وای اگر مَرد گدا ، یک شبه سلطان بشود
مثل ایناست که گرگی سگ چوپان بشود
هر کجا هُدهُد دانا برود کنج قفس
جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود
سرزمینی که درآن قحط شود آزادی
گرچه دیوار ندارد خودِ زندان بشود
باغبانی که به نجار دهد باغش را
فصلهایش همه همرنگ زمستان بشود
ناخدا دلخوش این آبی آرام نباش!
وای از آن لحظه که هنگامهی طوفان بشوَد
"سید مقتدا هاشمی"
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
شاعر میگه که :
- نه فقط از تو اگر دل بکنم میمیرم
سایهات نیز بیفتد به تنم میمیرم
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
- نه فقط از تو اگر دل بکنم میمیرم سایهات نیز بیفتد به تنم میمیرم
بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هر یکی را که برایت بکنم میمیرم
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
بین جان من و پیراهن من فرقی نیست هر یکی را که برایت بکنم میمیرم
برق چشمان تو از دور مرا میگیرد
من اگر دست به زلفت بزنم میمیرم
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
برق چشمان تو از دور مرا میگیرد من اگر دست به زلفت بزنم میمیرم
بازی ماهی و گربه است نظربازی ما
مثل یک تُنگ شبی میشکنم میمیرم
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
بازی ماهی و گربه است نظربازی ما مثل یک تُنگ شبی میشکنم میمیرم
روح ِ برخاسته از من، ته این کوچه بایست
بیش از این دور شوی از بدنم میمیرم
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
پرسید: چه چیزی اینچنین تو را آزار میدهد؟
گفت: صورتهای آشنای پشت زخمهایم
عذابم میدهند. . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
هر آدمی تا یهجایی بهتون فرصت میده، ولی بالاخره خسته میشه از حسِ اضافی بودن، از جنگیدن واسه موندن، از قهر و آشتی مکرر، از توضیحدادنِ خودش از برطرفکردنِ سوتفاهما
کاسه صبرِ آدمای زندگیتونو لبریز نکنیدممکنه دیگه هیچ آدمی،
به این اندازه وصل وجودتون نباشه.💙:))
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』