هدایت شده از ریحانه
📝 رهبر انقلاب: حضرت خدیجه، مادر دوازده امام است.
📆 دهم ماه مبارک رمضان، سالروز رحلت #حضرت_خدیجه سلاماللهعلیها
🖥 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از آینده سازان مصطفایی[🇮🇷🇵🇸]
چند وقته که کاریزمایِ شخصیت «حضرت خدیجه» بدجوری منو گرفته! شما تصور کن ؛
یه دختر از قبیله ی بچه مایه دارای قریش ،
از اون زن هایی که یه تارموش معتبرتر از پشم و ریشِ همه ی گنده لاتای جاهلیت بوده ،
معتمد تو راسته ی بازار ،
تاجر موفق ،
دارای هوشی اقتصادی در حد بانو میرزاخانی ،
با اعتماد به نفس ،
اینفلوئنسر و فیمس ،
ریچ کید ،
قوی تر از رضا زاده ،
با جربزه تر از همه ی دخترای فیس فیسی دورش ،
معروف به کویین آف عرب ،
دارای تکنولوژی«خودم گلیم خودمو از آب میکشم بیرون و
من و خدا شما و همه» در عمل...
صورتی اما قوی ،
آنتی ایدل و تک پَر و تک پرست ،
مبدع خواستگاری معکوس ،
نمونه ی یک زن کاربلد و همه چیز تموم ،
با اصل و نسب ، ضد خرافه ، جهانگرد و چریک.
یه لیدی سر تا پا کمالات...
و درگریز از هرچی مرد نامرده! و تو یک کلام بی نظیر و اعلاء!
تموم چیزی که دختر امروز ما لازم داره و داره براش میجنگه رو یه جا داره...
بنظرم فمینیست ، باس بره الگوهاشو بذاره در کوزه و آب معدنی شونو بخوره...
و دقیقا همونجایی که عشق آمد و آتش به همه عالم زد قشنگ ترین قسمت قصه شروع شد...
خدیجه عاشق شد و موضوع تازه از اینجا به بعد شیرین و فرهادی تر از قصه ها میشه.
حضرت خدیجه از "کثیر" گذشت که خدا بهش "کوثر" داد.
تموم دار و ندارش رو به پای باوری ریخت که محمد رو محمد کرده بود.
بهترین مشاور ، تراپیست و نرس برای پیامبر ،
مصداق بارز "پول خوشبختی نمیاره دخترا ! تو شوهر کردن دنبال اخلاق خوب باشین."
اولین فالوور علی(ع) ،
مامان حضرت زهرا...
بهترین مامان دنیا ،
بهترین همسر ،
و از همه مهم ترین عاشق ترین زن شرقی تو تموم دوران ها...
و این فقط عشق یک زنه که میتونه مقابل زمان ، منطق و تموم اتفاقات ایستادگی کنه.
اون کسی که میگه این مادر و دختر واسه آدمای 1400 سال پیش الگو بودن نه واسه دخترای مدرن امروز ، هنوز این سوپروُمن های جهان اسلام رو نشناخته...
بذار اوریانا فالاچی واسه خودش سفسطه ببافه اما بنظر من اولین و آخرین مدافع واقعی حقوق زنان تو بودی و بس!
فقط یه آدمی مثل تو میتونه بهم ثابت کنه که یه زن در کنار تموم لطافت ها و گوگولیت هاش ، میتونه چقدر عجیب و غیر منتظره و قهرمان باشه.
اونی که بهم میفهمونه حق واقعی من ، حق آوازم نیست.
حق واقعی من اینه که بدونم دخترا پتانسیل اعجوبه شدن رو دارن و نباید خودشونو با حواشی مسخره تلف کنن...
خلاصه که خیلی رفتم تو نخ مرامت ، تویی مبارز ، خفن و عاشق ترین زنی که تو زندگیم شناختم...
بهترین بچه مسلمونی که تیم بانوان اسلام به خودش دیده!
حالا که انقدر ماهی بیا و ما رو هم مثل خودت قوی و محکم کن...
#حروف_چینی
نویسنده:رایکان ابراهیمی
💛خدایا من مثل اون بچه کوچیکه ای هستم که با اینکه آمپول براش خوبه ، اما بدش میاد.
🌹#ای_دلدارجان کمک کن اون چیزهایی که واقعا خوب هستش رو دوست داشته باشم ؛ و کلا با کار خوب حال کنم ؛ با اینکه صدقه ، میدم حال کنم .
🧡و از کارهای بد مثل یک مگس ، که وقتی میخوای بخوابی اما لج آدم رو در میاره ؛ از گناه کردن هم بدم بیاد.
❤️خدایا من تحمل سختی های دنیا رو ندارم چی برسه به جهنم ؛ خدایا جهنم رو بر من حرام کن.
💙نیاز به تکیه گاه دارم ؛ تکیه گاهم شو #ای_دلدارجان که هر کی بهت بگه (پ) تو پناهش میدی.
🌙 دعای روز یازدهم ماه رمضان 🌙
🌱 #به_توان_معرفت
⚪️@Abas_aminiz
هدایت شده از ۞حمزه قنبری|خوشنویسی۞
💛خدایا من مثل اون بچه کوچیکه ای هستم که با اینکه آمپول براش خوبه ، اما بدش میاد.
🌹ای دلدارجان کمک کن اون چیزهایی که واقعا خوب هستش رو دوست داشته باشم ؛ و کلا با کار خوب حال کنم ؛ با اینکه صدقه ، میدم حال کنم .
🧡و از کارهای بد مثل یک مگس ، که وقتی میخوای بخوابی اما لج آدم رو در میاره ؛ از گناه کردن هم بدم بیاد.
❤️خدایا من تحمل سختی های دنیا رو ندارم چی برسه به جهنم ؛ خدایا جهنم رو بر من حرام کن.
💙نیاز به تکیه گاه دارم ؛ تکیه گاهم شو ای دلدارجان که هر کی بهت بگه (پ) تو پناهش میدی.
🌙 دعای روز یازدهم ماه رمضان 🌙
💠@hamzehghanbari
انباری 📦 | عباس امینی
💛خدایا من مثل اون بچه کوچیکه ای هستم که با اینکه آمپول براش خوبه ، اما بدش میاد. 🌹ای دلدارجان کمک کن
حمایت خوشنویس عزیزمون آقای قنبری که از کارهاشون استفاده میکنیم از محتوا
#ای_دلدارجان
♦️رمضان آمد، دل به کربلا راهی شد ♦️
♦️سفرِ عشق، در این ماهِ خدا جایی شد ♦️
⚜خداروشکر در این ماه ، ماه مهمانی خدا عازم بهترین مهمانسرای دنیا هستم.
🔸به یادتون هستم ، انشاالله موفق باشید.
🌺التماس دعا🌺
🔸خوبی بدی دیدین هم حلال کنین ، اگر دعای مخصوص میخواید ، برای محاسبه قیمت pvپیام بدین😁
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
یک صحنه همین چند دقیقه پیش بر من وارد شد که واقعا جا داشت گریه کنم
صحنه ی ترسناکی و عجیبی بود
صحنه ی مرگ
توی بیمارستان رضوی بودم و خش خش دنبال پیدا کردن یک سوپری بودم که ابمیوه بخرم اما ابمیوه ای که خریدم مزه ی زهر مار میداد و من رو برد به اون دنیا
درست مغازه کنار اورژانس بیمارستان بود
زمانی که داشتم میرفتم امبولانس و صدای گریه ای اطراف رو پر کرده بود
حالم عوض شد ، گفتم بگیرم ابمیوه رو یا برگردم و از اون مسیر رد نشم
چون باید میگرفتم ، رفتم
میرفتم و همچنان صدای گریه و صدای کسانی که عزیزشون رو از دوست داده بودند بلند بود ، صدای ای کاش کسی مصیبت نبینه یا....
مسیری که برگشتم هم ماشین امبولانس بود و خانواده متوفی در حال بحث کردن و پرستار ها میگفتند تپش و تکون خوردن به خاطر اثرات دارویی هست که تزریق شده ، بحث را تا همینجا شنیدم و در حال طی کردن مسیر بودم
اونجا بود که پرستاران بیمارستان ها رو درک کردم اما ظاهر حالشون رو ، واقعا چه قدر سخته
زود میخواستم خودم را به ساختمان برسانم و از شر این حیاط بزرگ و خالی بیمارستان رها شون اما کووو در ورودی
رفتن ها به همراه یکی از خدمه از در اضطراری بيرون رفتم اما برای داخل آمدن هر دری بسته بود تا اینکه مسیر طولانی رو با سرعت طی کردم ک تقریبا ساختمون بیمارستان رو دور زدم و رسیدم و ماموریت رو به اتمام رسوندم
یاد مرگ
اینقدر درگیر زندگی هامون میشیم که انگار نه انگار روزی میخوایم بریم ، انگار نه انگار که روزی چیز هایی که داریم رو از دست میدیم
خوشا انان که دایم در حال یاد مرگ هستند
یک توصیه هم بکنم که هیچ وقت توی بیمارستان فیلم ترسناک نبینید مخصوصا فیلم جنگ ارواح رو
ولی فیلم قشنگیه بعدا ببینید
#حوادث_نزدیکاست 💥
#درسنامه 🍃
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس لز عمر چه باقی ماند ؟
مهر است و محبت است باقی همه هیچ !
#مولانا
دیشب قصد کردم که امروز برم حرم
صبح به خودم گفتم قبل از اینکه برم ، غسل زیارت کنم
با خودم فکر کردم که چه قدر جالب میشه که آدابی رو که برای زیارت و حضور در قبر ائمه توصیه شده رو با نماز که حضور مقابل فرمانروای عالم هستش مقایسه کنم.
اولین چیزی که به ذهنم رسید غسل بودش
چیزی که از این عمل متوحه میشم اینه که شما حتی هنوز راه نیوفتادی به زیارت باید خودت رو آماده کنی ، پاک کنی ، حواست رو جمع کنی
اما برای نماز که مخاطبش خالق همون آدمه باید کار بزرگ تری انجام بدی
اما ما چیکار میکنیم موقع حضور در برابر خدا؟!!
یک مهر سیاه ، بدون جانماز ، وسط کار و تو فکر کارا و مشغولیت ها ، یک ربع مونده به تازه به فکر خدا میوفتیم و خیلی چیز های دیگه که از گفتنش باید شرم کرد