📊 آسانسورِ پر فراز و نشیبِ سرمایهداری یا زمینِ سفتِ زیر پا؟
اوایل زمستان سال گذشته بود که برای آگهی استخدام مدیر بازرگانی، به یک شرکت تولیدی مراجعه کردم.
پس از گزینشهای اولیه در مصاحبه نهایی، مدیرعامل آنجا که یک شرکت تولید و خدمات آسانسور بود، با صداقت تمام همهی مشکلات پیش آمده بر سر تولیدشان را بیان کرد و بیپرده گفت برای تامین مخارج جاری و حقوق کارگرانِ دو سه تا کارخانهی بزرگ خود ماندهایم.
گفت هیچ مشکلی نداریم جز افزایش شدید قیمت ارز که باعث شده مواد اولیه را گرانتر بخریم و نهایتا محصول تولید شده را هم گرانتر بفروشیم. اما کو فروشی؟ رشد قیمتها در مدت اخیر، خیلی بیشتر از راه افتادن بازارهای ساخت و ساز بودهاست. بازارهایی که از قبل هم خوابیده بود و فروشی که به این دلیل افت کرده... البته محصول ما با این تصاعد قیمتها، همین الان یک کالای سرمایهایست و طوری شده که اگر اصلا آن را نفروشیم و نگه داریم برای ما سود بیشتری دارد، اما در اینصورت هزینه های جاری و حقوق کارگران را چه کنیم؟ بانک هم به ما وام نداده، یک سال با وعده و وعید ما را سر کار گذاشت و خوب از پول ما استفاده و در آخر سرمایهی ریالیِ ما را بیش از نصف کرد!
یا باید یکی از کارخانهها را علارقم میلمان جمع و با آن همه کارگر و متخصص خداحافظی کنیم و یا باید راه دیگری برای تامین مالی مخارج جاری پیدا کنیم...
در نهایت راهی برایمان نمانده جز اینکه با منابع مالی شرکت، وارد بازار سوداگری شویم و آن را ماه به ماه و آن به آن بیشتر کنیم.
کار شما این است: سرمایه از ما، پشتیبانیِ تجربی و آموزش صفر تا صدِ رایگان و حمایت همه جانبه از شما با ما، حتی ضرر احتمالی شما هم از ما، در عوض همکاری شما در رصد مداوم تمام بازارهای سرمایهی ایران و جهان و خرید و فروش انواع محصول و ارز (به اسم تجاریِ ما) از شما. حتی مسیر شغلیِ رو به بالا هم برای شما پیش بینی کردیم و واقعا به رشد خود و شما تومان فکر میکنیم...
پرسیدم سوداگری؟ این که خودش تیشه به ریشه تولید میزند و سرمایهها را از تولید به طرف دیگری میکشاند؟ سوداگری در بازارهای مختلفِ ارز و سکه و محصولات... شاید امروز نجاتتان دهد ولی در درازمدت خودش، تولید کننده را از میدان به در میکند؟ و سفرهی همان کارگرتان را محدود...
گفت مگر من اینها را نمیدانم؟ چه کنم بنشینم بیکار شدن کارگران و تعطیلی کارخانهام را مشاهده کنم؟ جواب این موضوع با من نیست، دولتی که باید جلوی این مصیبت را میگرفت و نگرفت، باید پاسخگو باشد.
حرفهای از سرِ استیصال این مدیرعامل، مرا خیلی به هم ریخت... به فضای مجازی نگاه میکردم، پر بود از تبلیغاتِ همین بازارهای سوداگری و انواع کلاسهای آموزشی آن... که حالا در بین مردم هم داشت زیاد و متداول میشد و موقعیتی که برای من راحت پیش آمده بود شاید آرزوی بسیاری افراد بود.
در نهایت با وجود اینکه قبول این شغل برایم درآمد ماهیانهی بسیار زیاد و رو به افزایشی داشت و لااقل دست یک تولیدکننده را هم موقتا میگرفت اما هرگز نخواستم و نتوانستم با این دلایل، به جای تجارت واقعی، پا در راه سوداگری بگذارم و با این کار (حتی در حد سهم کوچک خود) در خلاف مسیر جهش تولید و در راه کاهش ارزش پول ملی که خود ضربهاش را مستقیم به سفره مردم میزند، قدم بردارم...
قبول نکردم اما از همان روز به این مشکل فکر میکردم که اگر جای آن مدیرعامل بودی چه میکردی؟
امسال که رهبری به حق و درایت و آیندهنگری، شعار امسال را "سرمایه گذاری برای تولید" اعلام کردند، این دغدغه و مسئولیت را بر روی شانهی فرد فرد از دولت و مردم احساس کردم و بعضی از سوالهایم پاسخ داده شد...
البته هنوز نمیدانم اگر جای آن مدیرعامل بودم چه میکردم؟ اما میدانم اگر جای دولت بودم چه میکردم...
مضاف اینکه الگوی سوم، #اقتصاد_مردم_پایه هم از رهگذر سرمایههای خرد میگذرد و مردم عادی نیز راهشان را خواهند یافت.
البته از مهمترین زیرساختهای اقتصاد مردم پایه، داشتن دارواسعه و لااقل گذر از پدیده مخرب آپارتمان و مگامال... است.
واقعا نمی دانم اگر جای آن مدیرعامل بودم چه میکردم؟ چراکه در این مسیر تمدنی، آسانسورها هم از وضعیت حداکثری به حداقلی میرسند...
در سال آتی یک فراز و نشیبِ بزرگ را قطعا تجربه خواهیم کرد. فرصتی در دلِ یک تهدید بزرگ و جدی! معلوم نیست آسانسور اقتصاد سرمایهداری، این بار چه کسانی را جابه جا خواهد کرد؟ باز که را پایین میبرد و کدام را بالا؟
آیا سرمایهها که طی روزگاران به سمت انبوه سازان و سرمایهداران صعود کرده، این بار به سمت پایین جامعه و مشاغل خُرد حرکت میکند؟
واضح این است که اگر لااقل مردم، خود را از این سوداگریها و آسانسوربازیها، که حقا بازی ما نیست و جز ضررِ مستقیم یا غیر مستقیم برای ما نداشته و ندارد، کنار بکشند و همگی پا روی زمین سفت بگذاریم، زودتر به تحقق آنچه میخواهیم نزدیک میشویم.
@AL_maknon
المکنون
📊 آسانسورِ پر فراز و نشیبِ سرمایهداری یا زمینِ سفتِ زیر پا؟ اوایل زمستان سال گذشته بود که برای آگه
⚠️ ذاتِ سرمایهداری، مردمی نمیشود
فرمولهای الاکلنگیِ سرمایهداری به همه، همزمان نصیب نمیدهد! وقتی یکی را بالا میبرد، دیگری را به قعر میکشاند.
و تازه آن زمان که همه، فرمولهای سوداگریِ آن را کشف کنند به سرعت تغییر موضوع میدهد و همه را با هم پایین میکند تا همچنان برای عدهی خاصی کار کند!
@AL_maknon
⚡️یک بام و دو هوا در کل شیء!
#سوال_هشتم: چرا شیء را محدود میکنید!؟
متاسفانه بعضی اطلاق لفظ شیء را به مسائل مختلف تعمیم نمیدهند و از این رو "کل شیء" را هم محدود میبینند!
یعنی اگر بفرماید: قرآن، تبیانا لکل شیء ( آیه ۸۹ نحل) است، یک عده خلاف تصور عامه که شیء را فقط اشیاء فیزیکی و محدود در طبیعیات میبینند! اینان نیز شیء را به طرق دیگر محدود میبینند! و میگویند تبیان کل شیء بودن قرآن فقط موارد فرا طبیعی را شامل میشود! یعنی مسائل اخروی و فرا جسمی و البته جدا از علوم تجربی بشر...
این هر دو طیفِ عوام و خواص با محدود پنداشتن لفظ شیء باعث شدند که این نتیجه حاصل شود که "دین درباره علوم مختلف از اقتصاد و طب و معماری و سبک زندگی و هنر بگیرید تا البته که نجوم و روانشناسی! سخنی ندارد!" سخنی که روزگاری عدهای دیگر برای حکومت داری میزدند که: اسلام حکومت ندارد...
اگر به پندار عدهای، محدودهی شیء و از قِبَل آن کل شیء محدود است، پاسخ دهند:
▫️چطور خدا "علیم بکل شیء" یا "قدیر علی کل شیء" میباشد"؟
و ایضا همین سوال درباره این موضوعات:
نگهبانی و حفاظت (و کان الله علی کل شیء مقیتا ؛ ان ربی علی کل شیء حفیظ ؛ و کان الله علی کل شیء رقیبا)
حسابرسی (ان الله علی کل شیء حسیبا)
شمارش (و احصی کل شیء عددا)
گواهی (و انت علی کل شیء شهید)
خلقت (قل الله خالق کل شیء)
کارسازی (و هو علی کل شیء وکیل)
پرورش (و هو رب کل شیء)
رحمت (و رحمتی وسعت کل شیء)
قدر و اندازه (و کل شیء عنده بمقدار)
اراده (انما قولنا لشیء اذا اردناه ان نقول له کن فیکون)
ملکوت (قل من بیده ملکوت کل شیء)
تقدیرات (و خلق کل شیء فقدره تقدیرا؛ انا کل شیء خلقناه بقدر)
اتقان و استواری (صنع الله الذی اتقن کل شیء)
مالکیت (و له کل شیء)
ذات باقی (کل شیء هالک الا وجهه)
حسن آفرینش (الذی احسن کل شیء خلقه)
اشراف و احاطه (لایخفی علی الله منهم شیء؛و کان الله بکل شیء محیطا)
قدرت (قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شیء)
بینایی (انه بکل شیء بصیر)
بیهمتایی (لیس کمثله شیء)
❓بنابراین وقتی همگی به حق میدانیم و میپذیریم که در تمام این دسته آیات، شیء اطلاقِ عام به مسائل و موضوعات است و کل شیء، همه چیز را شامل میشود؛ پس چرا اگر بحث علوم وسط بیاید ناگهان برخی، کل شیء را در آیات زیر محدود میبینند:
▫️قرآن بیانگر هر چیز است (تفصیل کل شیء)
▫️این کتاب که بر تو نازل کردیم بیانگر هر چیزی است (و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء)
▫️هر چیزی را به روشنی و به طور کامل بیان کردیم (و کل شیء فصلناه تفصیلا)
▫️ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردهایم (مافرطنا فی الکتاب من شیء)
⬅️ آیا گسترهی شیء از این آیات به آن آیات، انقباض و انبساط پیدا میکند!!!
جل الخالق! هذا شیء عجیب!
شاید پاسخِ این یک بام و دو هواییِ بشر را، خداوند بهتر داده است! آنجا که میفرماید: "و لقد صرفنا فی هذا القرآن للناس من کل مثل" و در ادامه تصریح میکند که: "و کان الانسان اکثر شیء جدلا!"
بیتردید در این قرآن از هر گونه مثلی برای مردم بیان کردیم [ولی مردم به انکار آنها برخاستند]؛ و انسان از هر چیزی [با اصرار بر یک اعتقاد بیپایه] بر خودش [خصمانهتر و] ستیزهجوتر است.
🔻یادآور شوم! ما برای فهم علوم کتاب خدا، مامور شدیم که #از_امام_بپرسیم
دیدن سوالات دیگر
@AL_maknon
❇️ حدیث مهم
افشای سرّ ائمه و عقب افتادن امر (حکومت ائمه)
به مناسبت بیانات مهم رهبری در پایان مجلس عزاداری سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام، این حدیث را بخوانید:
محمّدبننعمان احول گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «خداوند گروهی را در قرآن به خاطر افشاگری سرزنش نموده است». عرض کردم: «فدایت شوم در کجا»؟ فرمود: «این آیه: وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ». سپس فرمود: «کسی که اسرار ما را فاش نماید مانند شخصی است که با شمشیر به جنگ ما پرداخته است.
خداوند رحمت کند بندهای را که از علم پنهان ما استفاده کند و آن را زیر پایش دفن نماید. پسر نعمان، من برای یکی از شماها حدیثی [از اسرار] نقل میکنم. او آن حدیث را از قول من نقل میکند [و فاش میکند] با همین کار سزاوار لعنت من و بیزار شدنم از او میگردد»، پدرم میفرمود: «چه چیز بیشتر از تقیّه موجب خوشحالی است، تقیّه سپر بلای مؤمن است اگر تقیّه نبود خدا پرستش نمیشد. و در این آیه خداوند میفرماید: نباید مؤمنان، کافران را بهجای مؤمنان به دوستی برگزینند. پس هرکه چنین کند او را با خدا رابطهای نیست. مگر اینکه از آنها بیمناک باشید. (آل عمران/۲۸).
پسر نعمان، افشاگر اسرار ما شبیه کسی نیست که با ما بهوسیلهی شمشیر پیکار میکند بلکه گناهش از او بیشتر است بلکه گناهش بیشتر بلکه گناهش بیشتر است [سه مرتبه تکرار فرمود]. پسر نعمان هرکس به زیان ما حدیثی را نقل کند او از کسانی است که با ما عمداً به جنگ پرداخته نه اشتباهاً.
پسر نعمان! عالم نمیتواند آنچه میداند به تو بگوید زیرا آن اسرار خدا است که به جبرئیل سپردهاند و او به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) و آن جناب به علی (علیه السلام) و علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) و ایشان به حضرت حسین (علیه السلام) و آن جناب به علیّبنالحسین (علیه السلام) و ایشان به محمّدبنعلی (علیه السلام) و آن جناب به کسی که باید سپرده، مبادا عجله کنید! به خدا قسم این امر سه مرتبه نزدیک شد امّا افشا کردید و خداوند آن را تأخیر انداخت، خدا را سوگند یاد میکنم که شما اسراری ندارید مگر اینکه دشمن شما بهتر از آن اطّلاع دارد.
پسر نعمان، جان خود را حفظ کن مخالفت با من نکن و سرّم را فاش نگردان مغیرهبنسعید به پدرم دروغ بست و سرّش را فاش کرد خداوند او را مبتلا به حرارت آهن کرد [و مرد] و ابوالخطاب به من دروغ بست و سرم را فاش کرد مبتلا به حرارت آهن شد، هرکه امر ما را کتمان بنماید خداوند او را در دنیا و آخرت میآراید و پاداشش را میدهد و او را از گرفتارشدن به حرارت آهن و زندانهای تنگ نگه میدارد.
بنیاسرائیل دچار قحطی شد تا حدّی که چهارپایانشان هلاک شدند و نسلشان در خطر نابودی بود. موسیبنعمران (علیه السلام) [برای حلّ این مشکل] به درگاه خدا دعا نمود و خداوند به او وحی فرمود که ای موسی (علیه السلام)! آنها زنا و ربا را آشکارا انجام میدهند و کنشتها (معابد یهود) را [با تجمّل] میسازند [ولی در آن عبادتی نمیشود] و زکات را نابود کردند [به خاطر این گناهان دچار عذاب شدند]. موسی (علیه السلام) گفت: «خدایا تو به رحمت خودت بر آنها لطف کن که آنها نمیفهمند [و چنین میکنند]». خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد که من از آسمان باران نازل میکنم ولی بعد از چهل روز آنها باید باخبر شوند. امّا مردم این خبر را فاش کردند لذا چهل سال از باران محروم شدند.
امر فرج شما نیز نزدیک شده بود که آن را در مجالس خود فاش کردید. هرکس روز خود را با افشای سرّ ما آغاز کند، خداوند حرارت آهن و زندانهای تنگ را بر او مسلّط میکند.
📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۸۶/ تحف العقول، ص۳۰۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص 289
متن عربی حدیث
@AL_maknon
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹اهمیت علم و عالم و معلم در حدیث امام صادق(ع)
🎙استاد حیدری کاشانی
بنیاد بینالمللی طلیعه ظهور
✧رسانۀ همعهد
@hamahdzohoor
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
امام صادق علیه السلام:
مَنْ تَعَلَّمَ لِلَّهِ ، وَ عَمِلَ لِلَّهِ ، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ ، دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ اَلسَّمَاوَاتِ عَظِيماً، فَقِيلَ: تَعَلَّمَ لِلَّهِ ، وَ عَمِلَ لِلَّهِ ، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ .
هر كس براى خدا بياموزد و برای خدا به كار بندد و برای خدا آموزش دهد، در ملكوت آسمانها [به نام] بزرگ خوانده مىشود پس گفته مىشود او براى خدا آموخت و برای خدا به كار بست و برای خدا آموزش داد.
📚 الأمالي (للطوسی) ج ۱، ص ۱۶۷
#لِلَّه
#فقط_برای_خدا
@AL_maknon
🌸 هر روزِ امام را نوروز کنیم! 🌸
براى امام علي عليه السلام هديه نوروزى آورده شد. حضرت فرمودند: اين چيست؟ گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمودند:
✨اصْنَعُوا لَنا کُلَّ یَوْمٍ نِیرُوزا؛
ـ پس در این صورت ـ هر روز ما را نوروز سازید.
💝 بیایید هر روزِ امام را نوروز کنیم!
با فرستادن هدیههای پی در پی...
اما چه هدیهای باشد در خورِ این مقام؟!
مولوی در دفتر اول خود، حکایت میکند از فردی که قرار است برای حضرت یوسف علیهالسلام هدیهای آورد. او هم این پریشانی را دارد که برای خوبروی کامل و بینیاز، اساسا چه ارمغانی میتوان بُرد؟!
گفت یوسف هین بیاور ارمغان
او ز شرم این تقاضا زد فغان
گفت من چند ارمغان جستم ترا
ارمغانی در نظر نآمد مرا
حبّه ای را جانبِ کان چون برم؟
قطره ای را سوی عمّان چون برم؟
زیره را من سوی کرمان آورم
گر به پیش تو دل و جان آورم
تا بدین جا میرسد که چیزی بالاتر از حُسنِ یوسف وجود ندارد که آن هم بیمانند است و یارای آوردنش بر کسی نیست. بنابراین برایش آینهای ارمغان میبرد تا بواسطه آن بتواند حُسنِ یوسف را متجلی سازد:
نیست تخمی کاندر این انبار نیست
غیر حُسنِ تو که آن را یار نیست
لایق آن دیدم که من آیینهای
پیش تو آرم چو نور سینهای
تا ببینی روی خوبِ خود در آن
ای تو چون خورشید شمعِ آسمان
آینه آوردمت، ای روشنی
تا چو بینی رویِ خود، یادم کنی
🔆 این آینه، این نور سینه، این #قلب_سلیم جز با تابیدنِ علمِ امام بر دل ما، حاصل نمیشود.
پس اگر میخواهید هر روز به امام هدیه دهید و همچون که فرمودند و خواستند "هر روزشان را نوروز سازید"،
👈هر روز با آموختن و به کار بستن گوشهای از علم امام، دلتان را نورانی و آیینهی جلوهگرِ علمِ امام کنید تا هم بر اطرافتان پرتو افشانی کرده و حُسنِ یوسف را که محاسنِ علوم امام است نشانِ همگان دهید و هم امام را از این هدایا دلشاد و دست به دعا:
که فرمودند خدا رحمت کند بندهای را که امر ما را زنده کند... علوم ما را فرا گيرد و به مردم بياموزد. اگر مردم زيبايىهاى سخنان ما را مىدانستند، از ما پيروى مىكردند. (اینجا)
@Al_maknon
📢 فوری
[به مناسبت وزیر پیشنهادی اقتصاد!]
1️⃣ پرده اول: تحلیل ساده! تحلیل پیچیده!
زمانی که رئیس جمهور برای گرفتن رای اعتمادِ وزرای دولت چهادهم، مجلس را با ادبیاتی چون رهبری تایید کرده است، در فضای رایِ اتوبوسی قرار داد! در آن دوران بنده از یک نماینده انقلابی مجلس که رای خودش را شفاف برای مردم بیان کرده بود در یک فضای خصوصیِ انقلابی، ابراز ناراحتی کردم که من از ایشان انتظار نداشتم! نباید به گزینه پیشنهادی مسکن رای مثبت میداد؟! چرا که می دانستم حل بسیاری از مشکلات کشور از اقتصاد تا فرهنگ در گرو موضوعِ آزاد سازی زمین است، و این گزینه قبلا گفته بود که مخالف خانه حیاط دار است و آپارتمان را بهتر می داند! و البته در زمان آزاد سازی آن مقدار زمین در زمان ریاست جمهوری شهید رئیسی، همین گزینه به عنوان کارشناس در بدنه دولت به مخالفت برخواسته بود...
علارقم انتظار، برخی دوستان انقلابی به بنده خرده گرفتند که نماینده انقلابی را تخریب نکن!!! (انتقاد در یک فضای خصوصی کی مساوی تخریب شد نمیدانم؟!) و اینکه بحثِ رای به وزرای پیشنهادی، این طور که شما فکر میکنی ساده نیست، پیچیده تر از این حرفهاست! کمی از پیچیدگی موضوع برای ما گفتند! مثلا فکر کردهای اگر به آن وزیر پیشنهادی رای نمیدادند چه میشد؟ آنوقت دیگر گزینههای پیشنهادیِ رئیس جمهور برای این وزارتخانه، مگر بهتر از این بودند؟ احتمالا گزینه دیگر، فلانی بود که به صراحت گفت افتخارم این است که خانهای نساختم! و یا بهمانی...
آنجا حرف زدن با این دوستان را به دلیل حجمِ ناراحتی از این تحلیلهای پیچیدهشان! به صلاح ندانستم؛
تا اینکه این روزها دوباره در فضاهای انقلابی، بعضی شبیه به همان حرفها را زدند که اگر مجلس به وزیر پیشنهادیِ دولت برای اقتصاد رای ندهد، مگر فکر کردهاید هر شخص دیگری که دولت بگذارد، راهی غیر از فلانیِ عزل شده و بهمانی را میرود؟ و یا جز این است که گفته میشود جبهه انقلاب، وزیر اقتصاد را استیضاح کرده و حالا به وزیر جدید هم رای نمیدهد و بعد پمپاژ رسانهای و خطر تخریب!
ادامه در پست بعدی👇
@Al_maknon
المکنون
📢 فوری [به مناسبت وزیر پیشنهادی اقتصاد!] 1️⃣ پرده اول: تحلیل ساده! تحلیل پیچیده! زمانی که رئیس جمه
2️⃣ پرده دوم: به فرمان مادرت ...
چند روز پیش داستان گاو بنی اسرائیل را میخواندم رسیدم به این قسمت از حدیث:
... امّا چون امر بر چنین گاوی قرار گرفت، آنها به جستجو پرداختند و چنین گاوی را تنها نزد جوانی از قوم بنیاسرائیل یافتند.
خدای عزّوجل، محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و پاکان خاندان ایشان را به خواب آن جوان آورد.
ایشان به او گفتند: «تو دوستدار ما هستی و ما را از دیگران برتر دانستهای؛ پس ما میخواهیم گوشهای از پاداشت را در دنیا به تو عطا کنیم [به این صورت که] وقتی آنها خواستند گاوت را بخرند، آن را فقط به فرمان مادرت به آنها بفروش؛ زیرا خداوند عزّوجلّ به مادرت الهام میکند چیزی از آنها بخواهد که تو و فرزندانت را بینیاز کند».
جوان خوشحال شد و آن قوم آمدند تا گاوش را بخرند. به او گفتند: «گاو خود را چند میفروشی»؟ گفت: «دو دینار امّا اختیار آن با مادرم است». گفتند: «ما به یک دینار راضی هستیم». جوان از مادرش پرسید؛ مادرش گفت: «چهار دینار». جوان به آنها خبر داد. گفتند: «دو دینار به تو میدهیم». او به مادرش خبر داد؛ مادر گفت: «هشت دینار». جوان به آنها خبر داد و آنها همچنان میخواستند نصف چیزی که مادرش میگفت به او بدهند و مادرش نیز قیمت را دو برابر میکرد. تا این که قیمت را به آنجا رساند که آنها باید پوست گاوی بزرگتر را از دینار انباشته کنند و این قیمت را برای فروش گاو تعیین کرد.
... پیش از آن که مرده به پا خیزد آنها تکّهای از گاو را به او زدند امّا زنده نشد. گفتند: «ای پیغمبر خدا! پس وعدهای که از جانب خدای عزّوجلّ به ما دادی چه شد»؟ موسی (علیه السلام) گفت: «راست گفتم؛ [امّا اینکه چرا با اینحال زندهنشد] به خداوند و خواستهی او مربوط است. خداوند به او وحی فرمود: «ای موسی! من خلف وعده نمیکنم؛ امّا اینان باید پوست گاوی را از دینار پر کنند و بهای گاو آن جوان را بپردازند؛ آنگاه این جوان زنده میشود». آنها دارایی خود را گرد آوردند و [در این حال] خداوند پوست آن گاو را چنان گشاد گرداند که با پنج هزار دینار پر شد...
📚بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۶۸/ الإمام العسکری، ص۲۷۶/ البرهان/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۸۶
[در صورت تمایل داستان کامل گاو بنی اسرائیل را میتوانید از اینجا بخوانید]
ادامه در پست بعدی👇
@Al_maknon
المکنون
2️⃣ پرده دوم: به فرمان مادرت ... چند روز پیش داستان گاو بنی اسرائیل را میخواندم رسیدم به این قسمت
3️⃣ پرده سوم: قدرت چانه زنی
روش خداوند برای مقابله با گزینههای فرودست را در داستان گاو بنی اسرائیل دیدیم. آن هم گزینههایی که تا آخر بر طمعِ کم فروشی پیش میرفت! حتی دیدید گاو را گرفتند، سر بریدند، اما پولش را نداده بودند! و چه بسا قصدِ پرداخت کامل را نداشتند اما برای دیدن اثر و رهایی از فشاری که از طرف افکار عمومی تحمیل شده بود، همانها که به یک دینار راضی بودند، مجبور به پرداخت بهای سنگین آن شدند!
منتظر نتیجهاید؟ بهتر است بپرسیم:
ما را چه شده که در دفاع از شاخصها، #قدرت_چانهزنی مان اینقدر نزول پیدا کرده است که حاضر به پذیرش هر وضعیت و پیشنهادی میشویم!
اگر در پرده اول، نمایندگان انقلابی (و البته نمایندگان دیگری که همراه میشدند) از همان اول محکم روی شاخصهای #نه_به_آپارتمان، #دار_واسعه، #آزادسازی_زمین، #احیای_موات و امثالهم میایستادند و بیان میکردند ما نماینده مردمیم و مردم فقط به شخصی معتقد به این شاخصها راضی میشوند، چه اتفاقی می افتاد؟
علارقم تحلیلهای پیچیده!
▫️اول، سفارشِ درستِ "با دولت همکاری کنید" را به جایگاه دقیق آن سوق میداد یعنی به دولت گفته میشد "ما در نهایتِ همکاری با شما هستیم به شرطی که شخصی را معرفی کنید که همانا این شاخصهای عدالت محورِ مورد تقاضای مردم را تامین کند"؛
▫️دوم، رفت و آمدهای دولت را مبنی بر ارائهی گزینههای سوخته یا فاقد شرایط، کم میکرد؛
▫️سوم، شاخصها را در این بزنگاه مهم و پرصدا برای افکار عمومی، تثبیت میکرد؛
▫️چهارم، دولت را در برابر یک فشارِ افکار عمومی و عقب نشینیهای ولو ظاهری قرار میداد.
در چنین شرایطی دولت، یا شخصی با چنین شاخصههایی پیشنهاد میداد که بعید بود!
و یا کسی را به صورت ویترینی با قولهای شفاهی "با این شاخصها" غالب میزد.
در این حالت باز مجبور بودند در عمل برای عدم مخالفت با جریان مردمیِ بیدار شده و آگاه از این شاخصها، اندکی از مواضع عمودی سازی و حصرِ زمین، عقب نشینی کرده و البته در خفا کارشان را پیش برند...
به هر صورت، به دلیل برجسته شدن شاخصها و نه اشخاص، برای همیشه مسیر پاسخگو کردن مسئول بازتر شده و در انظار عمومی، راه بر ایشان بستهتر میشد...
و در آخر چه بسا ممکن بود با فشارِ افکار عمومی برای دیدن اثر، زمانی مجبور به واگذاری مقداری زمین هم میشدند! الله اعلم
پس موضوع وزیر پیشنهادی اقتصاد چه شد؟
چه بگویم با این تحلیلهای ساده!
اگر میپذیرید این را بپذیرید: در فضای وارونهی چانه زنی، منتظر اثر نباشیم، منتظر تخریب باشیم!
@Al_maknon
بلندترین داستان غدیر فارسی و عربی.pdf
حجم:
575.7K
✅ داستان غدیر که از زبان حذیفه نقل شده است:
🔸سلام جبرئیل به صاحب غدیر با لقب امیرالمومنین
🔸مراسم سلام به امیرالمومنین و عکس العمل منافقین
🔶سپردن تمام علم و حکمت پیامبر به امیرالمومنین
🔸مقدمات واقعه غدیر و توطئه های منافقین
🔸آیاتی از سوره تحریم در مورد غدیر
🔸توطئه قتل پیامبر بعد از غدیر
🔸معرفی توطئه گران ضد غدیر
🔸اساسنامه اصلی ضد غدیر
🔸اساسنامه سقیفه
🔸سخنرانی پیامبر درباره صحیفه ملعونه
🔸بازگشت مخفیانه منافقین از لشکر اسامه به مدینه
🔸نماز اولی و عکس العمل پیامبر
🔸جنگ جمل و شهادت جوان ایرانی در رکاب امیرالمؤمنین
مطالعه کنید و نشر دهید
@Al_maknon
یادداشت بسیار خوب و بجای جناب حاج قاسم یزدانی
نویسنده کانال تمدنی "بسلام آمنین"
👇👇👇