❌⭕️روسها دوباره خطای راهبردی میکنند؟
🔻سخنان پایانی مصاحبه یک ساعته لاوروف با RIA Novosti درمورد اوکراین و جنگ غزه حاوی پیام مهمی به تلآویو، واشنگتن و تهران بود. تاکید بر تاریخ مشترک روسیه و اسرائیل درمبارزه با نازیسم و شبیه کردن سلاح زدایی/ایدئولوژی زدایی از غزه به آنچه در اوکراین میگذرد. یعنی درصورت همراهی غرب و تل آویو با روسیه در جنگ اوکراین، مسکو آمادگی دارد تا درمورد جنگ غزه با طرحهای آنها همراهی کند.
🔻دقت کنید که روسیه به آخرین قطعنامه شورای امنیت برای ارسال کمک های بشردوستانه به غزه رای ممتنع داد. در شراکت با روسیه، ایران باید بسیار هوشیار باشد. این شراکت نه ایدئولوژیک و نه استراتژیک، بلکه تنها در موارد محدودی می تواند به اتحاد برای رسیدن به منافع ملی ایران باشد.
ما هیچ عهد اخوتی با این کشور نخواهیم داشت.
#پاسدارانقلاب
#روسیه
@Alachiigh
❌🔴 از ساکتین فتنه ۸۸ تا ساکتین فتنه کشف حجاب و براندازی فرهنگی
🔻 این روزها مشاهده می کنیم که برخی افراد که در فتنه ۸۸ جزو ساکتین فتنه نبودند و از آن فتنه، سربلند بیرون آمدند، امروز در فتنه کشف #حجاب و بی بند و باری، جزو ساکتین فتنه هستند!
⚠️ساکت فتنه، ساکت فتنه است؛ چه فتنه ۸۸ و چه فتنه امروز؛ به سهم خود در حمله به ارزش های دینی و مبانی انقلاب مقصر است. به سهم خود جاده صاف کن است و در پیاده شدن نقشه دشمن و #براندازی_فرهنگی مقصر است.
@Alachiigh
27.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پیشنهاد_ویژه
💢🔴صحنههای دیدنی از تلاوت قاریان ایرانی در خارج
#رهبر معظم انقلاب:
🔹بحمدالله کشور ما از لحاظ قرّاء خوشخوان یکی از کشورهای برجسته و نمونه است. یعنی در دنیای اسلام شاید مثلاً [بجز] کشور مصر که حالا یک امتیازی در این زمینه دارد، من فکر نمیکنم بقیّه کشورها این تعداد #قاری برجسته و خوشوان و درستخوان در کشورها وجود داشته باشد که بحمدالله در کشور ما هست.
@Alachiigh
آلاچیق 🏡
#ناحله #قسمت_پنجاه از ماشین پیاده شدیم و رفتیم تو مطب یه راست رفتیم تو اتاق دکتر . چون واقعا من
#ناحله
#قسمت_پنجاه_ویک
صدای ریحانه منو ار فکر به موهای لخت و محاسن مشکی محمد بیرون کشید
گیج گفتم
_چی؟؟؟
+اه فاطمهههههه دوساعت دارم برات فک میزنم تازه میگی چیی؟
حواست کجاست خواهر؟ مجنونیاا!!
دیگه زیادی سوتی داده بودم خندیدم و گفتم
_غرررر نزنننن چطورییی تو دلم تنگ شد واست بابا
+اره اصن معلومه چقدرم شدت دلتنگیت زیاده .
تمام تلاشمو میکردم تا زمان حرف زدن صدام تو بهترین حالت باشه .
_چع خبرااا خوبیییی وایییی نی نی تون خوبه؟
+خوبم.نی نی مونم خوبه بیاا داخل دیگههه! دوساعته اینجا نگهت داشتم.
_نه نه همینجا راحتم مامانم بیرون منتظره باید برمممم .
+عه اینطوری که نمیشه. یخورده بمون حداقل !
_نمیشه عزیزم باید برم .
+خبب پس صبر کن نی نی و بیارم ببینی .حداقل رو ایوون بشین خسته میشیی اینجوری
_اشکالیی نداره بدووو بیاررشش
ریحانه رفت منم جوری نشستم که بتونم یواشکی به محمد نگاه کنم
داشت کف ماشین و جارو برقی میکشید
نوشته پشت شیشه ماشین توجه امو جلب کرد
با خط خیلی قشنگی نوشته بود "اللهم عجل لولیک الفرج"
یه لبخند قشنگ رو لبم نشست
صدای ریحانه و شنیدم که با صدای بچگونه گفت :
+خاله فاطمه من اومدم!
با ذوق از جام بلند شدم وبی اراده گفتم
_ واییی خدااا چههه نازه این بَشر!
+بله دیگهه فرشته خانوممون به عمش رفته .
_اسمش فرشته است ؟
+ارهه دخترمون خودشم فرشته اس.
_ای جونم قربونش برم الهیی
بچه رو گرفت سمتم و گفت : +بیا انقدر نی نی دوست داری بغلش کن
_دوست دارم بغلش کنما...
ولی میترسم!
ما اطرافمون بچه نداریم !
+عه ترس واسه چی .بشین بدم بغلت
نشستیم باهم
بچه رو آروم گذاش تو بغلم
انقدر تنها بودم و نوزاد اطرافم کم دیده بودم احساس عقده ای شدن میکردم .
دست کوچولوش و آروم بوسیدم که بوش دیوونه ام کرد.
یهو با ذوق گفتم :
_وایی بوی نی نی میده!
ریحانه زد زیر خنده و
+نی نیه ها دلت میخواد بوی چی بده ؟؟
با تمام وجود بوشو به ریه هام کشیدم و شروع کردم قربون صدقه رفتنش.
دیگه حواسم از محمد پرت شده بود
براش روسری کوچولوی صورتی بسته بودن.
خواب بود .مژه های بلندش باعث میشد هی دلم واسش ضعف برهه
ریحانه بلند گفت :
+بسهه محمد به خداا تمیز شد چی از جون اون بدبخت میخوای ؟
دنباله نگاهش و گرفتم ک رسیدم به محمد که از ماشین بیرون اومده بود و و با پارچه شیشه هاشو تمیز میکرد .
در جواب حرف ریحانه چیزی نگفت که فکر کنم بخاطر حضور من بود
یهو ریحانه داد کشید وگفت : عه جزوتو نیاوردمم .یادت میره ببریش برم بیارم
رفت داخل.تا رفت داخل لب و لوچه فرشته کج شد و صورتش قرمز. یهو استرس گرفتم و با خودم گفتم وای خدا گریه اش نگیرهه ریحانه کوفت بگیری که بچه رو بیدار کردی .
سریع با دست آزادم جعبه ی زنجیرمو از کیفم در اوردم و گذاشتم تو پتوش .
صدای سوئیج ماشین محمد اومد فک کنم قفلش کرده بود
انقدر حواسم به بچه بود که نمیتونستم با دقت نگاه کنم
هر چی میگذشت اخمای بچه بیشتر توهم میرفت .
اومد سمتم داشت از پله ها بالا میومد که صدای گریه بچه بلند شد .
خیلی ترسیدم
تجربه ی نگه داری بچه رو نداشتم .نمیدونستم وقتی گریه میکنه باید چیکار کنم .همشم ترس اینو داشتم که نکنه چون من بغلش کردم داره گریه میکنه پاک خل شده بودم محمد از کنارم رد شد که صدای گریه ی بچه شدت گرفت چاره ای برام نمونده بود یهوبا یه لحن ترسیده ، جوری که انگار یه صحنه ترسناک و دیده باشم بلند گفتم :
+وایییییی بچه گریه میکنه
برگشتم پشت سرم و نگاه کردم.
مردد و با تعجب ایستاده بود.نمیدونست باید چیکار کنه
چون رو پله بودم با استرس زیادی از جام بلند شدم که همزمان اونم اومد سمتم.
یخورده به دستم نگاه کرد و بعد جوری دستش و گذاشت زیر پتوی بچه که با دستم تماسی نداشته باشه.
چون من یه پله پایین تر بودم فاصلمون کم نشده بود ولی
تونستم بوی عطرش و حس کنم
امروز چه اتفاقای عجیبی افتاد
خیلی خوشحال شدم از اینکه بچه گریه اش گرفت.
فرشته رو گرفت و رفت داخل .
دوباره تپش قلب گرفته بودم
زیپ کیفم و بستم و بندش و گذاشتم رو دوشم و ایستاده منتظر موندم
چند لحظه بعد ریحانه جزوه به دست برگشت و گفت : +ببخش که دیر شد
جزوه و ازش گرفتم و گفتم : _نه بابا این چ حرفیه
بعدم بغلش کردم و گفتم :
_خب من دیگه برم تا مامانم نکشتتم.
+عهه حیف شد که زود داری میری .خوشحال شدم دیدمت گلم.
خداحافظ .
جوابش و دادم و ازش دور شدم .
در خونشون و بستم و نشستمتو ماشین
قبل از اینکه مامان حرفی بزنه گفتم :
_غلط کردم
تقصیره توعه دیگه انقدر بچه اطرافمون نبود بچشونو دیدم سرگرمش شدم .
یه چشم غره داد و پاشو گذاشت رو گاز
#نویسنده : فاطمه زهرادرزی،غزاله میرزاپور
#رمان_مذهبی
@Alachiigh
شما به یک کانال
"کاملا: شهدایی، اخلاقی، مذهبی، انگیزشی و... " دعوت شدید!
که عبارتند از در تمام ابعاد:
مطالعاتی و ویدئو و عکسنوشته و پروفایل و... هست
از شما دعوت به عمل می آید که دراین پویش عضویت دعوتنامه قدم رنجه بفرمایید و این دعوت را از جانب بنده حقیر ندانید!
که این دعوتنامه از خود جانب شهدا به شماست💌 👇
https://eitaa.com/sokhan_shohada
🌹سید_ابوالفضل_کاظمی🌹
یکی از بچـه ها اسمش اسـرافیل بـود؛
کم سن و سال و خوش خنده. به راننده ماشین حمل غذا گفت: «داداش! خواستی بـری عقب، محـبت کن جنــازه ما را هم با خـودت ببـر!.»
لقـمه توی دهانمـان بود؛ خنـده مان گـرفت.
تویوتا، غذای بچـه ها رو پخش کرد و دور زد.
داشت برمی گشت که یکدفعه یک خمپـاره خورد بغل اسرافیل؛ ظرف غذایم را پرت کردم و شیرجه رفتم روی زمین؛ اما سریع بلند شدم. وسط گردوخاک دویدم طرف اسرافیل؛ ترکـش
به شـاهرگش خورده و درجـا تمـام کـرده بود.
چند تا از بچـه های دور و برش، غرق خون
و زخمـی و پخـش و پلا بودند. پیکـر اسـرافیل
و زخمیهـا را بـا همــان تویوتـا فرستادیم عقـب.
برگشتم همانجــا؛ زمین از خــون خیس بـود.
⭐️شادی روح پاک همه شهدا صلوات
#به_یاد_شهدا
@Alachiigh
❌👆🔴 محبوبه بیات👇
🔻بازیگر مشهدی اسبق سینما و همبازی قدیمی #رضا_کیانیان، یک پرده دیگه از «رضا مارمولک» رو افشا کرد!
❌همسر رضا کیانیان، خواهر یکی از عناصر کادر گروهک منافقین در کانادا است!
#عموفیدل
#سلبریتی_خائن
#رضاکیانیان
@Alachiigh
❌از مافیای سگ خبر دارید؟⁉️
🔻اگر از مافیای سگهای بیصاحب و پناهگاهها خبر ندارید این متن را بخوانید:
🔹سال ۱۳۸۷ یه قانون نوشتن که از اون روز به بعد قرار شد برای سگهای بیسرپرست پناهگاه راه بندازن و سگها رو با خفتگیر، دارت و تفنگ بیهوشی زندهگیری کنن ببرن تو پناهگاهها، کمی رسیدگی کنن، سالمترها رو عقیم و بعد براشون سرپرست پیدا کنن. سگهای مریض هم یوتانایز (مرگ آسان) کنن.
🔹از این تاریخ میرشکارها کنار گذاشتهشدن و کار بهدست پیمانکارها افتاد.
🔹همه قسمتهای دستورالعمل تقریبا اجرا میشه بهجز اون بخش آخر. چرا؟ چون یوتانایز یعنی سگ کمتر! سگ کمتر هم یعنی آجرشدن نون پیمانکار.
🔹یه کاسبی راه افتاد که هرچی سگ بیشتر، نونش هم چربتر. یواشیواش یه عده افتادن به ساخت قفس و طویله و اسمش رو هم گذاشتن پناهگاه!
🔹سگهای بدبخت رو میگیرن، از هر ۱۰۰ تا چهارتاشون رو عقیم میکنن و دوباره تو بیابون آزاد میکنن. چند وقت بعد دوباره میگیرن تا صورت وضعیت بدن! و روز از نو، روزی از نو! یه نوندونی چرب جور شده.
🔹سگهای هر منطقه، حسابوکتاب و صاحب خودشون رو دارن. حتی از همدیگه سگ میدزدن. کار به تولهکشی کشیده و در این شغل، هرچی سگ بیشتر، اوضاع بهتر.
🔹این همه سگ غذا هم میخوان. زرنگترها پناهگاهشون رو نزدیک مراکز دفن پسماند میزنن. اونجا پر از غذاست (البته از نوع فاسدش). شمارهحساب هم میدن و مردم از همهجا بیخبر براشون پول واریز میکنن!
🔹رقابت سر سگها بالا گرفته. یه عده گردنکلفت شدن و مافیا شکل گرفته. با شعار «حیواندوستی» شروع کردن به وانتوانت غذادادن به سگهای نگونبخت بیابون. سگها هم که شکمشون سیر شد، تا تونستن زاییدن! توله پشت توله. جمعیت تو این چند سال ترکید و به بالای ۳میلیون رسید.
🔹متاسفانه یک جنبش عظیم غذارسانی به سگهای ولگرد و بیسرپرست راه افتاده. ما با یک لشکر طرفیم!
🔹آمار سگگزیدگی از ۲۰۰هزار تا در سال گذشته. غذارسانی به حیوانات ولگرد در ایران به یک فرقه و ایدئولوژی تبدیل شده.
🔹جهالتی مدرن که علاوه بر زیستشناسان حفاظت، نیاز به ورود روانشناسان و متخصصان آسیبهای اجتماعی و حتی کارشناسان جرایم سازمانیافته و افراد آشنا به ویژگیهای شخصیتی بزهکاران به این چالشه.
🔹ماجرای سگهای بیسرپرست ماجرای حیوانی اهلیست که به آفت و گونه مهاجم تبدیل شده. گونههای مهاجم بهویژه سگهای ولگرد و بیسرپرست یک معضل جهانی و سومین دلیل انقراض حیاتوحش در جهان بهشمار میان.
💢 پن: این نوشته را اکانت «فلات ایران» که مخالف نظام و ارزشیها است منتشر کرده!
#مافیای_سگ
#روشنگری
@Alachiigh