آنالی عزیزم؛
دلم میخواهد برایِ آخرین بار محکم در آغوشت بگیرم و بعد برای همیشه از زندگی ات بروم..!
آنالی عزیزم؛
ترس را کنار میگذارم و قلبت را لمس میکنم. عشق میورزم و عشق میگیرم. دلم برای دوست داشتن های پر هیجان تنگ شده بود..
آنالی عزیزم؛
من در ابراز احساسات به آدم های دوست داشتنی زندگی ام؛ نهایت عجز و ناتوانی ام!
آنالی عزیزم؛
خنده های زیبایت مسبب حیات من است، پس لطفا لبخند بزن؛ بگذار احساس کنم که زنده ام.
آنالی عزیزم؛
احساساتم را در وجودم خفه میکنم و سکوت میکنم. تو اما به سکوتم گوش کن. دستانت را به من بده. بیا از این جهان تاریک به سمت ستاره ها فرار کنیم؛ شاید آنجا آدم های خوشحال تری باشیم..
آنالی؛
🌿` و نامه هایتان به آنالی:
💌
آنالی عزیزم؛
چرا هیچکس حواسش به دلم نیست؟!
☂
آنالی برایت مینویسد:
عزیزِ دورم؛ ان الله بصیر بالعباد را هرگز فراموش نکن! تو خدا را داری. تو خودت را داری. آرام باش چون تو درون قلبت منبع نور داری. تو روحی پر از جوانه داری و بهار نزدیک است. حتی اگر احدی در کتارت نبود، خودت مراقب قلبت باش؛ چون تو لایق بهترین هایی:)✨
آنالی عزیزم؛
در آنجایی که تو زندگی میکنی؛ آیا بغل کننده ای هست که به هنگام رنج تو را در آغوش بگیرد؟!
آنالی عزیزم؛
این روزها مدام باخودم درگیرم که آیا این پایان ماجرای من و توست یا نه؟ عقلم میگوید تمام شده و دلم تو را پس میزند. سلول به سلول بدنم اما تو را صدا میکند. تویی که رفته ای و "رفتنت رفتن جان است خودت میدانی"