https://eitaa.com/AmirModd/7089
این چه حرفیه، نفرمایید. چنل خودتونه🤡
-
آره میدونم، ولی خب بلاخره شاید وقتی اینارو میخونید احساس میکنید وقتتون داره تلف میشه، شایدم فکر کنید سوال های خیلی بنیادین و خفنی دارین میخونین.
هر دو دسته وجود دارن.
«بابا میدونی مشکلم چیه؟ بعضیا هستن که ازشون توقع دارم، فکر میکنم چیزی حالیشونه، اما وقتی که از سر جهالت یه اشتباه کوچیک میکنن...» درحالی که داشتم دنبال واژگان مناسب میگشتم پدرم با خنده گفت:«کلا از دایره تشیع خارجشون میکنی؟» روی سنگ یخ اوپن جابهجا شدم، سفتی سنگ استخوان های پایم را آزار میداد. با لبخند جواب دادم:«آره دقیقاً، خب الان باید چکار کنم؟ میدونم کارم اشتباهه اما چجوری از دستش خلاص بشم؟»
پدرم نشسته بود روی صندلی و داشت خرده نان های روی میز نهارخوری را جمع میکرد، سرش را بالا آورد.«تو این دنیا نباید از کسی توقع داشته باشی و باید فکر کنی هم از تو توقع دارن، تو راه خودت رو برو. آدمی که واقعاً عقل داشته باشه از این تفاوت ها حرص نمیخوره، براش نشونه از عظمت خداونده.» با دقت داشتم گوش میدادم.«اگر هم نگران سرنوشت دوستاتی نگران نباش، خدا عادله، تربیت بد و یا عقل کم رو در نظر میگیره.» تا حالا از پدرم حرف غلط نشنیده بودم، انصافاً هرچیزی که میگفت، بعداً به درست بودنش پی میبردم. سری تکان دادم و به سمت تختخواب رفتم، واژه های پررنگی توی ذهنم چرخ میخورد. کمال، عقل، جهل، تربیت، خانواده.
-بر اساس واقعیت با اندکی تغییر
Amir Empire
خب مبحث اول اینه:چرا بحث؟ چرا اصن بحث سیاسی کنیم؟ توی این دنیای کثیف چیز های زیبایی هست و ما لازم نی
اینا مطالب مفیدیه، اگر عضو جدید هستید بخونید