eitaa logo
آلاچیق 🏡
1.2هزار دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
3.8هزار ویدیو
59 فایل
فعالیتهای کانال، به نیت مهدیِ فاطمه عجل الله تعالی فرجه ادمین تبادل، انتقاد-پیشنهاد-مسابقه : @nilofarane56 پ زینب کبری سلام الله علیها کپی مطالب با ذکر صلوات 🙏
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از آلاچیق 🏡
🌸✨✨🌸 زندگی هیچگاه به بن بست نمیرسه کافیست چشم باز کنیم و راه های گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم ... خدا که باشه هر معجزه ای ممکن میشه 🌸✨✨🌸 🎋〰🍃 @Alachiigh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⭐️*بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* ⭐️صفحه ۴۳۵ مصحف شریف ✨همراه تدبر و چند نکته ⭐️هدیه به امام زمان عجل الله فرجه الشریف❤️🙏 🎋〰🍃 @Alachiigh
هدایت شده از آلاچیق 🏡
🌹شهید رضا اسماعیلی🌹 🥀اولین ذبح مدافعین اولین شهید ‎فاطمیون، داعشی‌ها در حالیکه او را اسیر کردند بیسیم اش را روبروی دهانش گرفته همزمان سر از بدنش جدا میکردند تا با صدای ناله های او روحیه همرزمانش را تضعیف کنند؛ در حالیکه او تا لحظه آخر پشت بیسیم ‎یاعلی میگفت. ‎ ⭐️شادی روح پاک همه شهدا صلوات 🎋〰🍃 @Alachiigh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💢وقتی حواست نیست با اکانت فیکت داری توییت میزنی یا با اکانت اصلی ماشاءالله علی آقا اسطوره ادب و اخلاق 🔴شخصیت واقعی برخی ها را در اکانت های فیکشان پیدا کنید اینها هر کدوم در کنار اکانت های اصلی خودشون چندتا اکانت فیک هم دارند .. اگه خواستند به کسی فحاشی کنند یا از خودشون تعریف و تمجید عمیق کنند و کسی متوجه نشه، از اکانتهای فیکشون استفاده میکنند. گاهی حواسشون نیست با کدوم اکانت کار میکنند مثل سوتی سنگین علی کریمی که اسرار درونی اش را هویدا کرد. 🎋〰🍃 @Alachiigh
6.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥 زندگی سگی در سوراخ موش، داستان واقعی زندگی این روزهای آمرین و قاتلین سردار شهید حاج قاسم سلیمانی است رهبر انقلاب:‌ هم آمر، هم قاتل، بدانند که در هر زمان ممکن، باید انتقامشان را پس بدهند. تحلیل سیاسی 🎋〰🍃 @Alachiigh
🇮🇷 📝 | ترویج احساس بدبختی!! 🍃🌹🍃 🔻 فرد یا جامعه‌ای که احساس بدبختی دارد، امیدی به آینده نخواهد داشت، لذا تلاشی برای بهبود اوضاع خود نخواهد کرد. عملکرد رسانه هایی چون BBC و برخی بدخواهان داخلی دقیقا در راستای ایجاد حس بدبختی در جامعه و یاس و اندوه آفرینی است. 🔸به عنوان مثال رسانه فوق قریب به ۱۰۰ پست و گزارش خبری از واقعه دردناک متروپل برای گسترش و تعمیق غم و اندوه و ناامیدی در جامعه منتشر میکند، همچنانکه با بایکوت کامل اخباری مانند صفر شدن مرگ و میر ناشی از کرونا و تجمع های شادی آفرین چند ده هزار نفری و ۱۰۰ هزار نفری "سلام فرمانده"، در جهت جلوگیری از انتشار اخبار امید بخش و نشاط آفرین، عمل میکند. 🔺 واقع نگری، انتقال اخبار خوب به یکدیگر، ترویج نشاط و شادابی به بهانه های اندک در جمع های کوچک و بزرگ، یادآوری موفقیت های بزرگ مانند شکست کرونا همراه با پخش سرود های حماسی، پرهیز از ضریب دهی به اخبار منفی در فضای مجازی و محاوره های دوستانه و ...، از جمله اقدامات مقابله‌ای با راهبرد ناامید سازی و اندوه آفرینی دشمنان ملت ایران خواهد بود. ✍دکتر قاسم حبیب‌زاده | | 🎋〰🍃 @Alachiigh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️🔴❌ اظهارات عجیب مدیرعامل اتحادیه دامداران: صادرات دام باید آزاد شود حتی اگر بر مصرف کننده فشار بیاید! مجری: اگر صادر شد قیمت گوشت چقدر بالا می‌رود؟ آقای مدیر: هرچه شد شد ما چه کنیم! 😕🧐 🎋〰🍃 @Alachiigh
آلاچیق 🏡
❤️عاشقانه_دو_مدافع❤️ #قسمت_سی_ششم _رفیقم شهید شده... مات و مبهوت بهش نگاه میکردم سرشو بین دو دستاش
❤️عاشقانه_دو_مدافع ❤️ چشماش پر ازاشک شد و سرش رو بہ دیوار تکیہ داد. دستے بہ موهاش کشیدو با یک آه بلند ادامہ داد. مـݧ و مصطفے از بچگے تو یہ محلہ بزرگ شده بودیم خنده هاموݧ ، گریہ هاموݧ ، دعوا هاموݧ،آشتے هاموݧ، هیئت رفتناموݧ همش باهم بود مـݧ داداش نداشتم و مصطفے شده بود داداش مـݧ هم سـݧ بودیم اما همیشہ مث داداش بزرگتر ازش حساب میبردم و بہ حرفش گوش میدادم ... کل محل میدونستـݧ کہ رفاقت منو مصطفے چیز دیگہ ایه تا پیش دانشگاهے باهم تو یہ مدرسہ درس خوندیم همیشہ هواے همدیگرو داشتیم. کنکور هم دادیم .اما قبول نشدیم بعد از کنکور تصمیم گرفیتم کہ بریم سربازے سہ ماه آموزشیمونو باهم بودیم اما بعدش هرکدومموݧ افتادیم یہ جا اوݧ خدمتش افتاد تو سپاه کرج منم دادگسترے تهراݧ براموݧ یکم سخت بود چوݧ خیلے کم همدیگرو میدیدیم بعد از تموم شدݧ سربازے مصطفے هموݧ جا تو سپاه موند هرچقدر اصرار کردم بیا بریم درسمونو ادامہ بدیم قبول نکرد میگفت یکم اینجا جابیوفتم بعدش میرم درسمم ادامہ میدم همیشہ با خنده و شوخے میگفت :داداش علے الاݧ بخواے زنگ بگیرے اول ازت میپرسـݧ حقوقت چقدره ؟خونہ دارے ؟ماشیـݧ دارے؟ کسی بہ تحصیلاتت نگاه نمیکنہ کہ بنظرم تو هم یہ کارے براے خودت جور کـݧ ازش خواستم منم ببره پیش خودش اما هر چقدر تلاش کردیم نشد کہ نشد از طرفے بابا هم اصرار داشت کہ مـݧ درسم و ادامہ بوم اوݧ سال درس خوندم و کنکور دادم و رشتہ ے برق قبول شدم مـݧ رفتم دانشگاه و مصطفے همچنان تو سپاه مشغول بود ازش خواستم حالا کہ تو سپاه جا افتاده کنکور بده و وارد دانشگاه بشہ اما قبول نکرد میگفت چوݧ تازه مشغول شدم وقت نمیکنم کہ درس هم بخونم یک سال گذشت .مـݧ توسط آشنایے کہ داشتیم تو همیـݧ شرکتے کہ الاݧ کار میکنم استخدام شدم . ما هر پنج شنبہ میومدیم کهف هیئت . مصطفے عاشق کهف و شهداے اینجا بود اصلا ارادت خاصے بهشوݧ داشت.هیچ وقت بدوݧ وضو وارد کهف نشد یہ بار بعد از هیئت حالش خیلے خراب بود مثل همیشہ نبود اولش فکر کردم بخاطر روضہ ے امشبہ آخہ اون شب روزه ے بہ شهادت رسوندݧ ابےعبدللہ و خونده بودݧ مصطفے هم ارادت خاصے بہ امام حسیـݧ داشت .همیشہ وقتے تو قضیہ اےگیر میکرد بہ حضرت توسل میکرد یک ساعتے گذشت اما حال مصطفے تغییرے نکرد نگراݧ شده بودم اما چیزے ازش نپرسیدم تا اینکہ خودش گفت کہ میخواد درمورد مسئلہ ے مهمے باهام حرف بزنہ دستشو گذاشت روشونمو بابغض گفت:داداش علے برام خیلے دعا کـݧ،چند وقتہ دنبال کارامم برم سوریہ . دارم دوره هم میبینم اما ایـݧ آخریا هرکارے میکنم کارام جور نمیشہ شوکہ شده بودم و هاج و واج نگاهش میکردم .موضوع بہ ایـݧ مهمے رو تا حالا نگفتہ بود اخمام رفت تو هم لبخند تلخے زدم .دستم گذاشتم رو شونشو گفتم :دمت گرم داداش حالا دیگہ ما غریبہ شدیم؟؟ حالا میگے بهموݧ ؟؟ اینو گفتم و از کنارش گذشتم دستم رو گرفت و مانع رفتنم شد کجا میرے علے؟؟ ایـݧ چہ حرفیہ میزنے ؟؟ بہ ما دستور داده بودݧ کہ به هیچ کس حتے خوانواده هاموݧ تا قطعے شدݧ رفتنموݧ چیزے نگیم الاݧ تو اولیـݧ نفرے هستے کہ دارم بهت میگم داداش از تو نردیکتر بہ مـݧ کے هست ؟ برگشتم سمتش و با بغض گفتم :حالا اوݧ هیچے تنها میخواے برے بیمعرفت؟؟؟ پس مـݧ چے?? تنها تنها میخواے برے اون بالا مالا ها؟؟؟ داشتیم آقا مصطفے؟؟؟ ایـنہ رسم رفاقت و برادرے؟؟؟ علے جاݧ بہ وللہ دنبال کاراے تو هم بودم اما بہ هر درے زدم نشد کہ نشد رفتـݧ خودم هم رو هواست. هرکسے رو نمیبرݧ ماهم جزو ماموریتمونہ خلاصہ اوݧ شب کلے باهام حرف زدو ازم خواست براش دعا کنم. یک هفتہ بعد خبر داد کہ کاراشه جور شده تا چند روز دیگہ راهیہ خیلے دلم گرفت ... اما نمیخواستم دم رفتـݧ ناراحتش کنم وقتے داشت میرفت خیلے خوشحال بود .. چشماش از خوشحالے برق میزد رو کرد بہ مـݧ وگفت حالا کہ مـݧ نیستم پنج شنبہ ها کهف یادت نره ها از طرف مـݧ هم فاتحہ بخوݧ و بہ یادم باش از شهداے کهف بخواه هواے منو داشتہ باشـݧ و ببرنم پیش خودشوݧ اخمهام رفت تو هم وگفتم ایـݧ چہ حرفیہ ؟؟خیلے تک خوریا مصطفے خندیدو گفت تو دعا کـݧ مـݧ اونور هواے تورو هم دارم بعد از رفتنش چند هفتہ اومدم کهف اما نمیتونستم اینجارو بدوݧ مصطفے تحمل کنم از طرفے احتیاج داشتم با شهدا حرف بزنم و دردو دل کنم براے همیـݧ بجاے کهف پنج شنبہ ها میرفتم بهشت زهرا اولیـݧ دورش ۴۵روزه بود وقتے برگشت خیلے تغییر کرده بود مصطفے خیلے خوش اخلاق بود طورے کہ هرجا میرفتیم عاشق اخلاقش میشدݧ ـمردتر شده بود احساس میکردم چهرش پختہ تر شده. تصمیم گرفت بود قبل از ایـݧ کہ دوباره بره ازدواج کنہ خیلے زود رفت خواستگارے و با دختر خالش کہ از بچگے دوسش داشت اما چیزے بهش نگفتہ بود ازدواج کرد دوهفتہ بعد از عقدش دوباره رفت... ⭐️برای خواݩدݩ‌هرقسمٺ‌از رماݩ‌1صݪواٺ‌ به نیت فرج اݪـزامیسٺ ✍خانم.علـــی.آبادی 🎋〰🍃 @Ala
نترس و غمگین مباش، قطعا، ما نجات دهنده تو و خانواده ات هستیم ╲\╭┓ ╭⁦🌺🍂🍃 🎋〰🍃 @Alachiigh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا