『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود و پاییز بود و پنجره باز . . . استاد شفیعی کدکنی رو به دانشجو ها:
ولی ادبیات تا آخرش
جزئ از اون علاقه ها و رویا های قشنگم میمونه:))🥲
گیرمدرخترنگِخزانگیرد !
تاریشههست ، ساقهنمیمیرد🌱′
_آندِرومِدا
من به فرداهاىِ خوب ، به آبىِ آسمان ، به
سبزیِ نگاهِ باران ، من به روزى كه دوباره
كوچه ها مىخندند ، من به آغازى بر يک
پايان يقين دارم؛ !( :🍂✨
_آندِرومِدا
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
برای نوازش روح های قشنگتون🥲🍂🧡 _آندِرومِدا
با هندزفری گوش کنید حتما و
هر دو طرف هندزفریو بزارید
این پادکست ۸ بعدیه ها✨
هدایت شده از 『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
پدرم از تبار مجنون بود
مادرم از تبارِ لیلا؟
نه..
پدرم روزگار سختی داشت..
مادرم شعر را نمی فهمید!
پدرم شاعری توانا بود!
پدرم،
آه ..
کار سختی داشت:)!
_آندِرومِدا