مثل برفی که نمیشینه ذوب شد.
یادش اومد، پاهش جلوی شیرینش سست شد.
فرهادی که کوه کند،
یه تیکه بمب شد؛
پر شد؛
دینامیت بود،
نترکید بغض شد.
نشست تو گلوم درگیرشم بد،
کز کرد توی سرمای سنگین بهمن
«انگارآخرینزخمی
جنگمیهسربازتوسکوت
غمگینسنگر»
Amir Empire
1_اوکیه 2_خنده ام تویی تویی اشک های من فقط ببخش اگه گاهی میخوام تنها بشم
من ندارم شایان تو بفرست