خم نشد زانوی عباسش بجز در پای او
تا به محمل میرود اکبر شُتربان میشود
یک قدم خانم بیاید کوفه میپیچد بهم
یک قدم بیبی بکوبد شام ویران میشود
واژههایش خطبه شد نهجالبلاغه جمع شد
خطبه نه تیغِ علی انگار عریان میشود
کیست این؟ زهرا؟ علی؟ شاید حسن شاید حسین
حق بده آئینه از این اوج حیران میشود
قشنگترین تعریفی که راجب دوست داشتن خوندم:
"کسانی که تو را دوست دارند از اشتباهاتی که کردهای یا تصاویر تاریکی که درباره خودت داری، دچار تزلزل نخواهند شد. آنها وقتی که احساس زشتی میکنی زیباییت را به خاطر میآورند، تمامیتت را وقتی شکسته میشوی، بیگناهیت را وقتی احساس گناه میکنی و هدفت را وقتی سرگردانی...
#همانقدر_که_نمیدانی
و هر گاه خدا را برای نعمت هایش شکر میکنیم، حسین علیه السلام را بارها حساب میکنیم...
#شب_زیارتی_ارباب
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
به تو برمیگردم
بعد از مرگ
در لباسی دیگر
در جهانی دیگر
و دوباره تو را خواهم بوسید...
#پویا_جمشیدی
#همانقدر_که_نمیدانی