آنالی عزیزم؛
به وقتِ غم نه؛ اما به هنگام شادی هایم، جای خالی ات بیشتر احساس میشود زیرا دوست داشتم کنارم بودی تا خنده هایم را با تو تقسیم میکردم. راستی، به یاد می آوری که روزگاری تو صاحب تمام لبخندهایم بودی؟!
آنالی عزیزم؛
دوست داشتنت، شبیه نسیم خنک فروردین ماه است که قلبم را فتح و روحم را تازه میکند. تو مثل عطر گل محمدی دلنشینی، و یادت مفرح روح و مسبب سرسبزی قلب من است. تو فصل بهار منی!
آنالی عزیزم؛
من به هنگام بیدار شدن از کابوس های وحشتناک و تپش های تند و پرهراسِ قلبم یا به وقت گریه های از روی دلتنگی و مچاله شدنِ روحم به حضور تو در کنارم نیازمندم. من محتاج و دلتنگ نوازش های با محبت توام. لطفا به هنگام دل شکستگی هایم، به سراغم بیا و دست هایت را درون دست هایم گره بزن. بیا باهم فرار کنیم و به فضای میان ستارگان کوچ کنیم. شاید زندگی در دنیای بدون آدم ها زیباتر باشد!