eitaa logo
«سـنـد عـشـق»
13 دنبال‌کننده
6 عکس
1 ویدیو
0 فایل
رمان سند عشق عشقی که اتفاقی بود... به قلم: آلا MN: @CBJBGNF
مشاهده در ایتا
دانلود
ناشناس: عالییی ✨❤️‍🩹 مرسییی خوشحالم دوستش داشتی✨
برم پارت بعدیو تایپ کنم💕
«سـنـد عـشـق» پارت: 2 نیکا:من میخوام از اینجا برممممممم(داد) حامی: داد نزن(فریاد) رفتم بیرون درم قفل کردم نیکا:حامی رفت بیرون درم قفل کرد آخه من چکارم؟ چرا من باید قربانی کارهای بابام بشم؟ بغضم ترکید صدای هق هق گریم اتاقو پر کرده بود حامی: صدای گریه شو می فهمیدم رفتم در اتاقشو باز کردم صدای هق هق گریت اذیتم میکنه الان چرا گریه میکنی؟ نیکا: اینجا واسم مثل زندانه الان من چرا باید قربانی کارای بابام بشم؟ بابام یه کاری کرده چرا با من باید انتقام بگیری؟ حامی: به زودی دلیلشو میفهمی نیکا: حامی... حامی: رفتم بیرون یکم دلم براش سوخت ولی خب «ویو نیکا» خوابیدم رو تختم انقدر گریه کردم که خوابم برد باصدای در زدن بلند شدم بلهههه حامی: رفتم داخل اتاقش امروز باید نقش دوست دختر منو بازی کنی نیکا: اگه نقش دوست دخترتو بازی نکنم چی میشه؟ حامی: بد میشه نیکا: ترسیده بودم برای همین قبول کردم ب..باشه حامی:پس سریع آماده شو هرموقع صدات کردم بیا بیرون نیکا: باش آماده شدم یکم بعد حامی صدام کرد حامی: عزیزمم آماده ایی؟ نیکا: آره عزیزم الان میام بیرون رفتم بیرون عمارت قشنگی بود حامی: اومدی گلم نیکا: آره ایشون پدر بزرگ من هستن نیکا: خوشبختم حسین: منم همینطور پدر بزرگ حامی خیلی سرد بود حامی... بقیشو تو پارت بعد بخون ✨ کپی؟به هیچ وج به قلم آلا
ورق دوم رمان«سـند عـشـق» تقدیم نگاهتون شد https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2i2e18u&btn=جون.دلم؟ خوشحال میشم نظراتتونو با من در میون بزارید✨
حامیم عزیزمون،روز پسر مبارک از طرف همه ما، فندومت؛ همونایی که با صدات خندیدن، گریه کردن و کلی خاطره ساختن امیدوارم همیشه دلت خوش،لبت خندون و صدات موندگار باشه دوستت داریم،بیشتر از چیزی که توی چند خط جا بشه🤍✨
پارت بعد آمار ۱۴😊
اگه ناشناسو پر کنید پارت میدم🦦 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2i2e18u&btn=جون.دلم؟