eitaa logo
میراث امامان
426 دنبال‌کننده
188 عکس
4 ویدیو
36 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
🔘 از غدیر خم تا دولت اموی و دولت هاشمی در شعر کمیت اسدی (د. ۱۲۶ق) کمیت بن زید اسدی (د. ۱۲۶ق)، مهم‌ترین شاعر شیعی دورۀ اموی است. او در یکی از قصائد هاشمیات خود، پس از ابراز اندوه نسبت به فقدان بزرگان قریش -پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع)- به واقعۀ غدیر می‌پردازد و از حضور در دورۀ اموی شکوه می‌کند و امید خود نسبت به برپایی دولت هاشمی را ابراز می‌کند: نَفَى عَن عَينِكَ الأَرَقُ الهُجُوعَا ... وَهَمٌّ يَمتَرِي مِنها الدُّمُوعَا بی‌خوابی، آرامش و خواب را از چشمانت رانده است؛ و اندوهی، اشک‌ها را از آن چشم بیرون می‌کشد. دَخِيلٌ في الفَؤَادِ يَهِيجُ سُقماً ... وَحُزناً كانَ من جَذَلٍ مَنُوعاً اندوه‌ درون دل نفوذ کرده که بیماری و غمی را برمی‌انگیزد؛ غمی که آدمی را از هرگونه شادی و سرور باز می‌دارد. وَتَوكَافُ الدُّمُوعِ على اكتِئَابٍ ... أَحَلَّ الدَّهرُ مَوُجِعَهُ الضُّلُوعَا و این ریزش مداوم اشک‌ها از روی اندوه عمیقی است که روزگار، دردِ جانسوز آن را در میان استخوان‌های سینه جای داده است. يُرَقرِقُ أسجُمَاً دِرَرَاً وَسكبَاً ... يُشَبَِّهُ سَحُّها غَربَاً هَمُوعَا چشم، اشک‌هایی روان، پیاپی و دُرافشان جاری می‌سازد که شدتِ ریزش آن، به سطلِ بزرگ و لبریزی ماند که آب از آن فرو می‌ریزد. لِفُقدَانِ الخَضَارِمِ مِن قُرَيشٍ ... وَخَيرِ الشَّافِعِينَ مَعَاً شَفِيعَا (این همه گریه) به خاطر از دست دادنِ بخشندگان و بزرگانِ قریش (بنی‌هاشم) و از دست رفتنِ بهترینِ شفاعت‌کنندگان و والاترین شفیع است؛ لَدَى الرَحمَنِ يَصدَعُ بالمَثَانِي ... وكَانَ له أَبُو حَسَنٍ مُطِيعَاً همان (پیامبری) که در پیشگاه خداوند رحمان، آشکارا آیات قرآن (سبع المثانی) را می‌خواند و ابوالحسن (علی) همواره فرمانبردار مطیع او بود؛ حَطُوطَاً في مَسَرَّتِهِ وَمَولَىً ... الى مَرضَاةِ خَالِقِهِ سَرِيعَا (علی) که در مسیر خشنودی پیامبر فروتن بود و مولایی بود که به سوی خشنودی آفریدگارش شتابان می‌دوید. وأصفَاهُ النَّبِيُّ على اختِيَارٍ ... بِمَا أعيَى الرُّفُوضَ له المُذِيعَا و پیامبر از روی اختیار و گزینش، او را برگزید؛ با آن چیزی که دشمنانِ منکر و افشاکنندگانِ کینه را درمانده و لال کرد. وَيَومَ الدَّوحِ دَوحِ غَدِیرِ خُمٍّ ... أبَانَ لهُ الوِلاَيَةَ لو أُطِيعَا و در روزِ «دوح» (درختان بزرگِ)، درختان بزرگِ غدیر خم، پیامبر ولایت او را آشکار ساخت؛ ای کاش که اطاعت می‌شد! ولکِنَّ الرِّجالَ تَبَايَعُوهَا ... فَلَم أرَ مِثلَهَا خَطَرَاً مَبِيعَا اما آن مردان، خلافت را میان خود معامله کردند؛ و من هرگز کالای گرانبهایی چون این ندیده‌ام که این‌گونه فروخته شود! فَلَم أبلُغ بِهِم لَعنَاً وَلَكِن ... أسَاءَ بِذَاكَ أوَّلهُم صَنِيعَا من زبان به لعنِ (صریح) آن‌ها نمی‌گشایم، ولیکن نخستینِ آن‌ها با این کار، کار زشتی ساخت. فَصَارَ بِذَاكَ أَقرَبُهُم لِعَدلٍ ... إلى جَورٍ وأحفَظُهُم مُضِيعَا پس به سبب آن کار، آن کسی که به عدالت نزدیک‌تر بود، به ستم گرایید؛ و آن کس که نگهبان‌ترینِ آن‌ها بود، حق را ضایع کرد. أضَاعُوا أمرَ قَائِدِهم فَضَلُّوا ... وأقوَمِهِم لَدَى الحَدَثَانِ رِيعَا فرمان رهبر خود و استوارترینِ آن‌ها در مواجهه با حوادث روزگار را ضایع کردند و گمراه شدند. فَقُل لِبَنِي أُمَيَّةَ حَيثُ حَلُّوا ... وَإن خِفتَ المُهَنَّدَ وَالقَطِيعَا پس به بنی‌امیه در هر کجا که هستند بگو—حتی اگر از شمشیر بران هندی و تازیانه بیمناک باشی—: ألاَ اُفٍ لِدَهرٍ كُنتُ فِيهِ ... هِدَانَاً طَائِعاً لَكُمُ مُطِيعَا هان! اف بر روزگاری که من در آن از شما در ترس باشم و فرمانبرداری مطیع برایتان باشم! أجَاعَ اللهُ مَن أشبَعتُمُوهُ ... وأشبَعَ مَنْ بِجَورِكُمُ أُجِيعَا خداوند گرسنه گرداند هر آن کس را که شما سیرش کردید، و سیر گرداند هر آن کس را که به سبب ستم شما گرسنه نگه داشته شد! وَيَلعَنُ فَذَّ أُمَّتِهِ جِهَارَاً ... إِذَا سَاسَ البَرِيَّةَ وَالخَلِيعَا و خدا یگانهٔ امت در هنگام سیاست‌ورزی مردمان [در اقتدار و ستم‌ورزی: معاویة بن ابی‌سفیان] و خلیفهٔ فاسد [ولید بن عبدالملک] را آشکارا نفرین کند! بِمَرضِيِّ السِّيَاسَةِ هَاشِمِيٍّ ... يَكُونُ حَيَاً لأُمَّتِهِ رَبِيعَا به مردی هاشمی که سیاست و تدبیرش مورد رضایت است؛ کسی که برای امت خود، مایه حیات و بهار خرّم باشد؛ وَليثاً فِي المَشَاهِدِ غَيرَ نِكسٍ ... لِتَقوِيمِ البَرِيَّةِ مُستَطِيعَا و شیری ژیان در میدان‌های نبرد باشد، نه مردی ترسان؛ و کسی که تواناییِ راست کردنِ خلق را داشته باشد. یُقِیمُ أُمُورَهَا وَیَذُبُّ عَنْهَا ... وَیَتْرُكُ جَدْبَهَا أَبَداً مَرِیعاً امور امت را سامان می‌دهد و از حریم آن دفاع می‌کند و سرزمینی را که دچار قحطی شده، برای همیشه سرسبز می‌سازد. 📗 ابوریاش قیسی (د. ۳۳۹ق)، شرح هاشمیات الکمیت، ص۱۹۴-۱۹۹ @Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◾️مرگ عار نیست بر جوانمرد! نقل شده که حر بن یزید در مسیر کربلا به امام حسین (ع) گفت: ای حسین! خدا را به یادت می‌آورم دربارۀ خودت! من گواهی می‌دهم که اگر جنگ کنی، با تو جنگ شود و اگر با تو جنگ شود، نابود شوی! امام حسین (ع) فرمود: مرا با مرگ می‌ترسانی؟! همان را به تو می‌گویم که آن مرد اُوسی گفت [هنگامی به او گفته شده که اگر به یاری پیامبر (ص) برود کشته خواهد شد]: سأمضي فما ‌بالموت ‌عار ‌على ‌الفتى … إذا ما نوى حقا ‌وجاهد ‌مسلما وآسى الرجال الصالحين بنفسه … ‌وفارق ‌مثبورا وخالف مجرما فإن عشت لم أذمم وإن مت لم ألم … كفى لك ذلا أن تعيش وترغما می‌روم و مرگ ننگ بر جوان‌مرد نیست ... هنگامی که قصد حق را داشته باشد و در حالی که مسلمان است، جهاد کند و با جانش مواسات کند با مردان صالح ... و از شخص هلاک‌شده جدا شود و با شخص مجرم مخالفت کند پس اگر زنده باشم، نکوهش نخواهم شد و اگر بمیرم، سرزنش نخواهم شد ... همین خواری بس است که زنده باشی و ذلیل شوی! 📚 الطبقات الکبیر، 3/ 382؛ مشابه: تاریخ الطبري، 5/ 404، به نقل از ابومخنف؛ الإرشاد، 2/ 81؛ کامل الزیارات، 95-96؛ أمالي الصدوق، 154 @Al_Meerath
میراث امامان
📜 تطبیق سنگ‌نوشته‌های کهن اسلامی با شخصیت‌های شناخته‌شده در سال‌های اخیر سایت‌های باستان‌شناسی زیادی در عربستان کشف می‌شود که حاوی سنگ‌نوشته‌هایی از دورۀ اسلام و دورۀ پیش از اسلام است. اخیراً نیز کمیسیون میراث (تابع وزارت فرهنگ عربستان سعودی)، اطلاع داد که در منطقۀ مهد در استان مدینه، 1774 اثر باستانی کشف کرده که شامل 461 سنگ‌نوشته از دورۀ اسلامی می‌شود. یکی از این سنگ‌نوشته‌ها که در مهد کشف شده، کتیبه‌ای است که به خلیفۀ دوم، عمر بن خطاب (د. 23ق) نسبت داده می‌شود. این سنگ‌نوشته در فضای توییتر عربی و انگلیسی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بحث‌های جدلی پیرامون آن شکل گرفت. متعاقباً هم بحث‌های جدلی‌ای پیرامون دیگر سنگ‌نوشته‌هایی که در سال‌های گذشته کشف شده بود، از جمله سنگ‌نوشته‌های منسوب به زید بن حسن و امام صادق (ع) درگرفت. متن سنگ‌نوشتۀ منسوب به عمر بن خطاب از این قرار است: «الله ولي عمر بن الخطاب في الدنیا والآخرة: خدا سرپرستِ عمر بن خطاب در دنیا و آخرت است» (تصویر اول). این عبارت که بیشتر صورت دعایی دارد، معمولاً چنین تفسیر می‌شود که توسط شخصی نوشته شده که مورد دعا قرار گرفته است (در اینجا: "عمر بن الخطاب"). همچنین با توجه با خط کهن سنگ‌نوشته بسیاری فرض کرده‌اند که این می‌تواند از شخص خلیفۀ دوم باشد. با این حال، نباید شواهد باستانی تازه‌کشف‌شده را به همین سادگی تفسیر و تاریخ‌گذاری کرد. وحید صفا، محقق زبان‌های سامی، این کتیبه را از منظر کهن‌خط‌شناسی (paleography) بررسی کرده و نشان داده که سبک نگارش الف متصل در این کتیبه موافق با کتیبه‌های پالیوعربی و کتیبه‌های نیمۀ اول قرن اول نیست و مطابق با کتیبه‌های اواخر قرن اول است. وی نتیجه می‌گیرد که این کتیبه باید از یک "عمر بن خطاب" دیگر باشد که از خلیفۀ دوم متأخر بوده است. این مورد نشان می‌دهد که نباید در تطبیق سنگ‌نوشته‌ها با شخصیت‌های مشهور شتاب‌زده عمل کرد. مثلاً در کتیبۀ دیگری هم آمده: «اللهم إن حسن بن علي مؤمن بك وبرسلك ویشهد ألا إله إلا أنت ویستغفرك لذنبه فاغفر له...» (تصویر دوم). دربارۀ این کتیبه هم از آقای صفا پرسیدم و ایشان توضیح دادند که فرم خطّش مربوط به قرن دوم به بعد است لذا نمی‌تواند از امام حسن مجتبی (ع) باشد. در سوی دیگر با شواهد باستانی می‌توان درستی انتساب برخی از سنگ‌نوشته‌ها را به شخصیت‌های متقدم اسلامی نشان داد: برای نمونه، احمد جلاد و هیثم صدقی براساس شواهد زبان‌شناختی و رسم‌الخطی زمان نگارش دو کتیبه را مشخص می‌کنند و نویسندۀ یکی از آن دو کتیبه را با احتمال زیاد، صحابیِ مشهور، حنظلۀ غسیل‌الملائکه که در جنگ اُحد (سال 3ق) شهید شد، تعیین می‌کنند. در کتیبۀ حنظله آمده است: «بسمك ربنا أنا حنظلة بن عمرو أوصي ببر الله: به نامِ تو، پروردگارِ ما! من حنظله پسر عمرو هستم؛ سفارش می‌کنم به نیکی به الله» (تصویر سوم). @Al_Meerath
میراث امامان
◾️حسین بن علی (ع) و یادکردِ مقتل یحیی (ع) در مسیر کربلا علی بن زَید بن جُدْعان (د. 129ق) روایتی از علی بن الحسین (ع) نقل می‌کند که در آن از یادکردِ مقتل یحیی پسر زکریای نبی (ع) توسط حسین بن علی (ع) در طول سفر از مکه به کربلا سخن رفته است: ابوالنضر > سلیمان بن مغیره > علی بن زید بن جدعان: علی بن حسین (امام سجاد) برای ما روایت کرد و گفت: همراه با حسین بن علی (ع) [به سوی کربلا] آمدیم؛ در این مسیر، کمتر پیش می‌آمد که در منزلی فرود آییم، مگر اینکه برای ما داستان کشته‌شدن یحیی پسر زکریا را می‌گفت: پادشاهی از پادشاهان از دنیا رفت و همسر و دختری از خود برجای گذاشت. برادرش پادشاهی او را به ارث برد و خواست که با همسر برادرش ازدواج کند. پس با یحیی پسر زکریا دربارۀ این ازدواج مشورت کرد؛ چرا که پادشاهان در آن روزگار به فرمان پیامبران عمل می‌کردند. یحیی به او گفت: "با او ازدواج نکن، چرا که او بدکاره است." آن زن متوجه شد که یحیی دربارۀ او چنین گفته و پادشاه را از این کارمنصرف کرده است... زن گفت: "یا یحیی باید کشته شود یا پادشاه از حکومت بیافتد!" پس به سراغ دخترش رفت، او را آراست و به او گفت: "در حضور بزرگان و درباریان نزد عمویت برو؛ چراکه وقتی تو را ببیند، صدایت می‌زند، تو را در آغوش خود می‌نشاند و می‌گوید: هرچه می‌خواهی از من بخواه، که هرچه بخواهی به تو خواهم داد. پس هرگاه این را به تو گفت، بگو: هیچ چیز از تو نمی‌خواهم جز سرِ یحیی!" رسم پادشاهان آن زمان این بود که اگر یکی از آن‌ها در برابر بزرگان سخنی می‌گفت و به آن عمل نمی‌کرد، از پادشاهی خلع می‌شد. دختر همین کار را کرد. پس پادشاه میان دو انتخاب قرار گرفت: یا مرگ ناشی از کشتن یحیی و یا مرگ ناشی از از دست دادن پادشاهی‌اش. پس او پادشاهی‌اش را انتخاب کرد و یحیی را به قتل رساند و زمین مادر آن دختر را فرو برد (الخطب والمواعظ لأبي عبید، 169). مقتل یحیای تعمیددهنده در انجیل متی 14: 1-12 و انجیل مرقس 6: 14-29 نیز یاد شده است. داستان منقول از امام حسین (ع) هسته‌ای مشترک با روایت‌های متی و مرقس دارد: قتل یحیی (ع) به دلیل مخالفت با یک ازدواج نامشروع در خاندان سلطنتی و توطئۀ ملکه از طریق واسطه قرار دادن دخترش در یک مجلس رسمی. با این حال، تفاوت‌های ظریفی نیز میان آن‌ها وجود دارد که مناسب است در مجال دیگری به آن توجه شود. داستان یادکرد امام حسین (ع) از مقتل یحیی در مسیر کربلا، در دو طریق دیگر هم از علی بن زید روایت شده و می‌توان علی بن زید (د. 129ق) را حلقۀمشترک اصل این حدیث دانست: ... حماد بن سلمة (د. 167ق) > علی بن زید: علی بن الحسین (ع): حسین بن علی (ع) یک روز پیش از قتلش برایم روایت کرد، گفت: «بنی‌اسرائیل پادشاهی داشتند[...]»، پس حدیثی طولانی در خصوص قتل یحیی بن زکریا (ع) گفت (الآحاد والمثاني، 1/ 310؛ مشابه: المعجم الکبیر، 3/ 107). ... سفیان بن عیینه (د. 197ق) > علی بن زید: علی بن الحسین (ع) گفت: با حسین (ع) [از مکه به سوی عراق] بیرون آمدیم، پس در هیچ منزلی فرود نیامد و از آن کوچ نکرد، جز اینکه یحیی بن زکریا (ع) و قتلِ او را یاد کرد. یک روز گفت: از پستی دنیا نزد خدا است که سر یحیی بن زکریا (ع) هدیه شد به بدکاره‌ای از بدکاره‌های بنی‌اسرائیل! (الإرشاد، 2/ 132). نگر: نمودار اسناد حدیث علی بن زید این روایت کهن‌ترین روایت شناخته‌شده دربارهٔ پیوند میان شهادت یحیی (ع) و شهادت حسین بن علی (ع) است؛ پیوندی که در سنت روایی بعدی نیز بارها بازتاب یافته است: از جمله حسین بن علی (ع) "شبیهِ یحیی" خوانده شده و گفته شده که آسمان بر هر دو گریسته و قاتل هر دو ناپاک‌زاده بوده است (قرب الإسناد، 100؛ کامل الزیارات، 77-79، 89-93، 291). * تصویر اول و دوم: دو نقاشی رنگ روغن، اثر کاراواجو (د. 1610م)، نقاش برجستۀ ایتالیایی که آثار مهمی از جمله "شک توماسِ مقدّس" از کارهای اوست. نقاشی اول، "سربریدن یحیای تعمیددهندۀ مقدّس" (1608م) است. این اثر بزرگ‌ترین اثر کاراواجو از نظر ابعاد است (۵.۲ در ۳.۶ متر) و تنها اثر اوست که او آن را امضا کرده است. در این نقاشی جلاد با خونسردی خنجر را کشیده تا کار را تمام کند و دختر (سالومه) با خونسردی، تشت طلا را جلو آورده تا سر بریده را تحویل بگیرد. نقاشی دوم، "سالومه با سر یحیای تعمیددهنده" (نسخۀ لندن؛ حدود 1609-1610م) است که در آن جلّاد سر یحیی را در تشت طلای سالومه قرار می‌دهد. کاراواجو دو نسخه از این نقاشی دارد که در اینجا نسخۀ لندن آمده و نسخۀ مادرید را در این مدخل می‌توانید ببینید. تصویر سوم و چهارم: متن کتاب الخطب المواعظ ابوعبید قاسم بن سلام (د. 224ق) است که در آن مقتل یحیی به روایت علی بن زید از علی بن الحسین (ع) از حسین بن علی (ع) ثبت شده و در ادامه آمده که علی بن زید این روایت را بر سعید بن مسیب عرضه کرد و سعید داستان قتل زکریای نبی را هم برای او گفت. @Al_Meerath
◾️شبیه یحیی بن زکریا (ع) به چند سند روایت شده از حنان بن سدیر از امام صادق (ع) که دربارۀ زیارت امام حسین (ع) فرمود: ... زُرْهُ وَ لَا تَجْفُهُ فَإِنَّهُ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ شَبِيهُ‌ يَحْيَى‌ بْنِ زَكَرِيَّا وَ عَلَيْهِمَا بَكَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ ... حسین را زیارت کن و به او جفا نکن! چه او سرور شهیدان و سرور جوانان اهل بهشت و شبیه یحیی بن زکریا است و بر آن دو آسمان و زمین گریست! 📚 کامل الزیارات، 91، 291؛ مشابه: قرب الإسناد، 100؛ کامل الزیارات، 109، به اختصار؛ ثواب الأعمال، 97، به اختصار. این حدیث یکی از احادیث کهن امامیه در سفارش به زیارت امام حسین (ع) است. حلقۀمشترک اصلی این حدیث، حنان بن سدیر صیرفی است. عبدالصمد بن بشیر و محمد بن اسماعیل بن بزیع نیز به عنوان حلقۀ‌مشترک‌های فرعی‌ این روایت را مستقیماً از حنان روایت می‌کنند و طرق دیگری نیز به حنان منتهی می‌شود. البته پیوند شهادت حسین بن علی (ع) با شهادت یحیی بن زکریا (ع) تنها در روایت حنان از امام صادق (ع) نقل نشده است. در روایات کلیب بن معاویه، عبدالخالق، داود بن فرقد، اسماعیل بن کثیر، و حسن بن زیاد از امام صادق (ع)، قاتل یحیی (ع) و قاتل حسین (ع) در کنار هم و با یک وضعیت یاد شده‌اند: قاتل یحیی بن زکریا (ع) و قاتل حسین بن علی (ع) فرزندِ زنا بودند (کامل الزیارت، 77-79، 91). @Al_Meerath