هنوز که هنوزه بعد از گذشت یک سال و نیم، به شب ۲۳ ام خرداد که فکر میکنم گریم میگیره.
آهنگی که اون شب، یک ساعت و نیم قبل حمله گوش کردم رو پاک کردم چون اون شب دوباره برام مرور میشد و حالم میشد و گریم میگرفت.
هنوز که هنوزه وقتی شب اونجایی میخوابم که اون شب اونجا خوابیده بودم بغض میکنم…
خیلی سخت گذشت و فقط میتونم بگم لعنت به هرکس که باعث شد پای جنگ به این کشور باز بشه.
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد یه سال ناخواسته دوباره اینو دیدم.
حالا مگه گریههام بند میاد؟
ولی من معتقدم شهدای ۲۳ ام خرداد ۴۰۴ واقعا شهدای خوشبختی بودن که زودتر رفتن و ۹ اسفند رو ندیدن… شاید خدا میدونست طاقت زندگی کردن بعد اون خبرو ندارن و زودتر بردشون پیش خودش. ما چطور زندهایم؟ نمیدونم.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
پس از مرگ هارونالرشید، بین پسرانش امین و مأمون بر سر خلافت جنگ شد. امین خادمی داشت به اسم کوثر که معشوق او بود و خواب و خوراک از او ربوده بود. هنگامی که امین با برادرش مأمون در نبرد بود، طاهربنالحسین فرمانده مأمون، یک به یک شهرها را فتح و بغداد را که مقر خلافت امین بود دوسال در محاصره خود گرفت؛ اما جنگ به هیچوجه امین را از تفریحات و عیش و طرب خویش بازنمیداشت. امین با معشوق خویش بر ساحل دجله به ماهیگیری بودند که در همان حال شخصی به نزدش آمد و خبر ورود طاهربنالحسین و شکسته شدن دروازهی بغداد را به او داد. امین با کلافگی گفت: وای بر تو! رهایم کن؛ کوثر دو ماهی صید کرده و من هنوز نتوانستم هیچ ماهیای بگیرم! او از ماهیگیری بازنگشته بود که توسط طاهر سرش از تن جدا و به نزد مأمون فرستاده شد و بدنش را هم با بدن کوثر تکهتکه و مُثله کردند و این فرجام تراژیک خلیفه و معشوقش بود.
حالا با خبر سقوط ارتفاعات و روستاهای لبنان، بعضی از ما همچنان در غفلت خود به سر میبریم و بیتوجه به عاملیت و جنایت دشمن، انگشت اتهام بسوی یکدیگر گرفتهایم و دنبال مقصر در میان خودمانیم. که شما باعث وضعیت فعلی هستید! گو هر یک از ما بر ساحل دجله خویش مشغول ماهیهایمان هستیم و سقوط شهر و ارتفاعات هم ما را به خود نمیآورد و از هر مسئلهای دستاویزی برای تفرقه میسازیم. جوهر پیامهای صدباره رهبری درباره تبدیل نکردن اختلافات به دعوا و تنازع خشک نشده که ما باز یقهگیر هم شدهایم. سقوط مناطق و ریخته شدن خونها اگر ما را به خود نیاورد، پس کاش خدا ما را به خودمان بیاورد!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
مولای ما علی علیهالسلام میفرمود:
شخص خوابیده، از درد و رنج راحت است
به همین جهت خواب، مانند مرگ است!
ــ غررالحکم، حدیث ۱۰۴۲۹
هدایت شده از مالادا | مائده زارعی
یه جا تو کتابِ قیدار، قیدار میگه «هشتاد گوسفند زمین میزنی برای سلامتیِ امام خمینی که طیارهاش سالم بنشیند. آقا هشتاد ساله است، قیدار سالی یک گوسفند برای سلامتیش به عالم بدهکار بوده.»
آقا جانم کاش منم یه مال و منال یا گنجی، چیزی داشتم. فردا که تولدتونه پنجاهوهفت راس گوسفند برای سلامتیتون زمین میزدم. بعدم همه تیکههاشو از گوشت و دنبه گرفته تا دل و جیگرش رو تقسیم میکردم بین نیازمندا. به هرکدوم هم ده کیلو گوشت میدادم که تا چندماه نگران گوشت یخچالشون نباشن. کله و پاچهش رو هم میدادم تکیه آقا مرتضیعلی که یه شب تو سفرهی امام حسنمجتبی کلهپاچه بدن.
|مائده زارعی|
#کتاب
|@miimzarei