آنالی عزیزم؛
این روزها مدام میخوابم، سرزنش میشوم و محکوم به تنبلی اما تنها خودم میدانم که من میخوابم چون علاقه ای به زندگی در بیداری، آن هم در دنیای فعلی ندارم.
آنالی عزیزم؛
تنهایی ام را سخت در آغوش گرفته ام و محال است که این گنج گرانبها را که پس از طی سالها رنج به دست آورده ام، از دست بدهم!
آنالی عزیزم؛
به وقتِ غم نه؛ اما به هنگام شادی هایم، جای خالی ات بیشتر احساس میشود زیرا دوست داشتم کنارم بودی تا خنده هایم را با تو تقسیم میکردم. راستی، به یاد می آوری که روزگاری تو صاحب تمام لبخندهایم بودی؟!