نیلوفرِ آبی.
میگفت:«همیشه وقتی زیاد فکر میکنی گند میزنی، پس فکر نکن.» گفتم:«به چی فکر میکنم من؟» «به اینکه
گفتم:«جمعه حتی غذا هم روی عصابمه»
گفت:« تا کی اخلاقاتو گردن روز و ساعت میندازی؟»
`پازل.
نیلوفرِ آبی.
نوشت:«بیا و بمان! رهگذر که فروان است...»
خانم رضایی میگه : انقَدَر در آغوشم بمان که بوی تو از مزارم نرود.