『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
‹ گر چه گفتند بهاران برسد مال منی🌿، قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم ك به تقدیر خودم تکیه کنم!
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید🌊•
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
من گذشتم ك به تقدیر خودم تکیه کنم! جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید🌊•
کلِ این دهکده فهمید ك عاشق شدهام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید؛🍂
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
کلِ این دهکده فهمید ك عاشق شدهام خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید؛🍂
در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید . .🌾
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول! گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید . .🌾
نان عاشق شدنم را پسر خان میخورد
لقمه ای هم به منِ بچهی دهقان نرسید ،
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
نان عاشق شدنم را پسر خان میخورد لقمه ای هم به منِ بچهی دهقان نرسید ،
تو از آن دگری رو ك مرا یاد تو بس
حیف دستم سر آن موی پریشان نرسید🍂. . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
_ بنه مالکم نفس عمیقکشیدم و تایپ کردم : + این یعنی چی؟ _ یعنی رگ و ریشهم ، بند دلم ! « هیژا »
_ جنگِ دو تا آدمِ زخمی و خسته
هیچوقت برنده نداشته !
« نیل »
به هر فصلی غمی، هر صفحه ای انبوهِ اندوهی،
وطن جان! خسته ام، پایانِ خوب ِداستانت کو؟
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』