چال روی گونه هایت👀✨
کشوری پهناور است؛
شک نکن روزی خودم
با بوسه فتحش میکنم .!🫀
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
آلبرتوموراویا، نویسندهی بزرگ ایتالیایی چه قشنگ گفته:
-حقیقت این است
که بی سوادی از میان نرفته است
فقط این روزها،
بی سوادها، خواندن و نوشتن یاد گرفته اند .
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد:)
هدایت شده از 『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
-! صبحاتفاق قشنگیستبیخودینیست
کهگنجشکهاشلوغشمیکنند'
پدر بزرگم همیشه میگفت :
آدم عاشق ، شبیه زمین مین گذاری شدهست
چون هر لحظه کافیه دست رو
نقطه ضعفش بذاری تا منفجر بشه
همه چیزو خراب کنه!
حواست باشه وقتی عاشق میشی
عاشق اونی بشی که
برای هر لحظه ویران شدنت
ارزششو داشته باشه . . !👀
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥܝوܩِܥߊ』
برایم کتاب بخر و بدان قطعا یک کتاب و یک فنجان قهوه هم میتواند مرحم دردم باشد دلباخته ی شعرَم و دگ
_تو را کلمه کردم
تا خودت را در کتابی با برگه های معطر حبس کنم
اما جوهر شروع به خون ریزی کرد
چشمان کم فروغ نویسنده که شاهد منزوی شکل این واقعیت بود
جسم او لرزید و کنار اشک های کلمه غلتید؛
با بی نظمی خاص و با لب های رنگ باخته
که در جایی پرت از آن زمان؛
با لبخند به جلوه گری پرداخت
با سر انشگتانش رد محبت را بر پیشانی جوهر کاشت
و بر گونه های سردش بغض را فرو فرستاد
و با مهارت دوباره شروع به رسم هنر غرق شده اش کرد
اما دیگر نه روحی برای واژه ها بود
و نه جوهری سر زنده؛
کلمه دوباره شروع به اشک ریختن کرد؛
نویسنده با لبخندی محزون اشک را پاک کرد و زیر آن نوشت!
" می توانست هرگز اینگونه نباشد ''