علی سلطانی یه جا گُفته:
شاعر شدم؛
که وقتی با موی پریشان
در آغوشم پرسه میزنی،
شعرِ مردانِ غریبه را
زیرِ گوشَت زمزمه نکُنم...!
@Anarestun
949.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[بده دستاتُ خودم میشم ریشهیِ تو...]
@Anarestun
نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازهی من دوست داشت؟
آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتنِ او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟
آدم پُر میشود، جوریکه نخواهد به چیزی دیگر فکر کند
نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد،
و هیچگاه دچار تردید نشود...
#عباس_معروفی
@Anarestun
_چند سالته!؟
+دو سال و هشت ماه و سه روز
_از کی حساب کردی!؟
+از وقتی صداش کردم گفت:جانم
@Anarestun
اَنارستــــــون
اونجا که #علیسلطانی میگه: "تو چرا نمیروی از من...؟" @Anarestun
میدونم که جوونه میزنی🌱
در وصف دلبر چادریش اینگونه میفرماید شاعر:
دیوانهی حجابِ تو و چادرت شدم
امّا بدون روسری هم دوست دارمت...🤤
@Anarestun
چيه اين كلمهی «بِمونْ» ؟!
كه وقتى ميشنَويش،
انگارى دنيا رو بهت دادنْ!!
_ بمونْ باهام...
_ بمونْ تو زندگيم...
_ بمونْ تا بمونم...
و قَشنگترينْ و شيرينْتَرينش
اينه كه بگه: «بِمونى بَرام...»
@Anarestun