『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
شاید ما مرده ایم؛و اینجا جهنم است. . .
بیاموز ، رسم بُلند آفتاب ،
به هر جا که ویرانه دیدی بِتاب 🌿
- فردوسی
- آدما با حسرت و ای کاش هاشون بزرگ میشن
با حس پشیمونی ، با حس خطا و اشتباه با حس ناراحتی و افسوس
گذشته رو خوردن. . .
شاید تو اون لحظه ها نفهمی داری اشتباه میری
نفهمی داری برای خودت یه عالمه ای کاش
توی آینده درست میکنی
شاید اونقدر کله خراب باشی که صد خودتو بزاری و حرف
تو گوشت نره. . .
ولی با همهی اینا اگه یه راهی رو رفتی و تهش خوردی به
بنبست ، اگه دست یکی رو گرفتی و حرفای قشنگ تو گوشش خوندی
ولی یهو یجا به خودت اومدی و دیدی خیلی وقته دستتو ول کرده
اگه واسش زخم خوردی، جنگیدی، طعنه شنیدی ولی حتی جلو نیومد تا زخماتو ببنده . . .
بدون بَد باختی ،
اونجا و تو اون لحظه پُر میشی از ای کاش ها
پر میشی از ارزشش رو نداشت
پر میشی از لایقش نبود
پر میشی از یه حس دردناک غیرقابل توصیف
و اون لحظهس که قلبت واسهی تموم از دست رفتههات
بارها اذیت میشه . . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
میگه که :
تو به خودت میگی زشت ولی فقط خودتو تو عکسا و آینه دیدی
تو خودتو ندیدی،
خودتو ندیدی وقتی سخت مشغول کاری هستی که دوست داری
و حسابی تمرکز کردی،
تو خودتو ندیدی وقتی داری درمورد چیزایی که دوست داری
با هیجان حرف میزنی،
تو خودتو ندیدی وقتی سرتو میگیری بالا و خیره میشی به آسمون،
وقتی عکس اسمون میوفته تو چشمات،
تو خودتو ندیدی وقتی از خنده چشمات پر از اشک میشه
یا از شنیدن یه تعریف لپات سرخ میشه. . .
آره، راحته خودتو زشت صدا بزنی چون تو هیچوقت
این لحظه های کوچیک و ساده
که هرلحظه اتفاق میوفتن رو نمیبینی. . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
+ من دوست ندارم یهرویای غیرممکن ببافم
_ اما اگه رویاش رو نبافی ، همیشه غیرممکن میمونه. . .'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』