هوای روضه ندارم ولی کسی انگار
میان دفتر من مینویسد از غم تو
گریز میزند از ماتمت به عاشورا
گریز میزند از کربلا به ماتم تو
_ سید حمیدرضا برقعی
مراسم اربعین شهدای جنایات عناصر تروریستی آمریکایی صهیونیستی در اغتشاشات اخیر تهران
زمان: سهشنبه ۲۸ بهمنماه ساعت ۱۴:۳۰
مکان: مصلای تهران
فردا میشود چهلمین روز …
دنیای عجیبیست …
قبلترها میگفتند قاتل به صحنه جرم باز میگردد اما حالا قاتلها و جلادها از صحنه جرم جایی نرفتهاند و خیمه عزا زدهاند برای آنها که کشتهاند !
ما نیاز به یک رستاخیز جمعی سوگ و حماسه داریم و فردا شروع درستیست
از مساجد و محلهها و …
به میان خانوادهها رفتن و سر سلامتی دادن، بر سر مزار پاکشان رفتن …
راوی قصههایشان شدن
شهدای این بار عجیب مظلومند و نامشان در هیاهوی اعداد گم شد و حقشان ادا نشد !
#فتنه_آمریکایی
از سرو قامت پسران
از ساقههای نازک اندام دختران
غسالخانهها شده مالامال،
باید پی کدامیک از پارههای تن
مبهوت و لال
با قامتی خمیده بگردم؟
با چشم کور خویش چگونه
دنبال نور دیده بگردم؟
نام یکی از اینهمه فرزندان
چون در شناسنامهی من نیست،
پنداشتی که خاطرم آسودهست؟
پنداشتی که یک سر سوزن توان و تاب
باقی است در تنم؟
نام مرا
در صدر کشتهها بگذارید
صاحبعزا منم!
از سردخانه آمدهام بیرون
با پای ردشده از خون
از خون پایمال
باید کسی به داد رسد، اما
جلادم آمدهست به استقبال!
تیغش در آستین
این درد را کجا ببرم؟
وقتی که دست یخزدهام را
دستی نجس گرفته به دلداری
دست پلید فرقهی خونخوار “ابستین”
با ادعای همدلی و یاری
این درد را کجا ببرم؟
وقتی سپاه مغول
اطراف صاحبان عزا را گرفتهاند
با تاجهای گل
آیا درست میشنوم؟
این همنوایی شوم
آیا برای غربت ایران است؟
یا این هجوم
این نالههای گنگ و شبیخون سایهها
کابوس سهمناک شب صاحبان سوگ
هذیان تلخ شام غریبان است؟
اینها چه میکنند
در مجلس عزای جوانان میهنم؟
صاحبعزا منم!
از باختر
اکوان دیو،
نزدیکتر
کفتار طفلخوار تلآویو،
با پوزههای هرزهی خونآشام
در سوگ پارههای تنم ضجه میزنند!
اینان کهاند؟!
من با وجود شِکوه ز حکام
در کنج خانه، خون جگر میخورم ولی
دل خوش نمیکنم به تسلای دشمنم
صاحبعزا منم!
عفریت قرن، مادر داعش
تور عزا فکنده به سر
توری دگر در آب گلآلود
مانند آروارهی تمساح
ماهی مگر بگیرد از این رود
با خیلی از ندیمه و نوکر
زاریکنان مقابل رویم نشسته است!
این شوخی سخیف
جز وهن صاحبان عزا چیست؟
شیطانپرست فاسد کودکخوار
هرگز پی رهایی ما نیست!
زنهار از این سراب دروغین التیام
باید که در جواب
آب دهان به پوزهی چرکش بیفکنم
ای جغد شوم! گم شو از این بام
صاحبعزا منم!
نوکیسهگان تازه به دوران رسیدهای
صاحبعزا شدند که عمری
بر سفرهی گشادهی بیتالمال
زالوصفت ز خون وطن باد کردهاند
حالا ولی
در برجهای عاج
مشغول انتشار فراخوانند
تا کشتههای تازه بگیرند
از مردمی که زخمی تاراج
دل خوش به این جماعت شیاد کردهاند
بیاعتنا به ناله و هشدار و شیونم
صاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که جوانان سینهچاک
وقتی زوال میهن خود را
فریاد میزنند
هورا نمیکشم
یا کف نمیزنم
زیرا ز هر طرف که فتد کشتهای به خاک
صاحبعزا منم!
هرچند زین درخت
هم خارهای هرز به دستم خلیده است
هم شاخههای منحرف خشک
پای مرا و پیرهنم را دریده است،
هرگز به دام تیشه نمیافتم
دارد اگرچه آفت بسیار
هرگز به جان ریشه نمیافتم
با زخم استخوان هرسش میکنم ولی
از بن نمیکنم
صاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که نمیخواهم
پژواک ضجههای جگرهای ریش را
با شیونی دوباره بیامیزم
یا در پی مطالبهای موهوم
فرزند خویش را
از ریسمان پاره بیاویزم
تا کورسوی شعلهی امّید
بار دگر زبانه کشد اما
در های و هوی وهم رود بر باد
خود، آتشم ولی
تا عرش اگر زبانه کشد فریاد
هیزم در این تنور نمیریزم
چون دود آن به چشم تو خواهد رفت
ای نور دیدگان!
بگذار سر به جای خیابان به دامنم
صاحبعزا منم…
_ افشین علاء | زمستان ۱۴۰۴
ناجه
از سرو قامت پسران از ساقههای نازک اندام دختران غسالخانهها شده مالامال، باید پی کدامیک از پارهها
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نو کیسهگان ِتازه به دوران رسیدهای
صاحب عزا شدند،
که عمری بر سفرهی گشاد بیتالمال
زالو صفت ز خون وطن باد کردهاند !
شعبان هم گذشت
و ما غافل از احوال دل خویشتن …
دست خالی اومدیم در خونت،
دست خالی ردمون نکن …
#ماه_رمضان
VAYMAHIE4_5807857628956601443.mp3
زمان:
حجم:
667.4K
*/
زنگ موبایل برا بیداری سحری تضمینی
[ پارت ۲ ]
#ماه_رمضان
@Al_Naje
ء/
«بسم الله الرحمن الرحیم»
اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَهِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ
خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى و قیام و عبادتم در آن قیام شب زنده داران و بیدارم فرما در آن از خواب بى خبران و ببخش به من گناهم را در این روز اى معبود جهانیان و در گذر از من اى بخشنده گناهکاران
#دعای_روز_اول
#ماه_رمضان
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
بیوطنها از آنجا که شعور، ابتکار و توان لازم برای اکتهای موثر اعتراضی علیه حاکمیت را ندارند و سطح تفکر و تحلیلشان با جلبک در رقابت است، پس کارهای روزمرهشان را بهنیت اکت سیاسی انجام میدهند تا کاری کرده باشند. گاه بوق زدنشان سیاسی میشود، گاه اتو به برق زدنشان، گاه ۹ شب آشغال بیرون گذاشتنشان و حالا هم خوردن و آشامیدن روزانه. من میخورم، پس درحال مبارزهام! بعید نیست فردا روزی شاهزاده فراخوان قضایحاجت یا نفسکشیدن بدهد و این امور هم تبدیل به مبارزه و عمل براندازانه شود. مبتذلاید و حتی مبارزه را به ابتذال کشیدهاید. هیچندارهای کوتوله ترحمبرانگیز!
«مهدی مولایی»