟
❗️وحدت حقیقی زمانی شکل میگیرد که بیانات ولی فقیه، «محورِ مستقل، مطلق و قطبنمای اصلی» تحلیلهای ما باشد. آفت بزرگ آنجاست که کلام ولی را در لایه حاشیه و صرفاً به عنوان «یکی از پارامترهای تحلیل» در کنار دهها متغیر سیاسی، جناحی، اطلاعاتی و پیشفرضهای خودمان قرار دهیم.
❗️در مواجهه با بازتابهای رسانهای اخیر پیرامون بیانات رهبر انقلاب، فارغ از اینکه دستگاه محاسباتی کدام مسئول یا نهاد دچار اختلال شده است؛ باید توجه داشت هر نوع رویکردی که متن و مرام ولی را از «دالّ مرکزی» به «حاشیه» تبعید کند، عملاً ضربه به ریشه و کارآمدی اصل ولایت فقیه است و این یک خطای راهبردی و غیرقابلاغماض است.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگ تمام نشده و هرگز بهطور کامل پایان نمییابد.
تا زمانی که منافع و دشمنیها وجود دارد، توقف درگیریها صرفاً یک وقفه است، نه پایان ماجرا.
از سال ۱۳۵۷ باید دستگاه تحلیلی ما این واقعیت را مبنای برنامهریزی قرار میداد که امنیت و پیشرفت کشور را نمیتوان بر اعتماد به بیرون بنا کرد.
شکوفایی داخلی و تقویت مولفه های قدرت ملی یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq
📌 بُن بست برچسب ها !
امروز هرچه سعی کردم یک چیزی بنویسم نشد، چرا؟
چون احساس میکردم بازیگردان هر که بوده، خیلی ماهرانه صحنه جامعه ایران را قفل کرده است.
امروز اگر از اعتماد به مسئولین، از متهم نکردن اشخاص، از لزوم مذاکره در عرف جهانی، یا از یکی بودن میدان نظامی و دیپلماسی حرفی زده شود، حتماً مالهکشی است. حتماً سادهلوحی است. حتماً از سر غریزه بقا حرف زده شده است و احتمالاً باید در لقمهی زنندهی این حرف یا جای دیگر، علت این انحراف را پیدا کرد. حتماً عقبماندن است؛ صاحب آن کلام حتماً با توابین و ابوموسی اشعری و محمد بن حنفیه و... محشور است.
همچنین اگر از تجربه برجام، از نگرانی بابت دستگاه محاسبات مسئولین، یا از مکر و نیرنگ دشمن حرامی حرفی زده شود؛ یا اگر مطالبه خبر واقعی و درست از مذاکره و توافق شود، یا اگر حتی بابت خونها و عرقهایی که در این مدت ریخته شده نگرانی بروز داده شود، حتماً بیعقلی است، حتماً افراط است، حتماً غر زدن است. حتماً مصداق مروق است و صاحب آن کلام هم حتماً با خوارج و برخی اصحاب منحرف امام حسن (ع) محشور است.
حالا اگر کسی مقداری صحنه را از بالاتر بخواهد نگاه کند و درگیر این دوگانه نشود، او هم در فضا به سر میبرد. حتماً انتزاعی است. حتماً لِمّی است. حتماً از مرحله پرت است. آکادمیک است. بهدردنخور و کتابخانهای است.
جالب اینکه به ازای این سه دسته، الان با ۵ نوع تهاجم مواجهه داریم:
تهاجم مالهکشها به غرزنها
تهاجم مالهکشها به انتزاعیها
تهاجم غرزنها به مالهکشها
تهاجم غرزنها به انتزاعیها
تهاجم انتزاعیها به غرزنها و مالهکشها
این صحنه هیچ راه حلی ندارد. دستهی غرزنها و مالهکشها و انتزاعیها به ته کوچه بنبست رسیدهاند و هرچه سینه و زنجیر بزنیم فایده ندارد. کوچه بنبست است!
تا چارچوب این است و برچسبها برقرارند، هیچ راهکاری وجود ندارد. راهکار، گذاشتن دینامیت زیر این دستهبندیها و برچسبها و جناحبندیهاست.
باید حرف زد، باید سخن گفت، باید برچسبها را کَند. باید دوباره به روایتِ «اُنظُر اِلی ما قالَ وَ لا تَنظُر اِلی مَنْ قال» (نقل به مضمون) عمل کرد. آن لحظه که دیگر به کسی که عقلی سرد در میدان گرم جنگ دارد، «مالهکش» نگوییم و به آن که دلی گرم با آرمانهای الهی در میدان سرد عافیتطلبیها دارد، «غرزن» یا «افراطی» نگوییم و به الهیات و مبانی مستحکم و اصیل خودمان برچسب «کلیات ابوالبقاء» نزنیم، بنبست باز میشود.
این مسئله فارغ از این است که جنگ و توافق و... به کجا بخواهد ختم بشود.
•┈┈••✾••┈┈•
فلق / https://eitaa.com/AlFalaq