eitaa logo
المکنون
130 دنبال‌کننده
140 عکس
55 ویدیو
11 فایل
کدام علم؟ اینجا دعوا بر سر علم است. ارتباط @M_Ghasemimanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
حقیقت علم چیست؟ نمی‌شود درباره حقیقت علم صحبت کرد و از حدیث معروف عنوان بصری نگفت (متن عربی و فارسی حدیث) در این حدیث امام صادق علیه‌السلام حقیقت علم و راه رسیدن به آن را بیان می‌کنند ... ثابت قدمی، یاری طلبیدن از خدا و شکر گذاری درس‌هاییست که باید از شخص عنوان بصری در مسیر علم‌آموزی آموخت. @Al_maknon
🌸حدیث عنوان بصری: دستورالعمل امام صادق علیه‌السلام به رهروان صادق (قسمت اول) شهيد ثانى از عنوان بصرى، كه پير مردى نود و چهار ساله بود، نقل مى كند كه او گفت: چند سالى نزد مالك بن انس مى رفتم، چون جعفر بن محمد صادق عليه السلام آمد، نزد او رفتم و مايل بودم، همان طور كه نزد مالك بن انس براى اخذ علم مى رفتم، از آن حضرت نيز كسب علم نمايم. روزى حضرت به من فرمود: من خواستاران بسيارى دارم، ليكن مرا در هر ساعتى از شب و روز اورادى است كه بايد بدانها مشغول باشم؛ پس مرا از ورد و ذكرم باز مدار! و همان طور كه پيش مى كردى، نزد مالك رو، و از او كسب علم كن! (چون اين سخن شنيدم) سخت غمگين شدم و از حضورش مرخص شده، با خود گفتم: اگر در من خيرى ديده بود، اين چنين نمى فرمود. پس وارد مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله شده، بر آن حضرت صلى الله عليه وآله سلام كردم. فردايش به كنار قبر پيامبر آمدم و دو ركعت نماز خوانده، گفتم: خدايا! از تو مى خواهم كه قلب جعفر عليه السلام را با من نرم گردانى و آنچه از علم او كه باعث هدايتم به صراط مستقيمت شود، روزى ام گردانى. سپس با ناراحتى به خانه باز گشتم و نزد مالك بن انس نيز نرفتم؛ چرا كه قلبم از محبت جعفر بن محمد صلى الله عليه وآله مملو بود و تنها براى اداى نماز واجب از خانه خارج مى شدم؛ تا اين كه صبرم تمام شد و به در خانه حضرت آمده، اذن ورود خواستم. خادمش بيرون آمد و گفت: حاجتت چيست؟ گفتم: مى خواهم بر شريف (امام صادق) سلامى عرض نمايم. گفت: در حال نماز است. مدتى همام جا نشستم. پس از اندكى آمد و گفت: بر بركت خدا وارد شو! وارد شدم و سلام كردم، حضرت جواب گفت و فرمود: بنشين خدايت ببخشايد! نشستم. حضرت سر مباركش را بالا آورد و فرمود: كنيه ات چيست؟ گفتم: ابو عبدالله. فرمود: خداوند كنيه ات را ثابت بدارد و توفيقت دهد! اى ابو عبدالله! حاجتت چيست؟ با خود گفتم: اگر در اين ديدار، حتى جز اين دعا بهره اى ديگر نبرم، باز هم كافى است . حضرت دوباره فرمود: حاجتت چيست؟ گفتم: از خدا خواستم كه قلب شما را با من نرم گرداند و از علم شما، اندكى روزى ام گرداند و اميد دارم كه خداى تعالى اين حاجت شريف را اجابت فرمايد. فرمود: اى ابو عبدالله! علم با تعلم حاصل نشود؛ بلكه نورى است كه بر قلب آن كس كه خداوند خواهد هدايتش كند بتاباند. اگر طالب آنى، ابتدا حقيقت عبوديت را در خودت ایجاد کن و علم را به واسطه عمل به آن بجوى و از خدا فهم و درك را طلب نما! تا تو را بفهماند. گفتم : اى شريف! فرمود: بگو اى ابا عبدالله! گفتم: اى ابا عبدالله! حقيقت عبوديت چيست؟ فرمود: سه چيز است: ▫️يكى اين كه بنده در آنچه كه خدا به او داده است، مالكيتى براى خود قايل نشود؛ چرا كه بنده و غلام را ملك و مالى نيست. مال و ثروت را از آن خدا بداند و طبق اوامر او، آنرا مصرف نمايد. ▫️ديگر اين كه بنده تدبيرى براى خود نداشته باشد. ▫️و شى ء سوم آنكه، در آنچه در خداوند تعالى امر و نهى اش فرموده است، خود را مشغول سازد (و از آن اطاعت كند). پس چون خود را به او تفويض کند، مصايب دنيا براى او آسان گردد و چون به اطاعت و انجام اوامر و نواهى خداوند مشغول باشد، به ستيز و مباهات با مردم نپردازد. و چون خدا بنده اى را با اين سه خصيصه گرامى داشت، دنيا و ابليس و خلق در نظر او خوار شوند و دنيا را براى تكاثر و تفاخر نطلبد، و آنچه را كه نزد مردم است، براى عزت و بلندى مرتبه خود طلب نكند و روزهايش را به بطالت نگذراند. پس اين اولين درجه تقواست. خداوند متعال فرموده است : تلك الدار الاخره نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لافساد و العاقبه للمتقين. ادامه دارد ... @Al_maknon
شرح نموداری حدیث عنوان بصری قسمت اول @Al_maknon
حدیث عنوان بصری: دستورالعمل امام صادق علیه‌السلام به رهروان صادق (قسمت دوم) گفتم: اى ابا عبدالله، مرا نصيحتى فرما! فرمود: تو را به نه چيز وصيت مى كنم، كه آن، وصيت من است براى كسانى كه خواهند در طريق خداى تعالى گام نهند و از خدا مسئلت دارم كه تو را در عمل بدانها موفق نمايد. يك نصيحت، در رياضت نفس است و سه ديگر در حلم و سه نصيحت بعدى در علم. آنها را حفظ كن و سبك مشمار! فرمود: اما در مورد رياضت: ▫️آنچه را كه بدان اشتها و ميل ندارى مخور! چون موجب حماقت و بلاهت شود. چيزى مخور جز به هنگام گرسنگى، و چون خوردى، از حلالش بخور و نام خدا آور و حديث رسول صلى الله عليه وآله را به ياد آور كه فرمود: آدمى هيچ ظرفى را بدتر از شكمش پر نكرد. پس اگر لازم شد كه طعامى بخورد، ثلثى از شكمش را براى طعام، و ثلثى را براى آب و ثلثى ديگر را براى نفسش قرار دهد. اما نصايحى كه در حلم است: ▫️چون كسى تو را گفت كه يكى بگويى ده تا مى شنوى، او را بگو كه اگر ده تا بگويى، يكى هم نخواهى شنيد. ▫️چون تو را دشنام دهند، او را بگو كه اگر در آنچه گفته اى، صادقى از خدا خواهم كه مرا ببخشايد، و اگر كاذب هستى، از خدا خواهم كه تو را ببخشايد. ▫️و چون كسى تو را به سخنى - به فحش و ناسزا - وعده داد، تو او را نصيحت و دعا وعده ده! اما درباره علم: ▫️آنچه را نميدانى از آگاهان بپرس، ولى براى عيب جويى و آزمايش مپرس. ▫️مبادا بر اساس خودرایی دست به کاری زنی که بدان علم نداری و در تمام امور راه احتياط را رها مکن. ▫️آنچنان كه از شير درنده فرار مى كنى از فتوا دادن بدون علم بپرهیز و گردنت را پل عبور مردم قرار مده! اكنون اى ابو عبدالله، برخيز كه نصايحم را گفتم و مرا از وردم باز مدار! چرا كه من به نفس خود ضنينم. والسلام على من اتبع الهدى. @Al_maknon
شرح نموداری حدیث عنوان بصری قسمت دوم @Al_maknon
هدایت شده از الگوی اسلامی پیشرفت
طبقه بندی جدید علوم . ۳ آذر ۱۴۰۱.pdf
حجم: 7.1M
🗞 متن کامل گزارش راهبردی طبقه بندی جدید علوم (طبق فهرست جدال احسن) برای دستیابی به استراتژی اقتدار علمی / ۲۰۴ صفحه ❓بررسی اشکالات طبقه بندی بیکنی از علم ❓ تبیین اجمالی طبقه بندی جدید از دانش ❓ روش تحقق طبقه بندی جدید از دانش https://eitaa.com/olgou4
⚡️عقل عاشق هزار سال سجده عقل 🌸 پیامبر صلی الله علیه و آله [فخر عالم، عقل اکمل] فرمود: به راستی که خدا، عقل را از نوری که در گنجینه علم پیشین‌اش نهان بود و هیچ پیغمبر مرسل و فرشته مقربی از آن آگه نبود، بیافرید. ▫️دانش را نفس او قرار داد ▫️و فهم را روان او ▫️و زهد را سر او ▫️و حیا را دو چشمان او ▫️و حکمت را زبان او 🤍و مهربانی را همت او ❤️و دلسوزی را قلب او و سپس میان او را آکنده از ده چیز کرد و با آن ها نیرومندش نمود: با یقین و ایمان و راستی و آرامش و اخلاص و سازش و بخشش و قناعت و سرسپردگی و سپاسگذاری. و سپس به او فرمود: پس رو پس رفت، پیش بیا پیش آمد. فرمود سخن بگو. گفت: ستایش خدای را که نه ضدی دارد و نه همتایی، نه مانندی و نه همسر و همترازی و نه مثلی؛ خدایی که همه چیز در برابر بزرگواری اش سرافکنده و خوار است. پس پروردگار فرمود: به عزت و جلالم سوگند که زیباترین و فرمانبردارترین و والاتر و شریفتر و عزیزتر از تو آفریده ای را نیافریدم، به واسطه تو مواخذه کنم و عطا نماینم و به یگانگی شناخته و پرستیده و خوانده و خواسته شوم و مورد امیدواری باشم، به واسطه تو از من بر حذر باشند و پاداش و عذاب به واسطه تو باشد. ❤️در این هنگام عقل به سجده افتاد و هزار سال در سجده بود تا ...❤️ خدای تبارک و تعالی فرمود: سر خویش بردار و هر چه خواهی بخواه تا عطا شود و شفاعت کن تا پذیرفته شود. عقل سرش را برداشت و عرض کرد: بارلها از تو درخواست میکنم که شفاعت مرا درباره خردمندان بپذیری. پس خدا به فرشتگانش فرمود: شما را گواه می گیرم که من شفاعت او را درباره هر کس که عقل را در او آفریدم، پذیرفتم. 📖 الخصال الممدوحه و المذمومه - شیخ صدوق (ره) @AL_maknon
📊 آسانسورِ پر فراز و نشیبِ سرمایه‌داری یا زمینِ سفتِ زیر پا؟ اوایل زمستان سال گذشته بود که برای آگهی استخدام مدیر بازرگانی، به یک شرکت تولیدی مراجعه کردم. پس از گزینش‌های اولیه در مصاحبه نهایی، مدیرعامل آنجا که یک شرکت تولید و خدمات آسانسور بود، با صداقت تمام همه‌ی مشکلات پیش آمده بر سر تولیدشان را بیان کرد و بی‌پرده گفت برای تامین مخارج جاری و حقوق کارگرانِ دو سه تا کارخانه‌ی بزرگ خود مانده‌ایم. گفت هیچ مشکلی نداریم جز افزایش شدید قیمت ارز که باعث شده مواد اولیه را گرانتر بخریم و نهایتا محصول تولید شده را هم گرانتر بفروشیم. اما کو فروشی؟ رشد قیمتها در مدت اخیر، خیلی بیشتر از راه افتادن بازارهای ساخت و ساز بوده‌است. بازارهایی که از قبل هم خوابیده بود و فروشی که به این دلیل افت کرده... البته محصول ما با این تصاعد قیمتها، همین الان یک کالای سرمایه‌ایست و طوری شده که اگر اصلا آن را نفروشیم و نگه داریم برای ما سود بیشتری دارد، اما در اینصورت هزینه های جاری و حقوق کارگران را چه کنیم؟ بانک هم به ما وام نداده‌، یک سال با وعده و وعید ما را سر کار گذاشت و خوب از پول ما استفاده و در آخر سرمایه‌ی ریالیِ ما را بیش از نصف کرد! یا باید یکی از کارخانه‌ها را علارقم میلمان جمع و با آن همه کارگر و متخصص خداحافظی کنیم و یا باید راه دیگری برای تامین مالی مخارج جاری پیدا کنیم... در نهایت راهی برایمان نمانده جز اینکه با منابع مالی شرکت، وارد بازار سوداگری شویم و آن را ماه به ماه و آن به آن بیشتر کنیم. کار شما این است: سرمایه از ما، پشتیبانیِ تجربی و آموزش صفر تا صدِ رایگان و حمایت همه جانبه‌ از شما با ما، حتی ضرر احتمالی شما هم از ما، در عوض همکاری شما در رصد مداوم تمام بازارهای سرمایه‌ی ایران و جهان و خرید و فروش انواع محصول و ارز (به اسم تجاریِ ما) از شما. حتی مسیر شغلیِ رو به بالا هم برای شما پیش بینی کردیم و واقعا به رشد خود و شما تومان فکر میکنیم... پرسیدم سوداگری؟ این که خودش تیشه به ریشه تولید میزند و سرمایه‌ها را از تولید به طرف دیگری میکشاند؟ سوداگری در بازارهای مختلفِ ارز و سکه و محصولات... شاید امروز نجاتتان دهد ولی در درازمدت خودش، تولید کننده را از میدان به در میکند؟ و سفره‌ی همان کارگرتان را محدود... گفت مگر من اینها را نمیدانم؟ چه کنم بنشینم بیکار شدن کارگران و تعطیلی کارخانه‌ام را مشاهده کنم؟ جواب این موضوع با من نیست، دولتی که باید جلوی این مصیبت را میگرفت و نگرفت، باید پاسخگو باشد. حرفهای از سرِ استیصال این مدیرعامل، مرا خیلی به هم ریخت... به فضای مجازی نگاه میکردم، پر بود از تبلیغاتِ همین بازارهای سوداگری و انواع کلاسهای آموزشی آن... که حالا در بین مردم هم داشت زیاد و متداول میشد و موقعیتی که برای من راحت پیش آمده بود شاید آرزوی بسیاری افراد بود. در نهایت با وجود اینکه قبول این شغل برایم درآمد ماهیانه‌ی بسیار زیاد و رو به افزایشی داشت و لااقل دست یک تولیدکننده را هم موقتا می‌گرفت اما هرگز نخواستم و نتوانستم با این دلایل، به جای تجارت واقعی، پا در راه سوداگری بگذارم و با این کار (حتی در حد سهم کوچک خود) در خلاف مسیر جهش تولید و در راه کاهش ارزش پول ملی که خود ضربه‌اش را مستقیم به سفره مردم میزند، قدم بردارم... قبول نکردم اما از همان روز به این مشکل فکر میکردم که اگر جای آن مدیرعامل بودی چه میکردی؟ امسال که رهبری به حق و درایت و آینده‌نگری، شعار امسال را "سرمایه گذاری برای تولید" اعلام کردند، این دغدغه و مسئولیت را بر روی شانه‌ی فرد فرد از دولت و مردم احساس کردم و بعضی از سوالهایم پاسخ داده شد... البته هنوز نمیدانم اگر جای آن مدیرعامل بودم چه میکردم؟ اما میدانم اگر جای دولت بودم چه میکردم... مضاف اینکه الگوی سوم، هم از رهگذر سرمایه‌های خرد می‌گذرد و مردم عادی نیز راهشان را خواهند یافت. البته از مهمترین زیرساخت‌های اقتصاد مردم پایه، داشتن دار‌واسعه و لااقل گذر از پدیده مخرب آپارتمان و مگامال... است. واقعا نمی دانم اگر جای آن مدیرعامل بودم چه میکردم؟ چراکه در این مسیر تمدنی، آسانسورها هم از وضعیت حداکثری به حداقلی میرسند... در سال آتی یک فراز و نشیبِ بزرگ را قطعا تجربه خواهیم کرد. فرصتی در دلِ یک تهدید بزرگ و جدی! معلوم نیست آسانسور اقتصاد سرمایه‌داری، این بار چه کسانی را جابه جا خواهد کرد؟ باز که را پایین می‌برد و کدام را بالا؟ آیا سرمایه‌ها که طی روزگاران به سمت انبوه سازان و سرمایه‌داران صعود کرده، این بار به سمت پایین جامعه و مشاغل خُرد حرکت می‌کند؟ واضح این است که اگر لااقل مردم، خود را از این سوداگری‌ها و آسانسور‌بازی‌ها، که حقا بازی ما نیست و جز ضررِ مستقیم یا غیر مستقیم برای ما نداشته و ندارد، کنار بکشند و همگی پا روی زمین سفت بگذاریم، زودتر به تحقق آنچه می‌خواهیم نزدیک می‌شویم. @AL_maknon
المکنون
📊 آسانسورِ پر فراز و نشیبِ سرمایه‌داری یا زمینِ سفتِ زیر پا؟ اوایل زمستان سال گذشته بود که برای آگه
⚠️ ذاتِ سرمایه‌داری، مردمی نمی‌شود فرمول‌های الاکلنگیِ سرمایه‌داری به همه، همزمان نصیب نمی‌دهد! وقتی یکی را بالا می‌برد، دیگری را به قعر می‌کشاند. و تازه آن زمان که همه، فرمول‌های سوداگریِ آن را کشف کنند به سرعت تغییر موضوع می‌دهد و همه را با هم پایین می‌کند تا همچنان برای عده‌ی خاصی کار کند! @AL_maknon
⚡️یک بام و دو هوا در کل شیء! : چرا شیء را محدود می‌کنید!؟ متاسفانه بعضی اطلاق لفظ شیء را به مسائل مختلف تعمیم نمی‌دهند و از این رو "کل شیء" را هم محدود می‌بینند! یعنی اگر بفرماید: قرآن، تبیانا لکل شیء ( آیه ۸۹ نحل) است، یک عده خلاف تصور عامه که شیء را فقط اشیاء فیزیکی و محدود در طبیعیات می‌بینند! اینان نیز شیء را به طرق دیگر محدود می‌بینند! و می‌گویند تبیان کل شیء بودن قرآن فقط موارد فرا طبیعی را شامل می‌شود! یعنی مسائل اخروی و فرا جسمی و البته جدا از علوم تجربی بشر... این هر دو طیفِ عوام و خواص با محدود پنداشتن لفظ شیء باعث شدند که این نتیجه حاصل شود که "دین درباره علوم مختلف از اقتصاد و طب و معماری و سبک زندگی و هنر بگیرید تا البته که نجوم و روانشناسی! سخنی ندارد!" سخنی که روزگاری عده‌ای دیگر برای حکومت داری می‌زدند که: اسلام حکومت ندارد... اگر به پندار عده‌ای، محدوده‌ی‌ شیء و از قِبَل آن کل شیء محدود است، پاسخ دهند: ▫️چطور خدا "علیم بکل شیء" یا "قدیر علی کل شیء" می‌باشد"؟ و ایضا همین سوال درباره این موضوعات: نگهبانی و حفاظت (و کان الله علی کل شیء مقیتا ؛ ان ربی علی کل شیء حفیظ ؛ و کان الله علی کل شیء رقیبا) حسابرسی (ان الله علی کل شیء حسیبا) شمارش (و احصی کل شیء عددا) گواهی (و انت علی کل شیء شهید) خلقت (قل الله خالق کل شیء) کارسازی (و هو علی کل شیء وکیل) پرورش (و هو رب کل شیء) رحمت (و رحمتی وسعت کل شیء) قدر و اندازه (و کل شیء عنده بمقدار) اراده (انما قولنا لشیء اذا اردناه ان نقول له کن فیکون) ملکوت (قل من بیده ملکوت کل شیء) تقدیرات (و خلق کل شیء فقدره تقدیرا؛ انا کل شیء خلقناه بقدر) اتقان و استواری (صنع الله الذی اتقن کل شیء) مالکیت (و له کل شیء) ذات باقی (کل شیء هالک الا وجهه) حسن آفرینش (الذی احسن کل شیء خلقه) اشراف و احاطه (لایخفی علی الله منهم شیء؛و کان الله بکل شیء محیطا) قدرت (قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شیء) بینایی (انه بکل شیء بصیر) بی‌همتایی (لیس کمثله شیء) ❓بنابراین وقتی همگی به حق می‌دانیم و می‌پذیریم که در تمام این دسته آیات، شیء اطلاقِ عام به مسائل و موضوعات است و کل شیء، همه چیز را شامل می‌شود؛ پس چرا اگر بحث علوم وسط بیاید ناگهان برخی، کل شیء را در آیات زیر محدود می‌بینند: ▫️قرآن بیانگر هر چیز است (تفصیل کل شیء) ▫️این کتاب که بر تو نازل کردیم بیانگر هر چیزی است (و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء) ▫️هر چیزی را به روشنی و به طور کامل بیان کردیم (و کل شیء فصلناه تفصیلا) ▫️ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکرده‌ایم (مافرطنا فی الکتاب من شیء) ⬅️ آیا گستره‌ی شیء از این آیات به آن آیات، انقباض و انبساط پیدا می‌کند!!! جل الخالق! هذا شیء عجیب! شاید پاسخِ این یک بام و دو هواییِ بشر را، خداوند بهتر داده است! آنجا که می‌فرماید: "و لقد صرفنا فی هذا القرآن للناس من کل مثل" و در ادامه تصریح می‌کند که: "و کان الانسان اکثر شیء جدلا!" بی‌تردید در این قرآن از هر گونه مثلی برای مردم بیان کردیم [ولی مردم به انکار آنها برخاستند]؛ و انسان از هر چیزی [با اصرار بر یک اعتقاد بی‌پایه] بر خودش [خصمانه‌تر و] ستیزه‌جوتر است. 🔻یادآور شوم! ما برای فهم علوم کتاب خدا، مامور شدیم که دیدن سوالات دیگر @AL_maknon
❇️ حدیث مهم افشای سرّ ائمه و عقب افتادن امر (حکومت ائمه) به مناسبت بیانات مهم رهبری در پایان مجلس عزاداری سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام، این حدیث را بخوانید: محمّدبن‌نعمان احول گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «خداوند گروهی را در قرآن به خاطر افشاگری سرزنش نموده است». عرض کردم: «فدایت شوم در کجا»؟ فرمود: «این آیه: وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ». سپس فرمود: «کسی که اسرار ما را فاش نماید مانند شخصی است که با شمشیر به جنگ ما پرداخته است. خداوند رحمت کند بنده‌ای را که از علم پنهان ما استفاده کند و آن را زیر پایش دفن نماید. پسر نعمان، من برای یکی از شماها حدیثی [از اسرار] نقل می‌کنم. او آن حدیث را از قول من نقل می‌کند [و فاش می‌کند] با همین کار سزاوار لعنت من و بیزار شدنم از او می‌گردد»، پدرم می‌فرمود: «چه چیز بیشتر از تقیّه موجب خوشحالی است، تقیّه سپر بلای مؤمن است اگر تقیّه نبود خدا پرستش نمی‌شد. و در این آیه خداوند می‌فرماید: نباید مؤمنان، کافران را به‌جای مؤمنان به دوستی برگزینند. پس هرکه چنین کند او را با خدا رابطه‌ای نیست. مگر اینکه از آن‌ها بیمناک باشید. (آل عمران/۲۸). پسر نعمان، افشاگر اسرار ما شبیه کسی نیست که با ما به‌وسیله‌ی شمشیر پیکار می‌کند بلکه گناهش از او بیشتر است بلکه گناهش بیشتر بلکه گناهش بیشتر است [سه مرتبه تکرار فرمود]. پسر نعمان هرکس به زیان ما حدیثی را نقل کند او از کسانی است که با ما عمداً به جنگ پرداخته نه اشتباهاً. پسر نعمان! عالم نمی‌تواند آنچه می‌داند به تو بگوید زیرا آن اسرار خدا است که به جبرئیل سپرده‌اند و او به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) و آن جناب به علی (علیه السلام) و علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) و ایشان به حضرت حسین (علیه السلام) و آن جناب به علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) و ایشان به محمّدبن‌علی (علیه السلام) و آن جناب به کسی که باید سپرده، مبادا عجله کنید! به خدا قسم این امر سه مرتبه نزدیک شد امّا افشا کردید و خداوند آن را تأخیر انداخت، خدا را سوگند یاد می‌کنم که شما اسراری ندارید مگر اینکه دشمن شما بهتر از آن اطّلاع دارد. پسر نعمان، جان خود را حفظ کن مخالفت با من نکن و سرّم را فاش نگردان مغیره‌بن‌سعید به پدرم دروغ بست و سرّش را فاش کرد خداوند او را مبتلا به حرارت آهن کرد [و مرد] و ابوالخطاب به من دروغ بست و سرم را فاش کرد مبتلا به حرارت آهن شد، هرکه امر ما را کتمان بنماید خداوند او را در دنیا و آخرت می‌آراید و پاداشش را می‌دهد و او را از گرفتارشدن به حرارت آهن و زندان‌های تنگ نگه می‌دارد. بنی‌اسرائیل دچار قحطی شد تا حدّی که چهارپایانشان هلاک شدند و نسلشان در خطر نابودی بود. موسی‌بن‌عمران (علیه السلام) [برای حلّ این مشکل] به درگاه خدا دعا نمود و خداوند به او وحی فرمود که ای موسی (علیه السلام)! آن‌ها زنا و ربا را آشکارا انجام می‌دهند و کنشت‌ها (معابد یهود) را [با تجمّل] می‌سازند [ولی در آن عبادتی نمی‌شود] و زکات را نابود کردند [به خاطر این گناهان دچار عذاب شدند]. موسی (علیه السلام) گفت: «خدایا تو به رحمت خودت بر آن‌ها لطف کن که آن‌ها نمی‌فهمند [و چنین می‌کنند]». خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد که من از آسمان باران نازل می‌کنم ولی بعد از چهل روز آن‌ها باید باخبر شوند. امّا مردم این خبر را فاش کردند لذا چهل سال از باران محروم شدند. امر فرج شما نیز نزدیک شده بود که آن را در مجالس خود فاش کردید. هرکس روز خود را با افشای سرّ ما آغاز کند، خداوند حرارت آهن و زندان‌های تنگ را بر او مسلّط می‌کند. 📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۸۶/ تحف العقول، ص۳۰۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص 289 متن عربی حدیث @AL_maknon
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹اهمیت علم و عالم و معلم در حدیث امام صادق(ع) 🎙استاد حیدری کاشانی بنیاد بین‌المللی‌ طلیعه‌ ظهور ✧رسانۀ هم‌عهد @hamahdzohoor 🌸🌸🌸🌸🌸🌸 امام صادق علیه السلام: مَنْ تَعَلَّمَ لِلَّهِ ، وَ عَمِلَ لِلَّهِ ، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ ، دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ اَلسَّمَاوَاتِ عَظِيماً، فَقِيلَ: تَعَلَّمَ لِلَّهِ ، وَ عَمِلَ لِلَّهِ ، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ . هر كس براى خدا بياموزد و برای خدا به كار بندد و برای خدا آموزش دهد، در ملكوت آسمان‌ها [به نام] بزرگ خوانده مى‌شود پس گفته مى‌شود او براى خدا آموخت و برای خدا به كار بست و برای خدا آموزش داد. 📚 الأمالي (للطوسی) ج ۱، ص ۱۶۷ @AL_maknon