راستَش را بِخواهی
شب را دوست دارم
مخصوصاً شبهایی که سَرد است
شبهایی که ساکِت است
و شَبهایی که شب است
نِمیدانم چِرا
شبها ، مَرا به یاد تو میاندازند
ای شب ، شَبَت بخیر
https://eitaa.com/Alvatin |وَتین
..پَیامِناشِناس :
سلام
دعا کنین دیگه کنکوری ام هم هنر باید بدم هم ریاضی چون یک نفر بهم گفت برو ریاضی کنارش برای هنر بخون:))
از من به شما نصیحت هرکسی این حرفو زد بهتون،دهنشو سرویس کنین والا دهن خودتون سرویس میشه
...
_ سلام
اُمیدوارم که در هر دو رِشته موفَّق بشید .
به نظرم کسی که بهتون مُشاوره داده ، مشاور خوبی نَبوده :)
یه حقیقتی رو فهمیدم
به جز جمعههام ، همه روزهام شنبه است :/
تازه ، کم کم جمعههام هم دارن شنبه میشن :/
هَمونطور که میدونید
استفاده از خانُمها برای فُروش ، یکی از تکنیکهای کَسب و کار هَست
بَعضی از این خانُمها اِنقدر آرایش میکنن
اصلاً آدم مُتعجّب میشه
یِکی نیست بهشون بِگه
شُما قَراره که اون جِنس رو بِفروشید نه خودتون رو :(
پ.ن: باور کنید این کارها دور از شأن زن هست !!
..یه کتابی داشتم میخوندم ، به این حدیث قدسی رسیدم ، واقعاً اشکم رو درآورد ؛
«یَابنَ آدَم وَ حَقِّکَ عَلیَّ اَنِّی اَحِبُّک فَبِحَقّی عَلیک اَحِبَّنی»
https://eitaa.com/Alvatin |وَتین
وَتیـــن
..یه کتابی داشتم میخوندم ، به این حدیث قدسی رسیدم ، واقعاً اشکم رو درآورد ؛ «یَابنَ آدَم وَ حَقِّک
گرفتید چی شد؟
همون خدایی که میگه :
لِمَنِ الْمُلْکَ الْیَوم ؟
لِلّٰهِ الْواحِدِ الْقَهّار
اینجا داره به نوعی به آدمیزاد التماس میکنه و میگه
بنی آدم! من شما رو دوست دارم ، به خاطر حق خودم بر شما ، من رو دوست داشته باشید :)
https://eitaa.com/Alvatin |وَتین
«چشمها را باید شُست
جور دیگر باید دید»
این درسته ها ، ولی خب بعضیا رو هر جوری نگاه کنی ، همون هستن که بودن و فرقی نمیکنن
https://eitaa.com/Alvatin |وَتین
جا داره یه خدا قوت به خواهرانی که در این هوای بسیار گرم چادر سر میکنن ؛
به نظرم اعتقاد اینها به پوشش از اعتقاد برخی دیگر به برهنگی یا به قول خودشان آزادی بیشتره . چرا؟
چون اینا در این گرما هم چادر سر میکنن
ولی اونا در سرما لباس گرم میپوشن و از اعتقاد خودشون کوتاه میان .
اگه خیلی خفن هستید در سرمای زمستون برهنه بیاید بیرون :/
...آجَرَکَ الله یا صاحِبَ الزَّمان...
رنگ صد لاله ز نسرین عذارش ریخته
صد نیستان ناله از آه نَزارش ریخته
فاطمه گر نیست بر بالین او پس از چه روی
این همه یاس پریشان در کنارش ریخته؟
یا پریده در حقیقت رنگ از روی مهش
یا دل آئینه ی آئینه دارش ریخته
تیر دیگر در کمان صیاد دنیا چون نداشت
زهر را چون طرح بر جان شکارش ریخته
خشکسالی جای دارد شهر را ویران کند
آبروی سامرا از چشم زارش ریخته
در عیادت از دلش شاید که دلها بشکند
چون دل اهل و عیال او کنارش ریخته
بس که می سوزد گمانم قالب خورشید را
از دل آتش نهاد داغدارش ریخته
شاید از کرببلا می آید و قبر حسین
ابر دلتنگی که باران بر مزارش ریخته
در کفن پیچید مانند خبر در کوچه ها
در گریز روضه خود طرحی به کارش ریخته
جای دارد تاک روید معنی از خاک درش
اشک چشم عسکری روی مزارش ریخته
_ مُحمَّدسهرابی «مَعنیزنجانی»
https://eitaa.com/Alvatin |وَتین
با او روبهرو شُدم
این صَحنه را بارها تَصوّر کرده بودم
امّا
واقِعیّت هیچْ شِباهتی با تَصوّراتم نَداشت
کُلّی حرف برای گُفتن آماده کَرده بودم
راستَش ، تَمرین کَرده بودم
وَلی در آن لَحْظه فَقَط نِگاهْ میکَردم
و اَشْکْ میریختَم
https://eitaa.com/Alvatin |وَتین