من اگر میدانستم دنیا اینقدر شلوغ است،
نمیآمدم!
صبر میکردم بعدها ...
آخر، این همه راه آمدم،
دلم میخواست تنها تو را ببینم
دلم میخواست تو را تنها ببینم 💜🦋 ^^
-عباسمعروفی .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
امروز که محتاج تو ام جای تو خالیست؛
فردا که بیایی به سراغم نفسی نیست :)❤️🩹
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
+ چرا از اونجا رفتی؟ - چون هیچوقت احساس خوبی نداشتم + اما بنظرت این دلیل کافیه؟! - بعضی وقتا نباید ح
_چیکار کردم ؟
+ هیچی ، هیچی تو اصلا کاری نکردی .
_ من اصلا حرفی زدم ؟ قولی دادم ؟ چیزی بهت گفتم ؟ دستم ب دستت خورده ؟ نگاه خاصی بهت کردم ؟
+نه بابا ، تو اصلا حرف نداری .
_ من چیکار کردم که تو انقدر متوقع شدی ؟!
+ حسم کردی .
_ حست کردم ؟ یعنی چی خب همه همو حس میکنن .
+ تو به من توجه کردی ... :)
_ من هرکی برام مهمه بهش توجه میکنم .
+ منم دوسِت داشتم ، ولی گذاشتم بری . . . چون تو آدمِ زندگیِ من نبود !
[ صابر ابر _ سحر دولتشاهی _ قورباغه 🌿]
هَرچه آیینه بِه توصیف ِ تو جان کَند نَشد؛
آه، تَصویر تو هَرگز به تو مانَند نَشد . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
هَرچه آیینه بِه توصیف ِ تو جان کَند نَشد؛ آه، تَصویر تو هَرگز به تو مانَند نَشد . . 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
گفتم اَز قِصه عِشقت گرِهى باز کنَم . .
به پریشانى ِ گیسوى ِ تو سوگند، نَشد !
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
تهدید مکن سینه ی ما را به جهنم !
دریا زده از خیسی باران نهراسد🌿☁️
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』 ۫ ּ ⭑
داستان این شعرو میدونید؟ •
<مرتضی کیوان> ک دوست هوشنگ ابتهاج بوده،
به خاطر مسائل سیاسی (کودتای 28 مرداد)
ک به ی سری نظامی تو خونه ش پناه داده بود،
زندانی میشه و بعد اون هم اعدام . .🍂
بعد از اعدام کیوان،خانواده ش پیکرش و تو گورستانِ
مسگر آباد تهران به خاک میسپارن
ک بعد از مدت ها این گورستان تخریب میشه و
درختای سرو میکارن در نهایت تبدیل به سروستان میشه
(البته بعدها همه درختا رو قطع میکنن و اونجا منطقه مسکونی میشه)
هوشنگ ابتهاج 'سایه' هم این شعرو برای رفیقش میخونه
ایعزیزِدلِمن!توکدامینسروی؟!🌳💚•
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂 ۫ ּ ⭑』
هر که چیزی دوست دارد،جان و دل بر وی گمارد
هرکه محرابش تو باشی،سر ز خلوت برنیارد 💙✨️
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
شهرِ موهای تو گم کرده مرا در دلِ خویش
آگهی کن "پسری گم شده در مویِ فرَم....! ☁️🍓
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』