18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حیدر بابا منه بیر مسکن اولده :)
روحت شاد بزرگمرد شعر ترکی. . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
گوگوش تو آهنگش میخونه "غریبهآشنا"
و تو چقدرررررر برای من غریبهآشنایی💜:))))
تو یه غریبهی دوری که حتی هماستانیم نیستی تا بتونم
حداقل یهجاهایی نیمنگاه ببینمت. . . '
ولی میدونم وقتی برای اولینبار باهات چشمتوچشم بشم؛
تا عمقِ وجودم پیش میری،
کاری که هر آشنایی نمیتونه انجام بده. . .'
تو یه غریبهی دوری که ذره ذره از تار و پودِ تورو غیرآشنا نمیدونم
و اصلا باهات غریبی نمیکنم و انگار چندساله که میشناسمت:))
انگار چندساله که همسایهی دیوار به دیواریم. . .'
انگار چندساله که هرروز دمِ درِ خونه باهات سلامعلیک میکنم
انگار چندساله که هرچندوقتیکبار
صداتو از فاصلهی نزدیک میشنوم. . .🌿'
انگارا زیاده ولی هیچکدومش واقعیت نداره
و تو از نظرِ بقیه همون غریبهای،
ولی تو بخشی از قلبمی🦋🌊'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
اسکله ی ناز چشات حریم امن قایقم تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم. . . ' 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زلیخا بود چشمت ! قلبِ من پیراهن یوسف ،
دلم را پاره کردی و هم اکنون کنج زندانم🤍 . . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
دﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ !
ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ. . . '
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ، ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ!
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ،
گل بود
ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود!
آنکه تو را میخواهد! به هر بهانه ای میماند🤎!
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
💕🌿☁️ 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
اوکی ولی مَن قلبمرَفت برای این عکس✨💙'
موقعیت :
وقتی با ذوق از مدرسه میاد و چتریهاشو
که دوستش براش گچمو زده بهم نشونمیده😂♥️'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
پریشان است گیسویی در این باد و پریشان تر🌊💙
مسلمانی که میخواهد نگاهش را نگه دارد . . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
🗞 ִֶָ ناگفتهها┆ ◞نامهیسوم◜ 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
🗞 ִֶָ ناگفتهها┆ ◞نامهیچهارم◜
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
آدمایی که دوستشون داریم، بوی خاصی دارن
نه لزوماً عطر گرون، نه همیشه یه رایحهی مشخص
بوی خاطره میدن🎞. . . '
بوی اون روزی که خندیدیم،
بوی خیابون بعد بارون، بوی اولین باری که دیدیمشون
و قلبمون یه لحظه ایستاد
آدمایی که دوستشون داریم، بوی "امنیت" میدن
بوی خونه، بوی دلتنگی، بوی آغوشی که میتونه تموم دردها رو آروم کنه
شاید حتی بوی یه فصل خاص، یه آهنگ قدیمی،
یا بوی دفتر خاطرات دوران نوجوانیمون
آدمایی که دوستشون داریم، یه جور بوی عجیب دارن
بویی که هیچ عطرفروشی نمیفروشه. . . '
بویی که فقط وقتی دور میشن،
میفهمی چقدر عمیق توی جانت مونده
بویی که باهاش زندگی میکنی،
نفس میکشی، و بیصدا دلتنگ میشی🌿
#گفتنیهای_شما
ﺍﻭﻥ ﺷﺐ، ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﺩﻡ
ﺍﻭﻧﺸﺐ، ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﺵُ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﺷﻨﯿﺪﻡ
ﺩﻭﺗﺎ ﭼﺸﻤﺶ ﺳﺎﮎﺖ،
ﺩﺳﺘﺎﺷ ﻣﺜﻞ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯽﺩﻭﻧﻪ ﺑﺮﻩ ﯾﺎ ﺑﻤﻮﻧﻪ
ﮔﻔﺖ:
«ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﻣﻮﻥ ﺧﺴﺘﻪایﻢ. . .
ﻟﺰﻭﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺍﺻﻼً ﯾﮑﯽ ﺑﺒﺮﻩ.»
ﻣﻦ فقط ﻧﮕﺎش ﮐﺮﺩﻡ،
ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻔﺘﻢ
ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪچﯿﺰ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯽﺭﻳﺰﻩ،
ﮔﺮﻳﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺭﻓﺖ.
ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺧﺒﺮ ﺑﺪﯼ، ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺩعﻭﺍ ﻓﻘﻂ ﭼﻮﻥ
ﺩﻭﻧﻔﺮ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺪﻥ،
ﺩﯾﺮ ﻳﺎ ﺯﻭﺩ، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻥ ﺍﻻﻥ، ﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﺟﻠﻮﻡ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ،
ﻧﻪ ﮔﻠﯽ ﺑﺮﺍی ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻓﻘﻂ ﺧﺎﻃﺮﻩای ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪهامه،
ﻭ ﯾﻪ ﺍﺷﮑﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺎﮎ ﻧﺸﺪه
ﺑﻌﺾﯼ ﺟﺪﺍﯾﯽﻫﺎ، ﺍﺷﮑ ﻧﺪﺍﺭﻥ، ﺻﺪﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ،
ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺳﮑﻮﺕ، ﻋﻤﯿﻖﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩﺍﻧﺪ
#گفتنیهای_شما