eitaa logo
اَنْدَکی مُهَذِّبْ
30 دنبال‌کننده
17 عکس
2 ویدیو
2 فایل
هرکس به یک طریق در ایوان او خوش است؛ یک عده بین سجده و یک عده می گسار... https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1kxwn9&btn=Mohazzeb
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کافه اتاق فکر☕️
من همجا چسبیدم به ایران ظاهرا(شکایتی نیست) نه ممنون من با صادق هدایت سوار نمیشم احتمالا وسط راه پرت کنیم خودمونو بیرون جواب سوال احتمالا اینه چون این مسافر اتفاقاتی رو قراره رقم بزنه(¿شاید) خب من برم لابه لای برگا منتظر قطار بمونم
هدایت شده از Moon
مقصدشو دوست داشتم 😍🤍
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۶۱۸ مسافر: جادوگرِ رها شده مبدأ: کنارِ طومارهای خاموش مقصد: مه‌آلود، جادویی، سبز، افسانه‌ای 📍 ادینبرو، اسکاتلند ساعت حرکت: ۰۰:۲۶ صندلی: ۷ همراه مسافر: آلن ریکمن مرموز، عمیق، آرام، جادویی بار مجاز: یک کتابِ قدیمی در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، اگر در طول مسیر صدای ورق خوردن کتابی را شنیدید که کسی آن را باز نکرده، لطفاً دنبالش نگردید؛ بعضی داستان‌ها دوست ندارند صاحبشان را بشناسند.» علت صدور بلیط: یه نفر زیادی بین کتاب و خیال و دنیاهایی که فقط خودش می‌بینه رفت‌وآمد کرده؛ قطار گفت شاید وقتشه یکی از اون دنیاها، خودش بیاد سراغش. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا اسم مسافر، قبل از حرکت قطار، روی صفحه‌ی آخر کتابی نوشته شده که هیچ‌وقت خوانده نشده؟
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۵۸۲ مسافر: _چایی نبآت مبدأ: پشتِ پرده‌ها مقصد: بارانی، شبانه، شلوغ، پر از ماجرا 📍 ناتینگهام، انگلستان ساعت حرکت: ۰۰:۵۸ صندلی: ۱۹ همراه مسافر: جوکر شیطون، غیرقابل‌پیش‌بینی، نمایشی بار مجاز: یک فنجان چای در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، لطفاً تا قبل از رسیدن قطار به مقصد، با مسافرای واگن بغلی وارد دراما نشید. دفعه‌ی قبل یکی این کارو کرد و کل مسیر عوض شد.» علت صدور بلیط: یه نفر ظاهراً فقط اومده بود یه چایی بخوره و بره؛ ولی خب، وقتی پینترست و دراما و دلقک‌بازی قاطی هم می‌شن، آخرش معلوم نیست کی سوار قطار شده و کی قطار رو با خودش آورده. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا روی صندلی ۱۹ قبل از رسیدن مسافر، یک فنجون چای گذاشته بودن؛ در حالی که هیچ‌کس نمی‌دونست مسافر قراره چی سفارش بده؟
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۶۳۱ مسافر: 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆 مبدأ: آن‌سوی واقعیت مقصد: مه‌آلود، خاموش، کیهانی، بیگانه 📍 ترومسو، نروژ ساعت حرکت: ۰۲:۴۱ صندلی: ۱۱ همراه مسافر: نیکولا تسلا خلاق، مرموز، رویاپرداز، آینده‌نگر بار مجاز: یک دفترچه‌ی یادداشت در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، اگه در طول مسیر احساس کردید چیزی از پشت شیشه داره شما رو تماشا می‌کنه، پرده رو نکشید؛ بعضی چیزها فقط وقتی دیده می‌شن که کسی جرأت نگاه کردن داشته باشه.» علت صدور بلیط: یه نفر زیادی دنبال چیزایی گشته که هنوز معلوم نیست واقعاً وجود دارن یا نه؛ قطار هم تصمیم گرفته این بار جواب یکی از سؤالاشو وسط راه بذاره، نه آخرش. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا صندلی مسافر از لحظه‌ی حرکت خالی بود، ولی اسمش توی دفتر حضور و غیاب، هر ایستگاه با خطی تازه ثبت می‌شد؟
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۵۰۹ مسافر: یونیک. مبدأ: گوشه‌ی ذهن مقصد: سرد، خلوت، کتابی، شب‌زده 📍 ادینبرو، اسکاتلند ساعت حرکت: ۰۰:۳۹ صندلی: ۵ همراه مسافر: فرانتس کافکا درون‌گرا، دقیق، مضطرب، خیال‌پرداز بار مجاز: یک دفتر یادداشت در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، لازم نیست برای اتفاقاتی که توی این سفر می‌افته توضیح منطقی پیدا کنید؛ بعضی چیزها دقیقاً به همین دلیل اتفاق افتادن که توضیحی براشون وجود نداشته باشه.» علت صدور بلیط: یه نفر این‌قدر همه‌چی رو توی ذهنش بالا و پایین کرده که قطار تصمیم گرفته یه بار خودش جواب یکی از سؤال‌هاشو بده؛ فقط مشکل اینه که جواب، از خود سؤال عجیب‌تره. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا دفتر یادداشت مسافر قبل از حرکت، تمام اتفاقات سفر رو نوشته بود؛ به‌جز لحظه‌ای که قرار بود از قطار پیاده بشه؟
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۶۰۲ مسافر: 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅 مبدأ: مرزِ فکر و واقعیت مقصد: سرد، دقیق، ساکت، ذهن‌گیر 📍 زوریخ، سوئیس ساعت حرکت: ۰۳:۰۶ صندلی: ۰۵ همراه مسافر: آلن تورینگ باهوش، منطقی، منزوی، مسئله‌محور بار مجاز: یک ساعت مچیِ ازکارافتاده در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، اگه وسط مسیر به این نتیجه رسیدید که تمام اتفاقات سفر از قبل قابل پیش‌بینی بوده، فعلاً چیزی نگید؛ ممکنه خودِ این فکر هم بخشی از مسیر باشه.» علت صدور بلیط: یه نفر انقدر همه‌چی رو از فیلتر ذهنش رد کرده که این بار قطار تصمیم گرفته خودش یه مسئله بندازه وسط؛ ببینه مسافر حلش می‌کنه یا آخرش خودش تبدیل می‌شه به مسئله. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا ساعتِ ازکارافتاده‌ی مسافر، دقیقاً لحظه‌ای که قطار راه افتاد دوباره شروع به کار کرد؟
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۶۲۴ مسافر: Doctor Nyoko:> مبدأ: پشتِ شیشه‌های شب مقصد: بارانی، قدیمی، آرام، چراغانی 📍 استانبول، ترکیه ساعت حرکت: ۰۰:۳۸ صندلی: ۲۷ همراه مسافر: آدری هپبورن شیک، آرام، کاریزماتیک، نوستالژیک بار مجاز: یک فنجان چای در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، اگه در طول مسیر حس کردید قبلاً این منظره رو دیدید، به حافظه‌تون اعتماد نکنید؛ بعضی خیابون‌ها مسافرهاشون رو به یاد میارن.» علت صدور بلیط: یه نفر بین چک‌کردن استایلش توی شیشه، چایی خوردن و غر زدن به گرونی و روزگار گیر کرده؛ قطار گفت شاید یه مسیر شبانه لازم داره تا یه خاطره‌ی قدیمی رو دوباره تحویلش بده. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا توی شیشه‌ی واگن، انعکاس مسافر چند ثانیه زودتر از خودش حرکت می‌کنه؟
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۴۳۸ مسافر: نازنین مبدأ: پاییزِ دور مقصد: خیس، نارنجی، خلوت، نوستالژیک 📍 کیوتو، ژاپن ساعت حرکت: ۱۸:۴۳ صندلی: ۲۱ همراه مسافر: هایائو میازاکی خیال‌پرداز، آرام، عمیق، نوستالژیک بار مجاز: یک پلی‌لیست قدیمی در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، اگه وسط مسیر دلت برای کسی تنگ شد، از پنجره بیرون رو نگاه نکن؛ این قطار بعضی آدما رو فقط وقتی یادت میاره که دیگه کنارت نیستن.» علت صدور بلیط: یه نفر زیادی به آدمایی که یه زمانی کنارش بودن فکر کرده؛ گفتیم شاید یه سفر لازم داشته باشه که بفهمه بعضی آدما قرار نیست تا آخر مسیر سوار بمونن. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا بلیط این سفر دو نفره صادر شده، ولی فقط اسم یک مسافر روش نوشته شده؟
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۳۸۶ مسافر: یتیم‌خونه رهان- مبدأ: گوشه‌ی شلوغِ شهر مقصد: کوچک، رنگی، بارانی، زنده 📍 ناتینگهام، انگلستان ساعت حرکت: ۲۲:۲۸ صندلی: ۱۴ همراه مسافر: روآن اتکینسون شیطون، بامزه، بی‌کلام، خرابکار بار مجاز: یک دوربین عکاسی در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، در صورت مشاهده‌ی اتفاقات عجیب داخل واگن، لطفاً وانمود کنید چیزی ندیدید؛ مسافر کناری شما هم دقیقاً همین کار را خواهد کرد.» علت صدور بلیط: یه نفر انقدر با عکس و شوخی و آدمای دوروبرش سرش گرمه که گفتیم یه بارم بندازیمش توی قطاری که خودش نمی‌دونه قراره کجا بره؛ شاید وسط راه یکی یه عکس ازش گرفت که خودش خبر نداشت. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا توی تمام عکس‌های گرفته‌شده از این سفر، یک نفر اضافه‌تر از تعداد واقعی مسافرا دیده می‌شه؟
بلیط این آدم اصلاً شبیه بلیط یک سفر معمولی نیست. 🎟️ بلیط شماره ۷۲۶ مسافر: خوشحالی فروشی ساکورا مبدأ: پشتِ فکرهای زیاد مقصد: بارانی، آرام، قدیمی، قصه‌دار 📍 بخارست، رومانی ساعت حرکت: ۰۰:۳۷ صندلی: ۱۷ همراه مسافر: کیم سو-هیون آرام، احساسی، شوخ، قابل‌اعتماد بار مجاز: یک بسته مدادرنگی در توضیحات بلیط نوشته شده: «مسافر محترم، اگر در طول مسیر چیزی ناراحتتان کرد، لازم نیست وانمود کنید خوبید؛ فقط حواستان باشد زخم مسافر کناری را هم برای دفاع از خودتان فشار ندهید.» علت صدور بلیط: یه نفر این‌قدر حواسش به حال بقیه هست که بعضی وقتا یادش میره خودش هم مسافره؛ این قطار اومده یه مسیر آروم جلو پاش بذاره، شاید این دفعه نوبت خودش باشه که فقط خوشحال باشه. اما یه سؤال هنوز بی‌جواب مونده: چرا هر بار قطار از کنار یه ایستگاه رد می‌شه، بلندگوی واگن اسم کسی رو صدا می‌کنه که مسافر مدت‌هاست منتظرشه؟