میخواستی آزرده ببينی دل ما را
اکنون که غمت دادِ ستم داد، کجایی؟
در عشق به يک جلوه حزین، کار تمام است
من برق به خرمن زدم ای باد کجایی؟
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
خاطراتِ پشتِ این لالایی... :))
وااای یعنی من وقتی بچه بودم میرفتم جلو تلویزیون میخوابیدم که همراه با این لالایی خواب برم ولی این تموم میشد اما هیچوقت من بعد این خواب نمیرفتم چون میخواستم باهاش بخونم🥺😂
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
وااای یعنی من وقتی بچه بودم میرفتم جلو تلویزیون میخوابیدم که همراه با این لالایی خواب برم ولی این تم
اصلا عجیب قشنگه وقتی به اون دوران فک میکنم یه جوری میشم🥲
حس میکنم زیادی داره زود میگذره،
منم هنوزم بلدمش✨
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
خاطراتِ پشتِ این لالایی... :))
سرسبز و آرام، چون مازندران
داره می خنده، ساقۀ شالی
مثل گل سرخ، رو دار قالی
خدایا قسم، به ماه روشن
تور ماهیگیر، نموند خالی
لای لای لالایی، توی شالیزار
مهتاب در اومد، چون گل بهار
بابایی بازم، رفته به دریا
موجا سر هم، دریا بی قرار
تو جنگل و دشت، تو کوه و دریا
صدای بارون، پیچیده هر جا
قایق سفید، رو موج بلند
افتاده به تور، ماهی طلا
مه می ریزه نرم، رو رود غُران
شالیزار شده، ستاره باران
لالایی بکن، شب تموم میشه
خورشید در میاد، با روی خندان
_آندِرومِدا
آمدی قصه ببافی كه مُوَجَه بروی؟
در نزن، رفته ام از خويش، كسی منزل نيست :))
_آندِرومِدا