eitaa logo
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
3.2هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
701 ویدیو
6 فایل
#تابع‌قوانین‌ایتا🇮🇷 -کہکشانِ‌آندِرومِدا نزدیک‌ترین‌کہکشانِ‌مارپیچی‌به‌کہکشانِ‌راهہ‌شیری یہ‌جایہ‌دِنج‌مثلِ سیاره‌ی‌شازده‌کوچولو‌باگُلش( :🌙 -کپۍ؟نـہ‌خودت‌خلاق‌تری☁️'› ناشناس‌آندِرومِدا↶ https://daigo.ir/secret/926081658 -تبیلغات‌↶ @AND_621
مشاهده در ایتا
دانلود
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
فروغ فرخ زاد جواب میده :
من به تو خندیدم چون که می‌دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی‌دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان‌زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی‌خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را.. و من رفتم و هنوز سال‌هاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرارکنان می‌دهد آزارم و من اندیشه‌کنان غرق در این پندارم که چه می‌شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
مسعود قلیمرادی ادامه میده :
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
مسعود قلیمرادی ادامه میده :
او به تو خندید و تو نمی‌دانستی این که او می‌داند تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی از پی‌ات تند دویدم سیب را دست دخترکم من دیدم غضب‌آلود نگاهت کردم بر دلت بغض دوید بغض ِ چشمت را دید دل و دستش لرزید سیب دندان‌زده از دست ِ دل افتاد به خاک و در آن دم فهمیدم آنچه تو دزدیدی سیب نبود دل ِ دُردانه من بود که افتاد به خاک ناگهان رفت و هنوز سال‌هاست که در چشم من آرام آرام هجر تلخ دل و دلدار تکرارکنان می‌دهد آزارم چهره زرد و حزین ِ دختر ِ من هر دم می‌دهد دشنامم کاش آن روز در آن باغ نبودم هرگز و من اندیشه‌کنان غرق در این پندارم که خدای عالم ز چه رو در همه باغچه‌ها سیب نکاشت؟𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
جواد نوروزی خاتمه میده :
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
جواد نوروزی خاتمه میده :
دخترک خندید و پسرک ماتش برد که به چه دلهره از باغچه‌ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می‌خواست حرمت باغچه و دختر کم‌سالش را از پسر پس گیرد غضب‌آلود به او غیظی کرد این وسط من بودم سیب دندان‌زده‌ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندانِ تشنه‌ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام هر دو را بغض ربود دخترک رفت ولی زیر لب این را می‌گفت او یقیناً پی معشوق خودش می‌آید پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود مطمئناً که پشیمان شده بر می‌گردد سال‌هاست که پوسیده ام آرام آرام عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم همه اندیشه‌کنان غرق در این پندارند این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
_و حالا تنها در ادامه‌ی این مناظره شُعَرا(:🌱 راجب - سیب- میگه که:
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
_و حالا تنها در ادامه‌ی این مناظره شُعَرا(:🌱 راجب - سیب- میگه که:
دختری میخندید پسری دلهره داشت پسرک تند دوید شاخه ام را کاوید سیب سرخم را چید گامهایش تند کرد سوی دختر به شتاب سیب را داد به او دخترک میخندید باغبان خنده ی دختر را.سیب دندانزیده دستش را با هم دید پسرک دلهره داشت غضبالوده روان شد ز پی اش دست دختر لرزید سیب سرخش لغزید سالها میگذرد دخترک چشم به راه،پسرک کینه به دل باورم نیست که یک سیب؟ دیده ی دخترکی تر کرده،پسری را به تمنای وصالش کشته عشق پاکی به تباهی برده این همه ویرانی ز یک سیب برمی اید؟نکند امده است؟؟ سالها میگذرد باغبانم رفته.ریشه ام خشکیده. شاخه ام بشکسته ان پسر خردم کرد! تیشه اش را که به پایم میزد! زیر لب زمزمه کرد: کاش باغچه خانه ی شان سیب نداشت" 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂
『𝘼𝙣𝙙𝙧𝙤𝙢𝙚𝙙𝙖 ᡴꪫآنـܥ‌‌ܝ‌وܩِܥ‌‌ߊ』
_سارای و آیدین:)) 『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
به خان چوپان بگویید؛ دیگر به مغان باز نگردد! سارای او را سیل ربود و برد آن گل عُذارِ رعنا را🌊"𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂