سلام چنلت عالیه. رمانتم قشنگه اگر من ناشناسو. ۱۰ کنم قبوله؟
🗿✨
سلام خوشگلم، مرسی از نظرت
بله عزیزم الان ناشناس ۷تاس 10 تا بشه دوتا پارت میدم☺️✨💕
بچه ها کسی آیدی ادمین کانون داره؟
میخوام واسه چنل کد بگیرم و اگه کسی داره توی ناشناس واسم بفرسته
بعد بگید که برای گرفتن کد چیا بگم
«سـنـد عـشـق»
پارت: 2
نیکا: ظهر شد
دوباره خدمتکار اومد در اتاقمو زد
+خانم، آقا میگه بیاین ناهار
بهش بگید سیرم
تو این فاصله که داشتیم بحث میکردیم حامی اومد
حامی:برو بیرون
خدمتکار: ولی آقا...
حامی: ولی نداره، یا میری یا یه گلوله حرومت کنم
خدمتکار:چشم
نیکا:حامی اومد نزدیکم اونقدر نزدیک که نفساش به صورتم میخورد
صدای ضربان قلبمو میشنیدم
لباشو نزدیک گوشم اورد گفت
حامی:مگه نمیگم بیا ناهار؟
دوست داری تنبیهت کنم؟
نیکا:با صدای بغضی گفتم
سیرم
یعدفی یه چیزی رو کتفم احساس کردم
تف.نگ بود
حامی گفت:یا همین الان میای یا یه گلوله حرومت کنم
نیکا: بـ.باشه میام
حامی:آفرین
دستمو رو سرش کشیدم
بهش گفتم اگه به حرفام گوش کنی هیچ کاری باهات ندارم
نیکا:سری تکون دادم
حامی:دستشو گرفتم
بریم
نیکا:حامی دستمو گرفت
تعجب کردم
آدم سردی بود ولی انگار قلب مهربونی داشت
رفتم دنبالش
رسیدیم به میز ناهار
نشستم روی صندلی
نشست کنارم
گفت:اگه همیشه دختر خوبی باشی و به حرفام گوش کنی منم باهات مهربون میشم
نیکا: سرم تکون دادم(علامت باشه)
حامی:خب چی میخوای واست بکشم؟
نیکا:خودم میکشم
حامی:گفتم چی میخوام واست بکشم؟
نیکا:مرغ
حامی: باشه
نیکا: ناهارمونو خوردیم
دوباره رفتم تو اتاقم
حامی: نسبت بهش حس خوبی پیدا کرده بودم
انگاری دوستش دارم
تاحالا عاشق نشدم
همه منو به یه آدم سرد میشناسن
ولی...
رفتم دم در اتاقش
در زدم
نیکاا
نیکا: در اتاقم زده شد
بله؟
حامی وارد اتاقم شد
حامی: نیکا میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟
نیکا:باشه
رفتم تو اتاق حامی
خب چیکارم داشتی؟
بقیشو تو پارت بعد بخون✨
به قلم: آلا