«سـنـد عـشـق»
پارت:1
پیمان: حامی همه چی آمادست؟
+آره
_بریم؟
+آره،فقط تمام حواست به دختر مهدی باشه
اونو باید گیر بیاریم
_باشه،بریم
«ویو نیکا»
داشتم آماده میشدم برای مهمونی
موهامو کرلی کردم یه لباس شیک پوشیدم و یه آرایش ساده انجام دادم
اومدم بیرون
مامان خوب شدم؟
مینا: آره دخترم مثل ماه شدی
مهدی: این چه لباسیه پوشیدی(دادو فریاد)
+مگه چشه؟
مهدی: همین الان میری عوضش میکنی
+نمیخواممممم
گوشیمو سوییچ ماشینمو برداشتم و تا جایی که میتونستم دوویدم و از خونه فرار کردم
رفتم سمت مهمونی
اونجا یه جوری بود
بوی دود سیگار قلیون همه جا پیشیده بود
هیچ کس تو حال خودش نبود
انگار همه مس.ت بودن
بین این همه آدم انگار فقط یه نفر تو حال خودش بود
رفتم سمتش
+ببخشید آقا
حامی:تا دیدمش شناختمش
دختر مهدی بود
نیکا؟
+شما اسم منو از کجا میدونید؟
حامی: تو باید با ما بیای
+دلیلی نداره من با شما جایی بیام
حامی:میای یا..
+یا چی؟
حامی: به پیمان اشاره کردم
اومدم دستمالو روی دهنش گذاشت و بیهوش شد
نیکا:یه دستمان اومد رو دهنم و بیهوش شدم
«ویو نیکا»
چشمامو به سختی باز کردم
توی یه اتاق بودم
اتاق سردو کم نور بود
داد زدم
اینجااااا کجاسسس چرا منووو اوردین اینجااااا
در باز شد
همون آقاعه اومد داخل
حامی: صدای داد زدنش اذیتم میکرد
رفتم تو اتاقش
چتهه چرا انقدر سروصدا میکنی
تو دیگه جایی نمیری همین جا میمونی
فهمیدییی
راستی اسم من حامیه
+چی میخوای از جون من هااااا
حامی: میخوام از پدرت مهدی انتقام بگیرم
+خب چیکار من دارییی
من از دست اون فرار کردم اومدم پیشتتت
حامی:اووو،پس دیگه اینجا موندگاری
نیکا....
بقیشو تو پار بعد بخون✨
کپی؟ به هیچ وج
به قلم:آلا
«سـنـد عـشـق»
«سـنـد عـشـق» پارت:1 پیمان: حامی همه چی آمادست؟ +آره _بریم؟ +آره،فقط تمام حواست به دختر مهدی
پارت 1 رمان «سـند عـشـق» تقدیم نگاه زیباتون شد
خوشحال میشم نظراتونو بهم بگید✨
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2i2e18u&btn=جون.دلم؟
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رمان سند عشق
عشقی که اتفاقی بود
قسمتی از رمان
مهدی: این چه لباسیه پوشیدی(داد فریاد)
نیکا: با تمام قدرتی که داشتم از خونه فرار کردم
توی مهمونی هیچ کس تو حال خودش نبود
حامی: به پیمان اشاره دادم بیاد دسمالو بزاره رو دهنش
نیکا: برای چی منو اوردی اینجااااا
حامی: اووو، پس اینجا موندگاری
برای ادامه رمان بیاین چنل زیر:
https://eitaa.com/AlaSj1393