✍🏻 نظامِ دبشخوری یا دبشخوریِ نظامیافته؟
این روزها در اذهان عمومی نام دبش گرهخوردهاست با زخم کهنهی ملت، یعنی مقولهی فساد و به طور شاخص رکورد جدید این روزهایش در کشور یعنی رقمِ 140هزار میلیارد تومانی فساد چای دبش: فسادی که رقم آن به عنوان یک رکورد چشمگیر در زمینهی فساد همچو ناماش به کام عاملانش بسیار دبش بود...
اما برای جامعهی دلسرد و ناامیدی که از سی سال قبل با روی کار آمدن دولت مرحوم هاشمی با شعار سازندگی شاهد آغاز روند رانت و اختلاس با ماجرای فاضل خداد و اختلاس 850 میلیون دلاری او (البته با همکاری فرزند یکی از عالیترین مقامات دولتی) بوده و نیز شاهد استمرار این روند در دولتهای بعدی که هرکدام از سران این دولتها به نحوی محصول کادرسازی ایشان، همراه با شعارهای توسعه و عدالت و امید بوده، دیگر اعداد و ارقامِ رانت و اختلاس در کشور مسئله نیست، بلکه مسئله این است که آیا علیرغم القائات و با نگاهی بر شواهد واقعا نظام جمهوری اسلامی فاسد و فسادزاست یا شبکه و جریانِ فسادی نظاممند و سازمانیافته در کشور، آمادهی نفوذ در هر دورهای به نظام اجرایی کشور است؟
قبل از هرچیز نیاز به تعریف دو مفهوم فساد سیستمی و سیستماتیک است:
فساد سیستمی (Systemic corruption) به معنای سیستم و نظام فاسد و فسادزا است و فساد سیستماتیک (Systematic corruption) به مفهوم اقدام شبکهای و نظامیافته برای فساد جمعی است؛ حال آنکه گاهی این دو مفهوم از جهت اشتراک لفظ بایکدیگر، اشتباه بهکار میرود یعنی بسیاری نظام را متهم به فساد سیستماتیک میکنند در حالی که مقصودشان فساد سیستمی است!
حالا با شناخت درست از این دو مفهوم، آیا فرض فساد سیستمی (نهادینه) در جمهوری اسلامی درست است؟
اصولاً دو شاخصه مهم سیستم (ساختار) آلوده به فساد نهادینه، نخست عدم شفافیّت اینگونه از نظامها و بعد عدم حاکمیّت قانون و سازوکارهای نظارتی در مواجهه با فساد است. امّا مختصر نگاهی به مواجهه ساختار جمهوریاسلامی با هرکدام از پروندههای فساد و تخلف در تاریخ جمهوریاسلامی نشاندهندهی شفافیت و حاکمیّت قانون و سازوکارهای نظارتیست. نگاهی اجمالی به همین پروندهی اخیر یعنی چای دبش یک مورد نزدیک از نمایش همین واقعیّت است؛
اعلام عمومی وقوع فساد و جزئیات آن، آن هم از جانب عالیترین مقامات نظام و رسانههای رسمی کشور نشاندهندهی رویکرد شفافیت در ساختار حاکمیّتی کشور بوده و همچنین ورود سازوکارهای نظارتی نظیر سازمان بازرسیکل کشور(مطابقاصل174قانوناساسی)، نهاد ریاستجمهوری(مطابق مواد قانون رسیدگی به تخلفات اداری) و ارجاع پرونده به قوهقضائیه(مطابقاصل156قانوناساسی) و پیگیری سایر دستگاهها و مسئولان سیاسی کشور نشاندهندهی حاکمیّت قانون و سازوکارهای نظارتی در کشور است. بنابراین شیوه مواجهه ساختار جمهوریاسلامی با موارد فساد در کشور به وضوح سند بطلان ادعای فساد نهادینه در این ساختار است.
حال آنکه اگر نظام جمهوریاسلامی به طور نهادینه فاسد نیست سی سال مواجهه افکار عمومی با موارد و مظاهر گوناگون فساد و رانتخواری، چگونه قابل پذیرش است؟
اولاً نیم نگاهی به سرگذشت جمهوریاسلامی نشان میدهد روند فساد و رانتخواری در کشور از بعداز سالهای جنگ و از بدو رویکار آمدن دولتسازندگی در کشور آغاز میگردد و در درازت ادامه مییابد، و این نشاندهندهی آن است که فساد محصول تازهای نبوده و تاریخیست، دوماً از آنجا که ماهیّت حاکمیّت سیاسی کشور از جنبهی جمهوریّت آن سیّال است، یعنی هیئت حاکمه در هر دورهای با رای مستقیم ملّت تغییر مییابد، نمیتوان ساختار را گروگان جریان ثابت و مشخصی از قدرت دانست و مدعی شد نظام دچار فساد نهادینه است درحالی که ساختار در هر دورهای با جابجایی دولتها، مقامات و مدیران اجرایی از جریانات گوناگون سیاسی کشور و هرکدام با تیم اجرایی متفاوت آن هم با رای مردم دائما دستخوش تغییر مداوم است! امّا در عین حال نمیتوان دو شاخصهی شفافیّت و نیز حاکمیّت قانون و سازوکارهای نظارتی در کشور را «علیرغم وجود» با کیفیتی مطلوب یا سفت و سخت دانست و ضعفهایی را حداقل به طور مقطعی میتوان متصور بود که اجازهی رخنه و نفوذ به شبکهها و جریانات مخفی را میدهد از جمله "شبکه و جریانی سازمان یافته از فساد". در دوران دولت سازندگی سیاستهای اقتصادی متعددی بهویژه در زمینه خصوصیسازی و اصلاحات اقتصادی در راستای اصل 44 قانوناساسی اجرا شد که برخی از این سیاستها ممکن بودند به واسطه نقصهایی که داشتند خصوصاً در زمینه نظارت و شفافیت، به افراد یا گروههای خاص فرصتهایی برای ایجاد فساد بدهند، لذا جریاناتی که از ابتدای انقلاب در صدد سهمخواهی بودند این فرصت ویژهخواری تکرار ناشدنی را از دست نداده و در سایهی نقصهای موجود، دولتی که مدعی سازندگی بود با عدم شفافیّت در واگذاریها و خصوصیسازیها تنها دنیای آن جریان را سازندگی کرد
و جریان سیاسی سرمایهداری را با تمرکز قدرت و ثروت در کالبد آن ساخت که حالا در بدنه حاکمیّت منافع خودرا جستجو میکند و گاهی بعید نیست با سیاستهای خرد و کلان کشور احساس تعارض منافع کند!
این جریان میتواند ضمن گسترش شبکه نفوذ خود، در هر پروسهی سیاسی در کشور خصوصاً انتخابات ایفای نقش کند، در دولتها ولو با او همسو نباشد رخنه کند، و به رسانهها جهت داده و افکار عمومی را مهندسی کند: چنانچه افکار عمومی را جای توجه به فسادِ دبشِ140هزار میلیاردی سرگرم رقاصی و عاو عاو کردن در فضای مجازی میکند! لذا ساختار 44ساله جمهوریاسلامی علیرغم تمام کاستیها و خلاهای قانونی موجود، آشکارا درمواجهه با جریانی با 30سال عقبه تاریخیست که هم رسانه برای مهندسی افکار دارد، هم شبکهای از مدیران نفوذی دارد، هم سرمایهی لازم را برای هر نوع برنامهریزی و جهتدهی به رویدادهای غیرمنتظره اجتماعی!
این جریان همان جریان فساد سازمانیافته است که من آن را جریان «دبشخوریِسازمانیافته» مینامم زیراکه به لطف مرحوم هاشمی، ثروت ملّت در استکان او دبش است و بلکه، با عادیسازی اعداد و ارقام در اذهان عمومی قند پهلوست!
🔴 خشم و استیصال این روزهای رژیم صهیونیستی با موشکافی علّتهای آن میتواند بسیار جذاب و جالبتوجه باشد.
امّا نکتهی حائز اهمیّت در اقدام امروز (هکپمپبنزینها) نشاندهندهی ادامهی تلاشهای بخشی از بازوی اطلاعاتی-امنیّتی رژیم صهیونیستی است که علیرغم جنگ در حوزه سرزمینی فلسطین اشغالی همچنان متمرکز بر وظیفهی خود، یعنی اقدامات خرابکارانه در ایران مانده. بلاشک اقدامات این بخشِ متمرکز از دستگاههای اطلاعاتی رژیم بر ایران، باتوجه سابقه و ماهیّت ذاتی این دستگاهها تنها محدود به حملات سایبری نخواهد بود، و آهنگ هشدار حملات قریبالوقوع تروریستی در کشور، باانگیزهی انتقام و بهدست گرفتن دوبارهی ابتکار عمل نیز به گوش میرسد.
هدایت شده از دبیرخانه میقات
﷽
📜علاج موشک نیست
🖋مهدی خاکنما
قریب به دو ماه پیش یعنی از پانزدهم مهرماه سال جاری تاکنون، با وقوع عملیّات طوفانالأقصی، به واقع طوفان تمام ارکان حاکمیّتی رژیم صهیونیستی و نیز اساس سیاستها و برنامههای این رژیم در منطقه را در برگرفت و موجب دگرگونی در راهبرد نظامی-امنیّتی این رژیم در منطقه شد؛
چنانچه این رژیم از موضع آفندی و کنشگر خود در منطقه به موضع پدافندی و واکنشگر سقوط کرد. طوفانالأقصی به عنوان بیسابقهترین عملیات چریکی فلسطینیان در پنجاه سال گذشته، ضمن آشکار نمودن ضعف و ناتوانی عمیق اطلاعاتی در لایههای امنیّتی رژیم صهیونیستی، هیمنه و ابهت پوشالی رژیم در منطقه را خدشهدار نمود و به عنوان یک «تحقیر بزرگ» افسانهی شکستناپذیری این رژیم را از میان برد و بعکس غرور و اقتدار فراموش شدهی فلسطین قهرمان را احیا نمود.
...
باوجود این روند راضیکننده، آیا توقعات برای ورود مستقیم جمهوری اسلامی به جنگ با اسرائیل منطقی است؟
...
🔻برای مطالعه کامل یادداشت؛ لطفا به لینک زیر در اینستاگرام مراجعه نمایید...
#آتش_بس
#طوفان_الاقصی
#فلسطین
#غیرقابل_ترمیم
|مجله تحلیلی رسِش|
رسانه سال های شکوفایی
https://www.instagram.com/p/C0MwnefIG_b/?igshid=MTc4MmM1YmI2Ng==
هدایت شده از دبیرخانه میقات
﷽
📜نظامِ دبشخوری یا دبشخوریِ نظامیافته؟!
🖋مهدی خاکنما
این روزها در اذهان عمومی نام دبش گرهخوردهاست با زخم کهنهی ملت، یعنی مقولهی فساد و به طور شاخص رکورد جدید این روزهایش در کشور یعنی رقمِ ۱۴۰هزار میلیارد تومانی فساد چای دبش: فسادی که رقم آن به عنوان یک رکورد چشمگیر در زمینهی فساد همچو ناماش به کام عاملانش بسیار دبش بود...
امّا برای جامعهای که از اوایل دهه هفتاد تاکنون شاهد موارد مختلفی از فساد و رانتخواری بوده، دیگر اعداد و ارقامِ نجومی رانت و اختلاس در کشور مسئله نیست، و بخش قابل توجهی از جامعه دلسرد و ناامید پذیرفته که ساختار حاکمیّتی سرتاسر فاسد و فسادزاست و این موارد عادیست! امّا آیا علیرغم القائات واقعاً نظام جمهوری اسلامی فاسد و فسادزاست یا شبکه و جریانِ فسادی نظام/سازمان یافته در کشور، آمادهی نفوذ در هر دورهای به نظام اجرایی کشور است؟
.....
🔻مطالعه کامل یادداشت در اینستاگرام
#دبش
#قوه_قضائیه
#فساد_سیستماتیک
|مجله تحلیلی رسِش|
رسانه سال های شکوفایی
اندیشه نگاشت | مهدی خاکنما
🔴 خشم و استیصال این روزهای رژیم صهیونیستی با موشکافی علّتهای آن میتواند بسیار جذاب و جالبتوجه با
🚨اکانت توییتری وابسته به موساد:
انفجار در نزدیکی قبرستان محل دفن سلیمانی، اقدامی از سوی سازمان های مقاومت محلی. اسرائیل فقط برای ضربه زدن نیست، بلکه فقط برای خنثی کردن یک تهدید است.
#لعنت_الله_علی_قوم_الظالمین
- تاکنون ۵۳ شهید و ۷۱ مجروح در حملهی انتحاری دشمنان قسم خوردهی ملّت ایران
هدایت شده از دبیرخانه میقات
🔸🔹 *«باتلاق آمریکا در جنگ خاورمیانه»🔹🔸
🛑خروج آبرومندانهی واشنگتن، یا تداوم حیات خونبار اسرائیل؟*
🔺تجربه نشان داده است که هرگونه شکاف اجتماعی، به سرعت در محاسبات دشمن بهعنوان فرصت راهبردی ترجمه میشود؛ بنابراین انسجام در خیابان و در ساحت اجتماعی، نه یک امر حاشیهای، بلکه بخشی از معادله بازدارندگی است که میتواند از شکلگیری جبهههای جدید در داخل جلوگیری کند و اشاره مکرر رهبر انقلاب به حفظ حضور در خیابان گویای تدبیر و تحلیل دقیق رهبری در این معادلات است.
🏷 متن کامل را در پیوند زیر مطالعه فرمایید:
https://vrgl.ir/UPW1o
💬 منتشر شده در *صفحه ویرگول نشریه رسش*
✍ به قلم مهدی خاکنما
🛗🇮🇷|مجمع یاران قرارگاه های ادوار تشکل
🇮🇷 @dmiqat_ir
🆔 [ [ایتا](https://eitaa.com/dmiqat_ir) | [بله](https://ble.ir/dmiqat_ir) ]
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❔مسئله: مخالفت با مذاکره حق هر جریان سیاسی است؛ ولی آیا هر شیوهای برای ابراز مخالفت نیز صحیح و به حق است؟
🔻در روزهایی که دشمنان ایران بیش از هر زمان دیگری بر شکافهای داخلی حساب باز کردهاند، تبدیل اختلاف نظرهای سیاسی به تجمعات تنشآفرین و شعارهای هنجارشکن، کمکی به تقویت جبهه انقلاب نمیکند؛ بلکه دقیقاً سرمایهای به نام «انسجام ملی» را هدف قرار میدهد که حفظ آن مورد تاکید رهبر حی و نیز رهبر شهید انقلاب است.
🔻با این اوصاف، منتقدان باید نسبت -شیوهی- ابراز مخالفت خود را با مشی و منویات رهبری نظام چه در گذشته و امروز مورد ارزیابی قرار دهند.
🌐 اندیشه نگاشت | مهدی خاکنما Andishehnegasht
✍🏻 سیاست در ایران؛ مسئله تصمیمها یا مسئله روایتها؟
در نگاه نخست، سیاست عرصه تصمیمگیری است؛ جایی برای انتخابهای سخت، مدیریت تعارضها و تعیین مسیرهای کلان. اما در عمل، بهویژه در جوامعی مانند ایران، سیاست صرفاً در سطح تصمیم متوقف نمیماند و بهسرعت وارد مرحلهای دیگر میشود: مرحله روایت.
در این مرحله، پیش از آنکه یک تصمیم سیاسی فرصت سنجش در میدان واقعیت را پیدا کند، در میدان معنا بازتولید میشود. موافق و مخالف، هر دو، نه فقط درباره «محتوا»، بلکه درباره «صورت فهم آن محتوا» رقابت میکنند؛ یکی آن را نشانه عقلانیت و گشایش میداند و دیگری نشانه عقبنشینی یا بحران. در این میان، خود واقعیت معمولاً دیرتر از روایتها دیده میشود.
این وضعیت یک پیامد بنیادین دارد: قدرت صرفاً در اتخاذ تصمیم خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی شکل دادن به «ادراک از تصمیم» نیز معنا پیدا میکند. به همین دلیل، یک کنش واحد سیاسی میتواند در دو سطح متفاوت، دو اثر کاملاً متضاد در افکار عمومی ایجاد کند.
در چنین فضایی، مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که «چه چیزی تصمیمگیری شد»، بلکه این است که «آن تصمیم چگونه قاببندی شد و در ذهن جامعه چگونه تثبیت گردید».
از این منظر، سیاست معاصر بیش از آنکه رقابت بر سر خود واقعیت باشد، رقابت بر سر تفسیر و چارچوببندی واقعیت است؛ جایی که مرز میان سیاستگذاری و روایتسازی بهتدریج کمرنگ میشود، و همین مرزِ مبهم، میدان اصلی اثرگذاری را شکل میدهد.
اندیشه نگاشت | مهدی خاکنما
ایتا ● بله