الف|نون
﷽
۲۵ سال است در ایران زندگی میکنم.
تا قبل از جنگ ۱۲ روزه، نه معنی انفجار میفهمیدم نه ویرانیِ خانه و مدرسه و بیمارستان. جنگ را در کتابها خوانده بودم و در تلویزیون دیده بودم. پا روی پا میانداختم و ویرانیِ بیمارستانها را در غزه تماشا میکردم، شیونِ مادرانِ لبنانی را از دور میشنیدم، دست قطع شدهی کودک فلسطینی را در شبکههای مجازی نشر میدادم.
آمریکا تحریممان کرده بود و با وجود گرانی و فشار اقتصادی، آسمانِ بالای سرم صاف بود و خالی از جنگنده و بمب و موشک. گاهی کمتر میخوردیم و کمتر میخریدیم اما لقمه سر سفره، راحت از گلومان پایین میرفت و وسط خیابان راحت گشت میزدیم برای همان نیمچه خریدی که داشتیم.
حالا سحر با صدای سرسامآور جنگندههای دشمن بیدار میشویم و به وقتِ افطار نان توی بغض و خون میزنیم. حالا لقمه وسط گلو سنگ میشود و به زور چای و آب هم پایین نمیرود.
خدا لعنت کند جادهصافکنهای تجاوزِ آمریکا به ایران را. لعنت کند تفالههای پهلوی را. لعنت کند هرکس را که در فضای مجازی با یک پست، یک استوری، یک کامنت، از دشمن دعوت به حمله کرد. خون بچههای میناب، دانش آموز شهید شهر من، تک تک مردم ایران، به پای شما هم هست که افسار عقلتان را دست خارجنشینهای خائن به وطن دادید و خیال کردید ترامپ برایتان تخم دوزرده میکند. زرشک!
این ویرانی، این وحشت، این لرزش تن و بدن به وقت شنیدن صدای انفجار، این آوارگی از شهرها، دستپخت شماست برای ایران. بچشید! سرباز ایرانی به خاطر شما کشته میشود تا دوباره ایران برایتان امن و امان شود و جنابتان تشریف بیاورید در مجازی، آروغ روشنفکری بزنید و زر مفت تف بدهید.
بعد از آمریکا و اسرائیل، لعنت خدا بر شما پیادهنظامهای فارسیزبانِ آمریکا، که به خاطر هموطن بودن استخوان در گلو هستید.
/تصاویر دوربین مداربسته از حمله وحشیانه موشک آمریکایی- صهیونی نزدیک به مدرسه پسرانه/
#به_یاد_مهیار_زنگانه💔
______________
@AlefNoon59
در صور اسرافیل دمیده شد؛ شهر حالا در سیطرهٔ فرزندان توست.
https://farsnews.ir/farhad/1772809493870958694
اگر خوانندهی کلمههای این صفحه هستید، دعوتتون میکنم به صفحهی "بله" هم بپیوندید.💚🌱
«الف|نون»
🆔 شناسه:
https://ble.ir/alefnoon59
- 《برنامه اینه: خامنهای رو بُکُشیم، جمهوری اسلامی رو ساقط کنیم، بعدش عمو ترامپ میاد ایران برامون رئیس تعیین میکنه.》
آخ آخ...
احوال عملهجات پهلوی و ترامپ و نتانیاهو دیدنیه!!!😂🐒
یه خامنهایِ دیگه اومد که!🤣
جوونتر، تازهنفستر، سرحالتر!
از این فشار بمیرید!
هنوز و همچنان و تا وقتی زندهایم:
الله اکبر #خامنهای رهبر!
______________
@AlefNoon59
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر نیست، تفنگِ پدری هست هنوز!
______________
@AlefNoon59
هدایت شده از خبرگزاری فارس
🔴 واکنش تحلیلگر CNN به اعلام رسمی رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای: «باور کردنی نیست. تمام کاری که عملیات ترامپ کرد، تعویض ورژن خامنهای با ورژن جوانش بود.»
@Farsna
ولی برانداز و ترامپ و نِتی وقتی صبح از خواب بیدار شن ببینند خامنهای نمرده بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر حالت داده، خودکشی میکنند.🐒
من اگه جاشون بودم تو استخر اسید خودمو غرق میکردم.🛌
حتی تصورِ شدت فشاری که دارن میخورن لذتبخشه.😌😂
دست و پنجهی #نمایندههامون در خبرگان رهبری رو باید بوسید بابت چنین #انتخابی!
______________
@AlefNoon59
الف|نون
🌱 باران، ردّ پای گوسالههای سامری را شُست.
﷽
______
دیشب باران تندتر از همیشه میبارید. صدای تکتکِ محکم و پیوستهاش روی شیشههای ماشین، نگرانم میکرد آدمهای کمتری به خیایان بیایند. برفپاککن یکسره چپ و راست میشد و شیشهی جلو را صاف میکرد؛ به ثانیه نکشیده قطرههای ریز رویش مینشستند و جلوی دید را میگرفتند. چندبار نزدیک بود بزنیم به ماشین جلویی. خدا رحم کرد و سالم رسیدیم. زودتر از همیشه. هنوز جمعیت زیادی نیامده بود. چند زنِ چتربهسر ایستاده بودند بغل خیابان و چند مرد و پسربچهی پرچمبهدست.
بابا بخاری را زیادتر کرد و گفت: "امشب خیلی سرده. بارون هم میاد بعیده کسی بیاد."
مامان درِ ماشین را باز کرد و پیاده شد:
"هيچکس هم نیاد ما میریم." چترها را باز کردیم و گرفتیم بالا سرمان. سوز سرد از زیر چادر میرفت توی تنم. شالگردن را تا زیر پلکهام بالا کشیدم. بخار دهانم میخورد به پارچهی پشمی و برمیگشت توی صورتم. گرمم میکرد. دستی که میلهی چتر را گرفته بود میلرزید. انگشتهام قرمز شده بودند. دستهام را جابهجا کردم و از ذهنم گذشت کاش دستکش دست میکردم.
ایستگاه صلواتیِ بغل دستمان سرودهای انقلابی پخش میکرد. رهبرمان را وسط جنگ کشتهاند و عوض روضه، سرود انقلابی در شهر پخش میکنیم! شبیه ما هیچکجای دنیا نیست... پسر نوجوانی پرچم بزرگ و قرمزِ یاحسین را در هوا میچرخاند. قطرههای باران از آسمان سرریز میشدند روی پرچم و سرشانههای پسرک. رقص پرچم در آسمان هوا را شلاق میزد. زورِ پارچهاش از باد و باران بیشتر بود. روی همهی بلندگوها مشما کشیده بودند. باران شبیه قلوه سنگهای کوچک روی مشماها و روی چترها میریخت. رفته رفته تعداد آدمهای چتربهدست بیشتر شد. یکی، دوتا، پنجتا، دهتا، بیستتا. چترهای رنگبهرنگ، سیاه و سفید و آبی و سبز، توی دست مردم بود و بالا سرشان. خیلیها بدون چتر آمده بودند. اِبایی از خیس شدن نداشتند.
ایستگاه صلواتی چای پخش میکرد. مردم دستهاشان را حلقه کرده بودند دور لیوانهای کاغذیِ داغ و از اندک بخارش گرما میگرفتند. به فاصلهی خوردن یک لیوان چای و رفتن توی پارک و انداختن لیوان کاغذی در سطل زباله، خیابان ترکیده بود از آدم!
پرچمهای سیاه و قرمز به همراه پرچم سهرنگ ایران، باران را میبلعیدند و پیش میرفتند. بچهها با کاپشن و کلاه پشمی، پرچمهای کوچک دست گرفته بودند و از پشت شالگردنهایشان داد میزدند: "نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا."
سنشان کمتر از چیزی بود که معنیِ این شعار را بفهمند؛ اما یقین دارم بزرگتر که شدند، قصهی حضور پیوستهشان را در تجمعات شبانه، وسط جنگ و موشکباران، با افتخار برای فرزندان و نوههاشان تعریف میکنند. سر بالا میگیرند و سینه سپر میکنند که ما با همان سن کممان، جزئی از جمعیتِ پای کار بودیم که در آن سالها ایران را از دهان گشاد آمریکا و اسرائیل بیرون کشیدیم. از ویرانی نجاتش دادیم.
سه ردیف جلوی ما دخترهای جوانِ سیاهپوشِ، کفن سفید تن کرده بودند و روی کفن با ماژیک قرمز شعار نوشته بودند. "ای خبرگان ملت، چه شد امام امت؟" پُرتکرارترین شعار بود. دختری که جلوی من ایستاده بود برگشت و رو به دوستش داد زد: "سارا کفنِ منو از مریم بگیر بیار." وسط گریه، خندهام گرفت. آمریکا واقعا این ملت را ناو میترساند؟ همان که لاریجانی گفت: ترامپ خیلی عقب افتاده است! خیال میکند اینجا ونزوئلاست که بیایند رئیس جمهورش را بدزدند و ملت ذلیلانه کمر خم کنند تا آمریکاییها روی کولشان سوار شوند و کف چکمههاشان گِلی نشود یک وقت!
آمریکایی جماعت بعد از ۵۰ سال هنوز ایرانیها را نشناخته. مُشتی ناقصالعقل و شهوتپرست که اگر کریستف کلمب کشفشان نمیکرد باید در ناکجاآباد خر میچرانند؛ حالا به هوای دوتا ناو و چهارتا بمب و جنگنده میخواهند تمدنی ۲۵۰۰ ساله را به زانو دربیاورند. کودنهای پیزوری.
دیروز سرباز آمریکایی در ویدئویی میگفت ایران پر از دخترهای خوشگل است. اگر پام به ایران برسد، سخت میتوانم خودم را کنترل کنم! ارواح قبر پدرِ بیپدرش اگر بگذاریم پاهای این حرامزادههای پاپتی به خاک مقدس ما برسد؛ ولی کاش یکی به این غربتیِ مفنگی میرساند دختر رئیس جمهورِ خودش فعلا دم دستتر است. بد نیست سری بهش بزند. نگران نباشد پرزیدنت ترامپ اعتراف کرده خودش هم از تصور دخترش حالی به حالی میشود! اصلا بدش نمیآید سربازان مفنگیاش دور ناموسش حلقه بزنند.
این اوضاع کثافتبارِ ایالات متحدهی آمریکاست! مشتی هوسباز و زنباره که میخواهند دنیا را، غرب آسیا را، ایرانِ ما را نجات بدهند. ما مُردهمان هم خاک پاک ایران را دست این دگوریهای دوزاری نمیدهد. جنازههامان از قبر سربرمیآورند، گلوی متجاوز به وطن را پاره میکنند و دوباره برمیگردند توی قبر! این از مُردههامان. زندههامان هم زیر بمب و موشک و باران و با دهان روزه، خیابان را رها نمیکنند و صدای عملهجات آمریکا را در نطفه خفه کردهاند.
خبری که «سامری» را وسط جنگ ناامید کرد.
https://farsnews.ir/farhad/1773164949283092761