پسر مؤمن ِدانشکده عاشق شده است ؛
عاشق لیلی ِبیدین کلاس ِبغلی🤍 . . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- تقصیر خود ِحضرت ِحق است که مَستیم . . . '
طراحی چشم ِعسلی ایدۀ او بود
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عشق میخواست ببیند نظری ' دعوا شد🍃 . .'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
- حتیٰ اگر از این خانه بروی
از من نمیروی . . . '
ما به هم باز خواهیم گشت
در تقاطع خیابان « ولیعصر»
روی صندلیِ سرمهای انتهای کلاس
پشت میزِ کافه «لمیز»
وقتِ خریدِ ژاکت برای سرد ترین زمستان
در مغازهای آشنا. . .
در شلوغیِ «قهوه فرانسه»ی انقلاب
میانِ آدمهایی که با بلیطِ سینما
دنبالِ جایگاهشان میگردند
ما به هرکجا رو بچرخانیم،
یکدیگر را درست همانجا میبینیم
منتظر، شاید پشیمان
اماٰ به حتم دلتنگ، دلتنگ❤️🩹 . . .
خواهیم دید '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
یه نامه عاشقانه پیدا کردم از نیما یوشیج
که برای عالیه جهانگیر نوشته :
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
یه نامه عاشقانه پیدا کردم از نیما یوشیج که برای عالیه جهانگیر نوشته :
محبتِ من تو را جذب میکند. . .
یقین بدار تمام قلبها مثل قلب شاعر آفریده نشده است
ضعف و شدت در تمام اشیاء مشاهده میشود
پس هیچکس مثل من، تو را دوست نخواهد داشت. . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
قبل از اینکه بدرقهاش کنی،محکم در آغوشش بگیر،
اینجا خاورمیانهست. . '
گلولهها در آسمان سرگردانند،
مرگها بیبهانه اتفاق میافتند آنقدر سریع که انگار بیاهمیتند
محکم در آغوشش بگیر 🫂🤍و درچشمهایش خیره شو
عطر تنش را به خاطر بسپار
آنکه برای زندگی از خانه بیرون میرود با مرگ به خانه برمیگردد. . . َ
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
از کتاب گیسوانت صفحهای را باز کن
تا برایت موبهمو تفسیر زیبایی کنم
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
تو یه صدایی. . . . مثل صدای شستن رخت تو دلم وقتی که اولین نخ سیگارمو تو زیرزمین خونمون دور از چ
سالها بود که ندیده بودمش ، دیگه کمکم داشتم فراموشش میکردم
حتی وقتی خاطراتشو مرور میکردم
ی چهره تار با ی صدای نامفهوم تو تصوراتم داشتم
تا اون روز لعنتی که چشمم بهش افتاد
انگار تموم اون سالها تو ی لحظه مثل برق و باد از جلوی چشمام گذشت
داشت با موبایلش حرف میزد
چشم تو چشم شدیم
توقع داشتم منو بشناسه
اما خیلی آروم و طبیعی از کنار هم رد شدیم
برگشتم و دوباره نگاهش کردم
فکر میکردم الان برمیگرده و منو نگاه میکنه
اما مطمئن شدم که حتی منو نشناخته
حق داشت خیلی عوض شده بود
راه رفتنش حتی لباس پوشیدنشم امروزی شده بود
موهای جوگندمی و چهره ای که نشون میداد چقدر خسته بود
دیگه اون شور و نشاط جوونی رو نداشت
خب طبیعی بود
منم دیگه اون آدم سابق نبودم
تو اون لحظه که از کنارش رد شدم
نفس عمیقی کشیدم
که بوی عطری که همیشه دوست داشت رو حس کنم
اما. . . '
اما عطرشم عوض شده بود
مث قبل بوی شیرین و خنک نبود
ی عطر تلخ که با چهره امروزش ست بود
وایستادم و رفتنشو نگاه کردم یاد اون روزی افتادم
که ی نقطه گذاشت اخر تمام با هم بودنامون و رفت
اون روز از دور داد زدم
اگه ی روز ی جایی منو دیدی و دلت لرزید برگرد. . . '
نه بگو دوستم داری
نه بگو پشیمون شدی
هیچی نمیخام فقط برگرد. . .'
من تا ابد منتظرتم🫂
من به قولم عمل کردم و به پاش موندم
هر چند گاهی ناامید بودم
که دیگه برنمیگرده که دیگه نمیبینمش
امروز فهمیدم اون نه تنها به من فکر نمیکرده
بلکهمنو فراموش کرده. . .'
چطور میشه ی آدمی که تمام زندگیت باهاش خاطره داری
رو فراموش کنی؟؟
شاید کمرنگ بشه اما پاک نمیشه
حس عاشقی همینه یکی که دنیات باشه
تا ابد دنیاته حتی اشتباهی. . .'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』