🌹مرحوم دولابی(ره) حرف قشنگی زد:
امام خمینی "رحمت الله" مظهر #مهابت بود و رهبری (( آیت الله خامنه ای ))مظهر #محبت. خداوند متعال به امام نعمت ها را یکجا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند. ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط، خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند...
✍امام خمینی هیبت خاصی داشت واقعا...
و آیت الله خامنه ای از جوانی به رهبری رسید و خودش هم پیش ایت الله بهجت گفت؛ من عظمت روحی امام رو ندارم..ایت الله بهجت گفت؛ اگر تو موازین حرکت کنید من تضمین میدم اولیای الهی تنهات نمیزارن..
رهبری تدریجا به اون عظمت روحی امام میرسه...
#اللهم_الحفظ_قائدنا_الامامنا_الخامنهای
هدایت شده از الحقنی بالصالحین«یرتجی»
🕯🥀🍂
🥀
❇️ صلوات خاصه حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدّیقَةِ فاطِمَة
الزَّکِیَّةِ حَبیبَةِ حَبیبِکَ وَنَبِیِّکَ
وَ اُمِّ اَحِبّآئِکَ وَاَصْفِیآئِکَ الَّتِى انْتَجَبْتَها
وَ فَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلى نِسآءِ الْعالَمینَ
اَللّهُمَّ کُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها
وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّها وَکُنِ الثّائِرَ اَللّهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها
اَللّهُمَّ وَ کَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدى
وَ حَلیلَةَ صاحِبِ اللِّوآءِ وَ الْکَریمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَْعْلى
فَصَلِّ عَلَیْها وَعَلى اُمِّها صَلوةً تُکْرِمُ بِها وَجْهَ اَبیها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ
وَتُقِرُّ بِها اَعْیُنَ ذُرِّیَّتِها وَ اَبْلِغْهُمْ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَالسَّلامِ.
سلام علیکم
هفتمین روز از چله سی و یکم ✨(#هم_عهدی_با_شهدا)✨
سر سفره شهید 🍃🌷جواد رسولی 🌷🍃 هستیم
#هر_روز_با_وصیتنامه_شهدا
#مناجات_باخدا
خداے من ...💗
ڪدامین جستجوگر بہ جستجوی تو برخواست و تو را پیدا نڪرد!
و ڪدامین عاشق دلباختہ بہ سوے تو پر ڪشید و بہ وصال تو نرسید ؛
آنان ڪه در این دریاے پرخروشِ حیات ،
بہ جستجویت برخواستند؛ تو را یافتند و با دیده جان بہ دیدارت آمدند ...
#مداح_شهید
#شهید_جواد_رسولی
وصيتنامه
(بسم رب الشهداء والصديقين)
((من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا))
((برخى از آن مومنان بزرگ مردانى هستند كه به عهد و پيمانى كه با خدا بستند، كاملا وفا كردند. پس برخى بر آن عهد به راه خدا شهيد شدند و برخى به انتظار مقاومت كرده و هيچ عهد خود را تغيير ندادند)) (سوره احزاب آيه 23)
اينجانب وصيت نامه خود را به نام خدا، خداى آفريننده تمام خلايق و هستى بخش جهان، درهم كوبنده مستكبران و ياور مومنين و مستضعفين، آغاز مى كنم. تا شايد بتوانم با اين زبان الكن و عقل ناقص چند جمله به عنوان سفارش نسبت به دوستان و آشنايان و همسنگران داشته باشم. (چرا كه هم خون شهيد سازنده جامعه است و هم پيام شهيد) ولى نمى دانم، وصيت خود را چگونه و از كجا آغاز نمايم.
آيا از رنجهايى كه در طول زندگى كوتاهم فشارم داده بود، يا از زندگى دنيوى كه ما را همچون قلعه محكم در خود جاى داده است. آيا از ظلمت كوه زمان شاهنشاهى بنويسم كه انسانها را برده و او را استثمار كرده بود و جامعه ما را در منجلاب فحشاء و منكرات زندانى كرده بود؟ اما مى خواهم، از آنجايى آغاز بكنم كه مردى از تبار حسين (ع) ابراهيم وار پا به عرصه جهان گذاشت و از دوران جوانى پايه مبارزه با كفر و استعمارى را آماده كرد و حسين وار مبارزه را عليه يزيد زمان، آغاز كرد و با ايثار و گذشت از بهترين جوانان كشور و ذخيره هاى اسلام عزيز توانست، نهضتى را پايه ريزى كند و ما را از ظلمت به سوى نور و خوشبختى رهنمون گرداند.
درود و سلام بيكران خداوند متعال بر امام خمينى و ياوران و شهيدان ايثارگرى كه با اطاعت و نثار خونشان باعث شدند، ما انسانيت خويش را باز يابيم و در زندگى آنگونه باشيم كه سرور و سالار شهيدان حسين ابن على (ع) بود. زيرا كه اگر ما شيعه امام حسينيم، بايد حسين وار باشيم و اگر امام حسين (ع) فرمايد: ((من مرگ را بر زندگى ذلت بار ترجيح مى دهم)) و در جاى ديگر مى فرمايد: ((اگر با كشته شدن من دين محمد (ص) زنده مى ماند، پس اى شمشيرها مرا دريابيد)) ما نيز چنين باشيم. چون هدف از آفرينش انسان اين بود كه به رسالت انسانى خودش عمل نمايد. رسالتى كه كوههاى سر به فلك كشيده از پذيرش آن عاجز ماندند و از طرفى دنيا براى انسانها به ويژه انسانهايى مومن و موحد همچون گذرگاهى است كه چند صباحى در آن مى مانند و بايد در سير تكاملى خود، به خويشتن خويش باز گردند و تا جايى بروند كه خدا گونه شوند.
اصلا مبارزه براى رسيدن به حق مطلق، جزء زندگى انسان است و ما بايد به فكر اين باشيم كه هدف از آفرينش ما چه بوده است كه شاعر به جا سروده است:
روزها فكر من اين است و همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
از كجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود
به كجا مى روم آخر ننمايى وطنم
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
دو سه روزى قفسى ساخته اند از بدنم
آيا زندگى دنيوى قفسى براى انسانها نيست؟ پس بايد ما تكليفمان را اداء كنيم و اين قفس را بشكنيم و به سوى معشوق خود يعنى خدايمان پر كشيم. چرا كه عاشق دور از معشوق نمى تواند، باشد و به همين دليل است كه معلم شهادت، امام حسين(ع) و ياران مظلوم و عطشان كربلا، با اينكه مى دانسته اند، كشته مى شوند و خانواده شان به دست يزيديان اسير مى گردند، لكن حركت مى كنند و چنان قيامى برپا داشتند كه آيندگان آن را الگوى زندگى قرار دهند و امام حسين (ع) در آن روز عاشورا تمام انسانهاى خدا دوست و موحد را خطاب قرار داده و مى فرمايد:
((هل من ناصر ينصرنى)) آيا مرا ياورى هست. ولى، افسوس كه تبليغات يزيديان زمان، جو جامعه را چنان مخدوش كرده بودند كه حسين فاطمه را در روز عاشورا تنها گذاشتند. اما اكنون مى بينم، سيل خروشان انسانهاى ايثارگرى را كه به نداى ملكوتى حسين (ع) لبيك گفته و به فرمان فرزند راستين او امام امت، خمينى بت شكن به سوى كربلاهاى ايران مى شتابند و با نثار خونشان، آيين محمد ابن عبدالله (ص) را براى هميشه زنده مى كنند.