eitaa logo
سرباز ولایت
100 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.6هزار ویدیو
132 فایل
🔰﷽وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ شهادت یعنی،متفاوت به آخر برسیم و گرنه،مرگ پایان همه قصه‌هاست . ⚠️ امام خامنه‌ای: حوزه فضای مجازی به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴مهمان حبیب خداست... ✍مردي با پسرش به عنوان مهمان، بر عليه السلام وارد شدند، امام علي (ع) با اكرام و احترام بسيار آنها را در صدر مجلس نشانيد و خودش روبروي آنها نشست. موقع صرف غذا رسيد. غذا آوردند و صرف شد. بعد از غذا، قنبر غلام معروف امام علي (ع) ، حوله اي و طشتي و ابريقي براي دستشويي آورد. امام علي (ع) آنها را از دست قنبر گرفت و جلو رفت تا دست مهمان را بشويد. مهمان خود را عقب كشيد و گفت: (مگر چنين چيزي ممكن است كه من دستهايم را بگيرم و شما بشوييد). امام علي (ع) فرمود: (برادر تو، از سر تو است، از تو جدا نيست، مي خواهد عهده دار خدمت تو بشود، در عوض خداوند به او پاداش خواهد داد، چرا مي خواهي مانع كار ثوابي بشوي؟). باز هم آن مرد امتناع كرد. آخر او را قسم داد كه: (من مي خواهم به شرف خدمت برادر مؤمن نايل گردم، مانع كار من مشو.) مهمان با حالت شرمندگي حاضر شد. امام علي (ع) فرمود: (خواهش مي كنم كه دست خود را درست و كامل بشويي، همان طوري كه اگر قنبر مي خواست دستت را بشويد مي شستي، خجالت و تعارف را كنار بگذار). همين كه از شستن دست مهمان فارغ شد، به پسر برومند خود محمد بن حنفيه گفت: (دست پسر را تو بشوي. من كه پدر تو هستم دست پدر را شستم و تو دست پسر را بشوي. اگر پدر اين پسر در اينجا نمي بود و تنها خود اين پسر مهمان ما بود من خودم دستش را مي شستم. اما خداوند دوست دارد آنجا كه پدر و پسري هر دو حاضرند، بين آنها در احترامات فرق گذاشته شود) محمد به امر پدر برخاست و دست پسر مهمان را شست. وقتي كه اين داستان را نقل كرد و فرمود: ( حقيقي بايد اين طور باشد). 📚 داستان راستان ، شهید مطهری 🆔 @Rkhodabandeh ┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅
🔺 چه کسانی بهشت می‌روند؟ 🔹 گزارش شده یکی از شیعیان به نام کامل‌بن‌ابراهیم به محضر امام حسن عسکری علیه‌السلام مشرف شد تا سوالاتی را مطرح کند. 🔸 کامل با خود چنین اندیشید: از امام علیه‌السلام می‌ پرسم: آیا فقط کسانی وارد بهشت می‌شوند که مانند من، حق را بشناسد و باورها و اعتقادات آنها نسبت به ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام همانند من باشد؟ 🔹 کامل به محضر امام عسکری علیه‌السلام وارد شد. او دید که امام علیه‌السلام لباس سفيد و نرم به تن کرده است. با خود گفت: امام معصوم و ولىّ و حجّت خدا، لباس نرم می‌ پوشد، اما ما شیعیان را به مواسات و همدردی با برادران دينى امر کرده و از پوشيدن اين ‌گونه لباس ‌ها نهى می‌ كند! 🔸 در همان لحظه، امام عسکری علیه‌السلام با حالت تبسم، آستین‌های خود را بالا زده و لباس خشن و سیاهی را که زیر لباس نرم داشتند، به کامل نشان دادند، سپس خطاب به کامل فرمودند: 🔹 اى كامل! نگاه كن، اين لباس خشن را براى خدا می‌پوشم و اين لباس نرم براى احترام به شما است . 🔸 کامل می‌گوید: كنار یک در نشستم كه پرده‌ای به آن آويخته شده بود. ناگهان بادى وزيد و پرده را كنار زد و چشمم به یک کودک حدوداً چهار ساله افتاد كه چهره‌اش مانند پاره‌ای از ماه بود . 🔹 آن کودک رو به کامل کرد و فرمود: اى كامل‌بن‌ابراهيم! 🔸 کامل می‌گوید: از اين گفتار و سخن، بدنم لرزيد كه اين کودک چگونه نام من و پدرم را می‌داند، اما به من الهام شد و در پاسخ گفتم: لبيک اى آقا و سرور من! 🔹 امام زمان علیه‌السلام فرمود: آيا به نزد ولىّ خدا، حجّت و باب الله آمده‌ اى تا بپرسى: آيا کسانی که مانند تو به امامت و ولایت باور و معرفت نداشته باشند و همانند تو سخن نگویند، به بهشت می‌روند؟ 🔸 کامل در پاسخ گفت: بله، به خدا قسم که در ذهنم این بود! 🔹 امام علیه‌السلام فرمود: پس اگر چنین چیزی صحیح باشد، کسانی که وارد بهشت می‌شوند، بسیار کم و ناچیز خواهند بود. در حالی‌که چنین نیست و به خدا قسم حتی کسانی که به امیرالمؤمنین علیه‌السلام محبت داشته و به اسم او قسم می‌خورند، اما نمی‌ دانند حق و فضل او چيست، نیز وارد بهشت می‌شوند . 📚 پی‌نوشت: طوسی، محمد، الغیبة، ص246-247، دار المعارف. 📎 📎 📎