eitaa logo
" زندگانی عالمان "
7.7هزار دنبال‌کننده
248 عکس
94 ویدیو
12 فایل
《 ‌‌‌﷽ 》 ‌ #سیره_رفتاری و #گفتاری عالمان شیعه، در ابعاد مختلف تعاملات خود، نکات کمتر دیده شده.. ✔️ و درس زندگی.. مطالب ۴ روز اول هفته: @Movatteoon313 مدیریت و ۳ روز آخر هفته:‌ @MahdiAqayari "لطفا مطالب را با لینک منتشر کنید"
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 درست ساعت هشت است! 🍀 🔹 آقای گفت: تعدادی از مجلدات کتاب (ره) از نجف، به نام من پست شده بود و اداره پست قم آن را توقیف و خود من نیز به احضار شدم. 🔸 چند ساعتی در بازداشتگاه مورد بازجویی و قرار گرفتم تا هنگام نماز مغرب که وضو گرفته و خود را آماده نماز می‌کردم، که ناگهان از طرف معاون ساواک فراخوانده شدم و با گرفتن که دیگر تحریر الوسیله به نام تو پست نشود آزاد گردیدم. 🔹 هنگامی که به کتابفروشی رسیدم دیدم جناب آقای با برادرم جمشید نشسته‌اند، چون چشمشان به من افتاد هر دو خندیدند و برادرم نگاهی به ساعتش افکند و گفت: درست ساعت هشت است! 🔸من جویای قضیه شدم؛ برادرم گفت: جناب آقای قاضی، چون مرا در فکر و مغموم دید، سبب آن را پرسیدند. عرض کردم برادرم گرفتار ساواک گردیده و از عاقبت آن نگرانم. 🔹 آقای قاضی لحظه‌ای به فکر فرو رفتند و سپس سر برآورده و فرمودند: تا چه ساعتی می‌خواهی برادرت را در نزدت حاضر سازم؟ عرض کردم: تا . 🔸 و اینک که شما آمدید من به ساعت نگاه کردم دیدم درست ساعت هشت است؛ لذا هر دو از خوشحالی خندیدیم. 📚 مردان علم در میدان عمل، ج۵، ص۳۸۴ ✍️ سید نعمت الله حسینی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 انس با قرآن 🍀 🔹 حاج سیداحمد خمینی: 🔸 وقتی بودند در ماه هر یک بار، را می‌کردند؛ 🔸 اما زمانی که در بودند به خاطر کهولت سن، هر یک بار، قرآن را ختم می‌کردند. 🔸 ایشان همواره با قرآن مانوس بودند. یک جزء قرآن را هشت قسمت و هر قسمت را در زمانی خاص قرائت می‌کردند. 🔸 گاهی می‌دیدم امام مدت‌ها در قرآن مکث می‌کردند. 📚 حدیث نور، خاطراتی آموزنده از زندگانی امام خمینی(ره)، ص۳۵ ✍️ ابراهیم رستمی "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 کرامتی دیگر از مرحوم ملا محمدحسن داعی آرانی 🍀 🔻 ناقل قضیه‌ی قبلی همچنین گفته است: روزی در آران یادی از شد، شخصی به نام استاد که پیرمردی بود گفت: 🔹 زمانی در آران و بیدگل، مبتلا به شده و از بین می‌رفتند. زنی که طفلش مبتلا شده بود، متوسل به حجة بن الحسن عليهما السلام می‌شود. 🔸 و در به او می‌گویند رشته‌ای از آخوند ملا محمدحسن داعی را به گلویش ببند خوب می‌شود. صبح خدمت آقا رسیده، رشته‌ای از عمامه‌اش را گرفته و به گلوی بچه‌اش می‌بندد، خداوند عنایت می‌فرماید. 🔹 این خبر به گوش دیگران نیز می‌رسد آنها هم مراجعه کرده و به فاصله مدت کوتاهی چند عمامه از آن مرحوم قطعه قطعه نموده و می‌نمایند. 🔸 گفت: یکی از آن کودکان مبتلا خود من بودم که از برکت آن عالم بزرگوار از خدا شفا گرفتم و تا به حال زنده هستم. 📚 مردان علم در میدان عمل، ج۵، ص۳۹۴ ✍️ سید نعمت الله حسینی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 باب الائمة علیهم السلام 🍀 🔹 می‌فرماید از مرحوم رحمه الله نقل شده است که مرحوم مجلسی را در عالم رؤیا دیده‌اند که دارای مقام رفیع و استثنائی است و عليهم السلام است 🔸 و درباره وجه این تعبیر گفته‌اند که چون ایشان خودش را قرار داده است و اشخاصی که جرأت نمی‌کنند به امام معصوم علیه السلام جسارت کنند، را هدف قرار می‌دهند و او در حقیقت خودش را سپر قرار داده است تا امام علیه السلام محفوظ بماند. "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
✔️ نکته‌ای جالب از چای تلخ در روضه ☕️ ▪️ حاج حسن آقا، از دوستان و فرزند آیت الله حاج سید ابوالفضل میر محمدی از ابوی خود نقل کرد که: من هر سال به نیابت پدرم حاج سید حسین در دهۀ دوّم محرّم روضه خوانی در مسجد معصومیه داشتم و تمام اقلام مورد نیاز حتی قند و چای را به متصدی میدادم؛ یک سال خواب پدرم را دیدم، ایشان گفت: ما هرچه چای در اینجا خوردیم تلخ بود. ▪️من متحیّر از وجه این خواب بودم و لذا از متصدی سؤال کردم: ایشان گفت شما امسال فراموش کرده بودید قند بدهید و ما برای روضه خوانی از قندهای مسجد برداشتیم و به مردم دادیم! 📚 العین الحلوة، ص۱۵۴ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
برخی از دوستان دغدغه حدود صله رحم رو داشتند؛ استفتائات رو ملاحظه بفرمایید مشخص خواهد شد: آیت الله خامنه ای https://eitaa.com/leader_ahkam/1456 صله رحم - پرسش و پاسخ - پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آیت الله سید علی حسینی سیستانی https://www.sistani.org/persian/qa/0960/
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی، امشب در پیامی تلویزیونی اهمیت راهپیمایی امسال روز جهانی قدس را بیشتر از سال‌های قبل ارزیابی و تأکید کردند: «إن‌شاءالله راهپیمایی امسال، یکی از بهترین، پرشکوه‌ترین و باعزت‌ترین راهپیمایی‌های خواهد بود.» ۱۴۰۴/۱/۷ 🔰Farsi.Khamenei.ir 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ اسلام بالاتر از این نصیحت ندارد .... مرحوم علامه طباطبایی "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 بزرگواری و سعه صدر 🍀 🔹 آقا (ره) مرد بسیار بزرگ و با بود؛ اعجوبه‌ای بود! شبی دزدی وارد منزلش می‌شود؛ همین که فرشی را جمع کرده و در حال بردن بود، آقا سیدمهدی بیدار می‌شود، 🔸 با کمال به او می‌گوید: می‌خواهی این فرش را چه کنی؟ دزد می‌گوید: می‌خواهم آن را بفروشم. 🔹 آقا سیدمهدی می‌گوید: اگر بفروشی، آن را از تو خوب نمی‌خرند؛ من آن را به تو مباح کردم، ! برو آخر بازار عباس‌آباد، بگو: «سیدمهدی فرستاده»؛ آن را بفروش و برو کاسب شو! 🔸 بعداً دیدند همان شخص، اهل عبادت و تقوا شده و از کاسبی و مغازه‌ای راه انداخته است. 📚 نگفته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۴۱ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 وداع با ماه مبارک رمضان🍀 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : مَن لَم يُغفَرْ لَهُ في شهرِ رمضانَ لَم يُغفَرْ لَهُ إلى مِثلِهِ مِن قابِلٍ إلاّ أن يَشهَدَ عَرَفَةَ.[بحار الأنوار : 96/ 342/6 .] امام صادق عليه السلام : كسى كه در ماه رمضان آمرزيده نشود، تا رمضان آينده آمرزيده نگردد مگر آن كه در عرفه حاضر شود. "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 صداهای غیبی 🍀 🔹 در قم سید بزرگواری بود و چاپخانه داشت. از خواصّ (شاگردان خاص) (ره) و مَحرَم سرّ ایشان بود. 🔸 این سید حالات معنوی بالایی داشت و اهل بود. روزی ما را به منزلش دعوت کرد. بنده با شخص دیگری خدمتش رسیدم. در ضمن صحبت، به پهنای صورت اشک می‌ریخت. 🔹 قضیه‌ای از علامه طباطبایی (ره) نقل کرد و گفت: روزی با آقا کار داشتم. دَرِ منزل ایشان رفتم؛ هرچه در زدم و منتظر ماندم کسی نیامد، معلوم شد کسی در منزل نیست. 🔸 ناگهان صدایی در گوشم گفت: «در نزن؛ آقا رفته‌اند !» به اطراف نگاه کردم تا ببینم صدا از کیست، کسی نبود. با خودم گفتم می‌روم قبرستان نو؛ در ضمن به صحّت و سقم این صدا هم پی‌می‌برم. 🔹 با سرعت خودم را به قبرستان نو رساندم؛ دیدم ایشان در میان قبرها در حال قدم زدن هستند. من خودم را آماده کرده بودم که به محض دیدن، قضیه‌ی این صدا را به ایشان بگویم حتی اگر تردید کردند، قسم بخورم! 🔸 همین که خواستم مطلب را بگویم فرمود: «دست و پایت را گم نکن؛ از این صداها زیاد است، می‌خواهد!» 📚 نگفته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۵۸ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 حاج در مواجهه با زائر واقعی 🍀 👈 کمی طولانی است ولی جالبه... ❇️ در سال ۱۳۶۱ قمری با بعض رفقا، به معظمه مشرّف شدیم. چون تقریباً در سن بیست و پنج سالگی چشم‌های حقیر ضعف پیدا کرده بود به طوری که در خواندن محتاج بودم خم شوم و در اطاق که وارد می‌شدم، مردمان آن طرف را خوب تشخیص نمی‌دادم. ❇️ این بود که محتاج به شدم و آن زمان عینک برای جوان خیلی زشت بود و تقریباً از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۶۱ قمری (۳۴سال) که به مکه مشرف شدم، با عینک بودم. ❇️ یک روز در نظر دارم که عینکم خراب شده بود، در همان روز عینکی از رفقا گرفتم و گفتم تا عصر نمی‌توانم بدون عینک باشم. ❇️ در مراجعت از مکه از طرف کویت به مشرف شدیم و چون زمستان بود بارندگی فوق العاده‌ای شد و هوا سرد شد. ❇️ هم نزدیک بود و ما می‌خواستیم که با خط آهن به مشرف شویم، چون راه خشکی در اثر بارندگی خراب شده بود. ❇️ هرچه تلاش کردیم بلیط قطار تهیه کنیم، ممکن نشد. بالاخره یک نفر بلیط درجه چهار برای ما آورد که جای حیوانات بود. ❇️ با کمال شوق با یک نفر دیگر از رفقا داخل اطاق قطار شدیم در حالی که مبالغی سرگین و پِهِن در آنجا ریخته شده بود. دستمالی از جیب بیرون آورده و زیر خود انداخته و نشستیم. ❇️ در این حال عرب‌ها با پاهای برهنه که در آب و گل فرو رفته بود، وارد اطاق ما شدند به طوری که اطاق ما پر شد. ❇️ در این بین که قطار حرکت کرد یک حال انکساری به من دست داد، به خودم گفتم: که زوّار حقیقی علیه السلام همین عرب‌ها هستند. ❇️ شخص عربی پهلوی من نشسته بود، به همان حال نشستن عرب‌ها که زانوها بلند و پاها روی زمین است، من به‌طوری‌که آن عرب متوجه نشود، دست بردم و مقداری از گِل که در داخل انگشتان پای او بود، به عنوان گرفته و به چشم خود مالیدم. ❇️ تا آنکه وارد کربلا شدیم و شب گذشت. صبح که خواستم از منزل بیرون بیایم به عنوان معمولی عینک را زدم، دیدم چیزی عاریه‌ای نظرم می‌آید، اعتنا نکردم و عینک را زدم. ❇️ ظهر که مراجعت کردم، دیدم چشم من دیگر محتاج به عینک نیست، لذا عینک را برداشتم و از آن زمان تاکنون که تقریباً ۱۷ سال می شود، بدون عینک زندگی می‌کنم و خطوط ریز را به آسانی می‌خوانم. ❇️ بحمدلله با اینکه سن من متجاوز از هفتاد سال است، هیچ محتاج عینک نشدم و قرآن‌های ریز را به آسانی می‌خوانم. اشخاصی که سال‌های سال بنده را با عینک دیده بودند، خیلی موجب شگفت و تعجّب آنها قرار گرفت. 📚اسلام و مستمندان، ص ۴۲۲ 🔰eitaa.com/tavasolitabrizi "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin