💠 آماده باش!
به مرحله حساس "مفاهمه اسلام" وارد شدیم.
به طور کلی در متن جامعه، افراد مختلف، برداشتهای خودشان را از اسلام داشته و دارند، به قولی:
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست #اسرار من
اما مدتی است جامعه از روی اضطرار و البته اشتیاق، به این نتیجه رسیدهاست که این فهم ناقص و ظنی به کارش نمیآید و باید تفقه در دین را به طور دقیق و مسئله محور برای الگوسازیهای خرد و کلان، از سرگیرد؛
از این رو باید گفت در سطح همگانی به مرحلهی مفاهمه اسلام وارد شدهایم.
👌 ورود جامعه به این مرحله بدین معناست که جامعه در حال پذیرش این اصل است که:
"دین به طور مستقل، برای همه جنبههای زندگانی بشر برنامه دارد"
▫️مرحلهای که میبایست تمام تلاشها، تفحصها، جریانسازیها و گفتمانهایش در کنار "مفاهمه طاغوت" باشد، زیرا این روی قضیه که همیشه با اَشکال مختلف بصورت بارز و مخفی در حال جولان است، جدا از فهم دین نیست.
▫️سختی این مرحله به اینست که این مفاهمه هر چه صحیحتر، سریعتر، گستردهتر و البته مستمر انجام شود.
▫️این مرحله اثر شتاب دهندهای بر #بیداری_بزرگ آزادگان عالم دارد و رویها را بیش از پیش به سمت کانون تحولات جهان میچرخاند.
آزادگانی که بعد از خروارها بدبختی که "جبت و طاغوت" با "شبه علم و زور" بر سرش آوردهاند، روز به روز بیشتر به دنبال نور امید میگردند.
خوشبختانه جامعه ما، امروز این مفاهمهی مبتنی بر نیاز را شروع کرده است ولی فعلا خود در این مرحله شاگرد تازه واردی است...
#علم_نافع
#تفقه_در_دین
#الگوی_پیشرفت_اسلامی
@Al_maknon
📣 دستگاه ارزیابی کشور نیارمند تحول است
از نقاط آغاز ساخت دولت اسلامی، لزوم تحول در قوه #ارزیابی کشور است.
نظام ارزیابی مبتنی بر حقیقت (اشراف و احاطه) و نظام ارزیابی مبتنی بر شبه علم (ظن و گمان)، هر کدام رهآوردهای خود را دارند و انتخاب یا ترجیح هر کدام بر دیگری نتایج کاملا جدا و متضاد از هم را به بار میآورند.
اهمیت این مطلب زمانی روشن میشود که بدانیم مثلا نظام صحیح یا غلط ارزیابی غذا در کشور، هر کدام چه افقهایی را پیش روی خود ترسیم میکنند؟
⭕️ نظام غلط ارزیابی غذا میتواند حتی یک جامعه اسلامی را به اسم علم! بدون حساس شدن آحاد جامعه به طور کاملا نرم به سمت حرام خواری، حشره خواری، نجاست خواری، ایجاد و افزایش بیماریها و بروز صفات رذیله انسانی سوق دهد!
✅ در حالی که اصلاح نظام ارزیابی غذا جامعه را به سمت حلال و طیب خواری، غذای سازگار با مزاج، کاهش بیماریها و بروز صفات نیک انسانی سوق میدهد.
[در اینباره صفحات ۴۲ تا ۶۶ گزارش راهبردی انتخابات و الگوی پیشرفت اسلامی را بخوانید]
دریافت متن کامل گزارش
🌐 https://eitaa.com/olgou4/6589
🔻ایضا در این گزارش بخوانید:
مقایسه این دو نظام ارزیابی و رهاوردهای حاصله از آن در این حوزهها:
- ساختمان
- زندگی شهری
- شاخصههای اقتصادی
- و سلامت کشور
👈 فایده و اهمیت گزاشهای #ارزیابی بدین پایه است که میتواند باعث جهتدهی و تغییر تفکر و رفتار انسانها "خصوصا مسئولین و رئیس جمهور" شود.
@Al_maknon
اگر میخواهید بدانید
وقتی میگوییم دعوا بر سر علم است دقیقا منظور چیست؟
این ویدئو را ببینید تا به پاسخ این سوال برسید
🎞 https://www.aparat.com/v/dS5ug
بعضیها شنیدهاند دستگاه پزشکی در دنیا بر اساس تجربه کار میکند!
اما نمیدانند تجربه اش قطع و یقین بدست نمیدهد ...
❓واقعیت ماجرا چیست؟
❓چاره کار کجاست؟
❓عقل چه میگوید؟
👌دوگانه تجربه یا وحی غلط است (سوال چهارم را دوباره بخوانید)
👌نمونههای علم محض امام
👌پاسخ به شبهات مربوط به سند روایات
#از_امام_بپرس
@Al_maknon
روستا درمانی، آرزو یا دارو؟
برای ما که در حصار شهرها از زمین و آسمان منع شدیم و به راههای خطکشی شده و شلوغ خیابانها محدود؛ #روستا_درمانی بهترین علاج بیماریهای "سخت و غم بار" شهرنشینیست که مدرنیته با شعار "رفاه و خوشی" برایمان به ارمغان آورد!
چه بیماریهای سخت
و چه نسخههای راحت
ولی افسوس! دور از دسترس ...
@Al_maknon
حقیقت علم چیست؟
نمیشود درباره حقیقت علم صحبت کرد و از حدیث معروف عنوان بصری نگفت (متن عربی و فارسی حدیث)
در این حدیث امام صادق علیهالسلام حقیقت علم و راه رسیدن به آن را بیان میکنند ...
ثابت قدمی، یاری طلبیدن از خدا و شکر گذاری درسهاییست که باید از شخص عنوان بصری در مسیر علمآموزی آموخت.
@Al_maknon
🌸حدیث عنوان بصری: دستورالعمل امام صادق علیهالسلام به رهروان صادق
(قسمت اول)
شهيد ثانى از عنوان بصرى، كه پير مردى نود و چهار ساله بود، نقل مى كند كه او گفت:
چند سالى نزد مالك بن انس مى رفتم، چون جعفر بن محمد صادق عليه السلام آمد، نزد او رفتم و مايل بودم، همان طور كه نزد مالك بن انس براى اخذ علم مى رفتم، از آن حضرت نيز كسب علم نمايم. روزى حضرت به من فرمود: من خواستاران بسيارى دارم، ليكن مرا در هر ساعتى از شب و روز اورادى است كه بايد بدانها مشغول باشم؛ پس مرا از ورد و ذكرم باز مدار! و همان طور كه پيش مى كردى، نزد مالك رو، و از او كسب علم كن!
(چون اين سخن شنيدم) سخت غمگين شدم و از حضورش مرخص شده، با خود گفتم: اگر در من خيرى ديده بود، اين چنين نمى فرمود.
پس وارد مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله شده، بر آن حضرت صلى الله عليه وآله سلام كردم. فردايش به كنار قبر پيامبر آمدم و دو ركعت نماز خوانده، گفتم: خدايا! از تو مى خواهم كه قلب جعفر عليه السلام را با من نرم گردانى و آنچه از علم او كه باعث هدايتم به صراط مستقيمت شود، روزى ام گردانى.
سپس با ناراحتى به خانه باز گشتم و نزد مالك بن انس نيز نرفتم؛ چرا كه قلبم از محبت جعفر بن محمد صلى الله عليه وآله مملو بود و تنها براى اداى نماز واجب از خانه خارج مى شدم؛ تا اين كه صبرم تمام شد و به در خانه حضرت آمده، اذن ورود خواستم.
خادمش بيرون آمد و گفت: حاجتت چيست؟
گفتم: مى خواهم بر شريف (امام صادق) سلامى عرض نمايم.
گفت: در حال نماز است.
مدتى همام جا نشستم. پس از اندكى آمد و گفت: بر بركت خدا وارد شو!
وارد شدم و سلام كردم، حضرت جواب گفت و فرمود: بنشين خدايت ببخشايد!
نشستم.
حضرت سر مباركش را بالا آورد و فرمود: كنيه ات چيست؟
گفتم: ابو عبدالله.
فرمود: خداوند كنيه ات را ثابت بدارد و توفيقت دهد! اى ابو عبدالله! حاجتت چيست؟
با خود گفتم: اگر در اين ديدار، حتى جز اين دعا بهره اى ديگر نبرم، باز هم كافى است .
حضرت دوباره فرمود: حاجتت چيست؟
گفتم: از خدا خواستم كه قلب شما را با من نرم گرداند و از علم شما، اندكى روزى ام گرداند و اميد دارم كه خداى تعالى اين حاجت شريف را اجابت فرمايد.
فرمود: اى ابو عبدالله! علم با تعلم حاصل نشود؛ بلكه نورى است كه بر قلب آن كس كه خداوند خواهد هدايتش كند بتاباند.
اگر طالب آنى، ابتدا حقيقت عبوديت را در خودت ایجاد کن و علم را به واسطه عمل به آن بجوى و از خدا فهم و درك را طلب نما! تا تو را بفهماند.
گفتم : اى شريف!
فرمود: بگو اى ابا عبدالله!
گفتم: اى ابا عبدالله! حقيقت عبوديت چيست؟
فرمود: سه چيز است:
▫️يكى اين كه بنده در آنچه كه خدا به او داده است، مالكيتى براى خود قايل نشود؛ چرا كه بنده و غلام را ملك و مالى نيست. مال و ثروت را از آن خدا بداند و طبق اوامر او، آنرا مصرف نمايد.
▫️ديگر اين كه بنده تدبيرى براى خود نداشته باشد.
▫️و شى ء سوم آنكه، در آنچه در خداوند تعالى امر و نهى اش فرموده است، خود را مشغول سازد (و از آن اطاعت كند).
پس چون خود را به او تفويض کند، مصايب دنيا براى او آسان گردد و چون به اطاعت و انجام اوامر و نواهى خداوند مشغول باشد، به ستيز و مباهات با مردم نپردازد.
و چون خدا بنده اى را با اين سه خصيصه گرامى داشت، دنيا و ابليس و خلق در نظر او خوار شوند و دنيا را براى تكاثر و تفاخر نطلبد، و آنچه را كه نزد مردم است، براى عزت و بلندى مرتبه خود طلب نكند و روزهايش را به بطالت نگذراند.
پس اين اولين درجه تقواست.
خداوند متعال فرموده است : تلك الدار الاخره نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لافساد و العاقبه للمتقين.
ادامه دارد ...
@Al_maknon
حدیث عنوان بصری: دستورالعمل امام صادق علیهالسلام به رهروان صادق
(قسمت دوم)
گفتم: اى ابا عبدالله، مرا نصيحتى فرما!
فرمود: تو را به نه چيز وصيت مى كنم، كه آن، وصيت من است براى كسانى كه خواهند در طريق خداى تعالى گام نهند و از خدا مسئلت دارم كه تو را در عمل بدانها موفق نمايد.
يك نصيحت، در رياضت نفس است و سه ديگر در حلم و سه نصيحت بعدى در علم. آنها را حفظ كن و سبك مشمار!
فرمود:
اما در مورد رياضت:
▫️آنچه را كه بدان اشتها و ميل ندارى مخور! چون موجب حماقت و بلاهت شود. چيزى مخور جز به هنگام گرسنگى، و چون خوردى، از حلالش بخور و نام خدا آور و حديث رسول صلى الله عليه وآله را به ياد آور كه فرمود: آدمى هيچ ظرفى را بدتر از شكمش پر نكرد. پس اگر لازم شد كه طعامى بخورد، ثلثى از شكمش را براى طعام، و ثلثى را براى آب و ثلثى ديگر را براى نفسش قرار دهد.
اما نصايحى كه در حلم است:
▫️چون كسى تو را گفت كه يكى بگويى ده تا مى شنوى، او را بگو كه اگر ده تا بگويى، يكى هم نخواهى شنيد.
▫️چون تو را دشنام دهند، او را بگو كه اگر در آنچه گفته اى، صادقى از خدا خواهم كه مرا ببخشايد، و اگر كاذب هستى، از خدا خواهم كه تو را ببخشايد.
▫️و چون كسى تو را به سخنى - به فحش و ناسزا - وعده داد، تو او را نصيحت و دعا وعده ده!
اما درباره علم:
▫️آنچه را نميدانى از آگاهان بپرس، ولى براى عيب جويى و آزمايش مپرس.
▫️مبادا بر اساس خودرایی دست به کاری زنی که بدان علم نداری و در تمام امور راه احتياط را رها مکن.
▫️آنچنان كه از شير درنده فرار مى كنى از فتوا دادن بدون علم بپرهیز و گردنت را پل عبور مردم قرار مده!
اكنون اى ابو عبدالله، برخيز كه نصايحم را گفتم و مرا از وردم باز مدار! چرا كه من به نفس خود ضنينم. والسلام على من اتبع الهدى.
@Al_maknon
هدایت شده از الگوی اسلامی پیشرفت
طبقه بندی جدید علوم . ۳ آذر ۱۴۰۱.pdf
حجم:
7.1M
🗞 متن کامل گزارش راهبردی طبقه بندی جدید علوم (طبق فهرست جدال احسن) برای دستیابی به استراتژی اقتدار علمی / ۲۰۴ صفحه
❓بررسی اشکالات طبقه بندی بیکنی از علم
❓ تبیین اجمالی طبقه بندی جدید از دانش
❓ روش تحقق طبقه بندی جدید از دانش
#طبقه_بندی_جدید_علم
#اقتدار_علمی
https://eitaa.com/olgou4
⚡️عقل عاشق
هزار سال سجده عقل
🌸 پیامبر صلی الله علیه و آله [فخر عالم، عقل اکمل] فرمود:
به راستی که خدا، عقل را از نوری که در گنجینه علم پیشیناش نهان بود و هیچ پیغمبر مرسل و فرشته مقربی از آن آگه نبود، بیافرید.
▫️دانش را نفس او قرار داد
▫️و فهم را روان او
▫️و زهد را سر او
▫️و حیا را دو چشمان او
▫️و حکمت را زبان او
🤍و مهربانی را همت او
❤️و دلسوزی را قلب او
و سپس میان او را آکنده از ده چیز کرد و با آن ها نیرومندش نمود:
با یقین و ایمان و راستی و آرامش و اخلاص و سازش و بخشش و قناعت و سرسپردگی و سپاسگذاری.
و سپس به او فرمود: پس رو پس رفت، پیش بیا پیش آمد.
فرمود سخن بگو. گفت: ستایش خدای را که نه ضدی دارد و نه همتایی، نه مانندی و نه همسر و همترازی و نه مثلی؛ خدایی که همه چیز در برابر بزرگواری اش سرافکنده و خوار است.
پس پروردگار فرمود: به عزت و جلالم سوگند که زیباترین و فرمانبردارترین و والاتر و شریفتر و عزیزتر از تو آفریده ای را نیافریدم، به واسطه تو مواخذه کنم و عطا نماینم و به یگانگی شناخته و پرستیده و خوانده و خواسته شوم و مورد امیدواری باشم، به واسطه تو از من بر حذر باشند و پاداش و عذاب به واسطه تو باشد.
❤️در این هنگام عقل به سجده افتاد و هزار سال در سجده بود تا ...❤️
خدای تبارک و تعالی فرمود: سر خویش بردار و هر چه خواهی بخواه تا عطا شود و شفاعت کن تا پذیرفته شود.
عقل سرش را برداشت و عرض کرد: بارلها از تو درخواست میکنم که شفاعت مرا درباره خردمندان بپذیری.
پس خدا به فرشتگانش فرمود: شما را گواه می گیرم که من شفاعت او را درباره هر کس که عقل را در او آفریدم، پذیرفتم.
📖 الخصال الممدوحه و المذمومه - شیخ صدوق (ره)
@AL_maknon
📊 آسانسورِ پر فراز و نشیبِ سرمایهداری یا زمینِ سفتِ زیر پا؟
اوایل زمستان سال گذشته بود که برای آگهی استخدام مدیر بازرگانی، به یک شرکت تولیدی مراجعه کردم.
پس از گزینشهای اولیه در مصاحبه نهایی، مدیرعامل آنجا که یک شرکت تولید و خدمات آسانسور بود، با صداقت تمام همهی مشکلات پیش آمده بر سر تولیدشان را بیان کرد و بیپرده گفت برای تامین مخارج جاری و حقوق کارگرانِ دو سه تا کارخانهی بزرگ خود ماندهایم.
گفت هیچ مشکلی نداریم جز افزایش شدید قیمت ارز که باعث شده مواد اولیه را گرانتر بخریم و نهایتا محصول تولید شده را هم گرانتر بفروشیم. اما کو فروشی؟ رشد قیمتها در مدت اخیر، خیلی بیشتر از راه افتادن بازارهای ساخت و ساز بودهاست. بازارهایی که از قبل هم خوابیده بود و فروشی که به این دلیل افت کرده... البته محصول ما با این تصاعد قیمتها، همین الان یک کالای سرمایهایست و طوری شده که اگر اصلا آن را نفروشیم و نگه داریم برای ما سود بیشتری دارد، اما در اینصورت هزینه های جاری و حقوق کارگران را چه کنیم؟ بانک هم به ما وام نداده، یک سال با وعده و وعید ما را سر کار گذاشت و خوب از پول ما استفاده و در آخر سرمایهی ریالیِ ما را بیش از نصف کرد!
یا باید یکی از کارخانهها را علارقم میلمان جمع و با آن همه کارگر و متخصص خداحافظی کنیم و یا باید راه دیگری برای تامین مالی مخارج جاری پیدا کنیم...
در نهایت راهی برایمان نمانده جز اینکه با منابع مالی شرکت، وارد بازار سوداگری شویم و آن را ماه به ماه و آن به آن بیشتر کنیم.
کار شما این است: سرمایه از ما، پشتیبانیِ تجربی و آموزش صفر تا صدِ رایگان و حمایت همه جانبه از شما با ما، حتی ضرر احتمالی شما هم از ما، در عوض همکاری شما در رصد مداوم تمام بازارهای سرمایهی ایران و جهان و خرید و فروش انواع محصول و ارز (به اسم تجاریِ ما) از شما. حتی مسیر شغلیِ رو به بالا هم برای شما پیش بینی کردیم و واقعا به رشد خود و شما تومان فکر میکنیم...
پرسیدم سوداگری؟ این که خودش تیشه به ریشه تولید میزند و سرمایهها را از تولید به طرف دیگری میکشاند؟ سوداگری در بازارهای مختلفِ ارز و سکه و محصولات... شاید امروز نجاتتان دهد ولی در درازمدت خودش، تولید کننده را از میدان به در میکند؟ و سفرهی همان کارگرتان را محدود...
گفت مگر من اینها را نمیدانم؟ چه کنم بنشینم بیکار شدن کارگران و تعطیلی کارخانهام را مشاهده کنم؟ جواب این موضوع با من نیست، دولتی که باید جلوی این مصیبت را میگرفت و نگرفت، باید پاسخگو باشد.
حرفهای از سرِ استیصال این مدیرعامل، مرا خیلی به هم ریخت... به فضای مجازی نگاه میکردم، پر بود از تبلیغاتِ همین بازارهای سوداگری و انواع کلاسهای آموزشی آن... که حالا در بین مردم هم داشت زیاد و متداول میشد و موقعیتی که برای من راحت پیش آمده بود شاید آرزوی بسیاری افراد بود.
در نهایت با وجود اینکه قبول این شغل برایم درآمد ماهیانهی بسیار زیاد و رو به افزایشی داشت و لااقل دست یک تولیدکننده را هم موقتا میگرفت اما هرگز نخواستم و نتوانستم با این دلایل، به جای تجارت واقعی، پا در راه سوداگری بگذارم و با این کار (حتی در حد سهم کوچک خود) در خلاف مسیر جهش تولید و در راه کاهش ارزش پول ملی که خود ضربهاش را مستقیم به سفره مردم میزند، قدم بردارم...
قبول نکردم اما از همان روز به این مشکل فکر میکردم که اگر جای آن مدیرعامل بودی چه میکردی؟
امسال که رهبری به حق و درایت و آیندهنگری، شعار امسال را "سرمایه گذاری برای تولید" اعلام کردند، این دغدغه و مسئولیت را بر روی شانهی فرد فرد از دولت و مردم احساس کردم و بعضی از سوالهایم پاسخ داده شد...
البته هنوز نمیدانم اگر جای آن مدیرعامل بودم چه میکردم؟ اما میدانم اگر جای دولت بودم چه میکردم...
مضاف اینکه الگوی سوم، #اقتصاد_مردم_پایه هم از رهگذر سرمایههای خرد میگذرد و مردم عادی نیز راهشان را خواهند یافت.
البته از مهمترین زیرساختهای اقتصاد مردم پایه، داشتن دارواسعه و لااقل گذر از پدیده مخرب آپارتمان و مگامال... است.
واقعا نمی دانم اگر جای آن مدیرعامل بودم چه میکردم؟ چراکه در این مسیر تمدنی، آسانسورها هم از وضعیت حداکثری به حداقلی میرسند...
در سال آتی یک فراز و نشیبِ بزرگ را قطعا تجربه خواهیم کرد. فرصتی در دلِ یک تهدید بزرگ و جدی! معلوم نیست آسانسور اقتصاد سرمایهداری، این بار چه کسانی را جابه جا خواهد کرد؟ باز که را پایین میبرد و کدام را بالا؟
آیا سرمایهها که طی روزگاران به سمت انبوه سازان و سرمایهداران صعود کرده، این بار به سمت پایین جامعه و مشاغل خُرد حرکت میکند؟
واضح این است که اگر لااقل مردم، خود را از این سوداگریها و آسانسوربازیها، که حقا بازی ما نیست و جز ضررِ مستقیم یا غیر مستقیم برای ما نداشته و ندارد، کنار بکشند و همگی پا روی زمین سفت بگذاریم، زودتر به تحقق آنچه میخواهیم نزدیک میشویم.
@AL_maknon