اَنارستــــــون
عشق اتفاقیه که یکبار میافته... #دلآرام 🎼🎧
آهنگها عجیبن…
بعضیاشون یه نفر رو برات زنده میکنن!
#همانقدر_که_نمیدانی
خواهرم با سادهترین مرد روی زمین که بهترین مرد زندگیش بوده ازدواج کرده. شوهرش لکنت زبون داره. خواهرمو صدا میکنه "ممممماری". خواهرم همیشه میگه زمان تولدش اسمش رو اشتباه نوشتن و تلفظ دقیق اسمش اینه "ممممماری"!
#دیالوگ
#تمام_ماجرا_همین_است
حالت بده
حالش بده
حالت خوبه
حالش خوبه
دوست داشتن مگه همین نیست..؟
#همانقدر_که_نمیدانی
امیدوارم توی زندگیتون یه «آدم درست» داشته باشید که لیاقت این رو داشته باشه که بعد از شنیدن هر آهنگی، به حد مرگ یادش بیفتید...
#سیدسجاد_ابطحی
#من_او_را_دوست_داشتم
در لامسه هم میشود از مَزه سخن گف
شیرینیِ آغوشِ تو را قند ندارد...
#محسن_محمدی
#همانقدر_که_نمیدانی
چه باطل است خیال آنکس که میپندارد با شکافتن سینهی او میتواند دل همرزمانش را از راه حق به هراس افکند؛ غافل از آنکه او و همرزماناو، سالهاست مرگ را در مکتب کربلا آموختهاند.
عاشقان حسین علیهالسلام از تهدیدِ مرگ نمیهراسند؛ که پیش از آن، دل از جان شستهاند و جان را در راهش به ودیعه گذاشتهاند.
باختند آنان که در ظلالت خود گمراهند و گوشهایشان کر است از شنیدن عمری نجوای «الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامِ» در سجدهی زیارت عاشورا.
#شهیدحمیدرضا_رجبزاده
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
- از کجا میدونی که خیلی دوسش داری؟!
+ وقتی ناراحتش میکنم خودم بیشتر ناراحت میشم
- از کجا میدونی که برات مهمه؟
+ وقتی نیست میفهمم، هیچی ندارم.
- از کجا میدونی که بهترین آدم زندگیته؟!
+ وقتی هیچکس نبود، اون بود.
#تمام_ماجرا_همین_است
#من_او_را_دوست_داشتم
في ضجيجِ الدنيا،
لا مأوي للطمأنينةِ سوي حضنك.
در هیاهوی دنیا؛
هیچ پناهگاهی برای آرامش نیست، جز آغوشت.
#عربی_نوشت
#همانقدر_که_نمیدانی
قلمتان را بردارید؛
فرهنگ معین را باز کنید!
لابه لای واژه هایش چشمتان اگر به "عشق" افتاد؛
معنی اش را خط بزنید و از نو بنویسید:
" درد لاعلاجی که به شکستن میانجامد، مگر اینکه آغوشش باشد... "
#سیدمصطفی_ساداتی
#ای_یادِ_دوردست
مرا ببخش...
اگر آن روز
در هیاهوی بیپایانِ زندگی
تو را گم کردم
در ازدحام ثانیهها
از مسیر روشن نگاهت دور افتادم
و نفهمیدم که چگونه آرامش
بیصدا در تو جریان داشت.
ببخش اگر ندانستم
که التیام روزهای بیقرارم بودی،
که هر لبخندت پنجرهای بود
به سمتی که جهان، مهربانتر میشد
و من بیخبر از نور پنهانت
به راهی رفتم که به رؤیای تو نمیرسید.
مرا ببخش
اگر حضورت را به خیال سپردم،
اگر میان بودن و نبودنت
مرزها در مه محو شدند
و صدای قلبت از پشت پردهی فاصلهها
به من نرسید.
ببخش
که هنوز در من ادامه داری،
که ردّ نفسهایت در جانم میپیچد،
و من در هر گوشهی خاموشِ خود
به رؤیایی از تو برمیگردم…
جایی که هنوز، آرام و بیصدا
به من نزدیک میشوی.
#من_او_را_دوست_داشتم
#ای_یادِ_دوردست