اگر برای ده ثانیه به جهان اطراف خودتون دقت کنید هر آنچه که میبینید از گوشه تشکیل شده، چرا تمام زندگی انسان از گوشه تشکیل شده؟
خانه پنجره ماشین صندلی همه چیز...
اگر در نظر بگیریم هر آنچه که گوشه داره مرزی رو تعیین کرده و هر آنچه که گوشه نداره بدون مرزه و تا نهایت ادامه داره، میتونیم بگیم زندگی ما انسانها محدوده؛ اما مغز هرگز محدودیت نداره و میشه حجم بسیاری از دادهها رو درونش جای داد!
که این یعنی اگر گوشهای نباشه نه تنها همه چیز بهم میریزه و ساختاری نداره بلکه بُعد و جهان هم شکسته میشه؟
یک گوشه فقط به سه خط منتهی میشه با خطهای بیشتر نمیشه گوشه ساخت
اگر به گوشههای اتاق نگاه کنید حکم مثلثی رو داره که از کف بهش نگاه میکنید.
اکثر چیزهایی که در فضا وجود دارند مثل سیارهها ستارگان یا خیلی چیزهای دیگه به دایره منتهی میشن و گوشهای ندارند، میشه گفت اونها مرزها رو شکستن؟؟
دایره همیشه به بینهایت ختم میشه، چرا؟
چون گوشه نداره اگر گوشه داشت محدود میشد
سوال اینه چرا گوشه باید محدودیت ایجاد کنه؟
شاید بشه گوشهای ساخت که بیش از سه خط یا سه ضلع نیاز داره؛ اما اگر در نظر بگیریم که تا بینهایت این خطها و ضلعها ادامه دارند به چیزی نمیرسیم جز دایره، و اگر دایره و گوشه رو باهم ترکیب کنیم به منشور میرسیم
طبق حرفهایی که زدیم گوشه محدودیت و دایره بینهایته اگر فرض کنیم هر دو کنار یکدیگر قرار میگیرند در نتیجه هر دو همدیگر رو میشکنند و شاید همین موجب شکستی نه تنها مرزها بلکه بینهایتها میشه؟
وقتی به گوشهها نگاه کنید انگار نمیشه گوشهای بیش از سه ضلع ساخت؛ میشه ولی ما هنوز بهش آگاه نیستیم
اتاق به شکل مربع در نمیاد، قطعا باید یه شکل هندسیه دیگهای رو بگیره؛ اتاقی که گوشههاش با ضلعهای خیلی زیادی ساخته شده؟ احتمالا یک شکل هندسیه جدید به حساب میاد
جالب اینجاست که تنها ۲ و ۳ ضلع موجب ایجاد گوشه میشوند، ولی حتی با ۱ ضلع هم نمیتوان گوشه ایجاد کرد؛ اما دایره چی؟