eitaa logo
آنالی؛
72 دنبال‌کننده
41 عکس
1 ویدیو
0 فایل
[ آنالی: دارنده ی محبت ]
مشاهده در ایتا
دانلود
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا به حال خود نمیگذاری ...
آنالی عزیزم؛ دستاتو باز کن و دوباره بغلم کن. منِ خسته رو تو آغوشت جا بده و لبخند بزن. اجازه بده تا قبل از اینکه پاییز بیاد، من دوباره بهار رو احساس کنم.. لطفا بغلم کن!
آنالی عزیزم؛ غروب های اواخر شهریور شبیه پایان قصه ی من و توست. سنگین، دلگیر و طاقت فرسا...!
آنالی عزیزم؛ تنهایی‌ام را دوست دارم زیرا یادآوریِ خاطره‌هایمان بسیار دلنشین است.
آنالی عزیزم؛ مهر آمد ولی مهرِ تو از دل نرود.
آنالی عزیزم؛ آن احساسی که خرج تو کردم را هرگز به دیگری هدیه نخواهم داد.
آنالی عزیزم؛ پاییز است، هوا ابریست و جای تو بسیار خالی! من کنار همان بید مجنون، روی همان نیمکتِ پر خاطره نشسته ام و دفترچه ای که از تو به یادگار مانده را بازمیکنم و در یک صفحه سفید مینویسم: کاش وقتی در پاییز دلم شبیه انارها میترکد کسی باشد که چسب‌ زخمی بزند، مرهمی با خودش هدیه بیاورد و دوا کند این زخم‌های کهنه و عمیقِ جانم را. کاش کسی از راه برسد، شبیه نسیم نوازشم کند و بگذارد این ابرِ کوچکی که در گلویم نهفته است، ببارد و کویر قلبم را آب‌ پاشی کند. امید است در زمستان، لابه‌لای ترک‌های قلبمان، نرگسی بروید و ما نیز شبیه برگ‌های زرد، مست شویم و روی خاک‌های خیس خورده که بوی نم باران میدهد، تلوتلو بخوریم. کاش میشد این پاییز مست شویم و عاشق. کاش از عشق، کمی نیز نصیبِ دلِ ترک خورده‌ی ما میشد. کاش کسی می‌آمد و رخصت میداد که عاشق شویم، که به قول حضرت سعدی: "خوش تر از دوران عشق ایام نیست!" زمان را از یاد بردم. دیرم شده است و علی‌رغم میل باطنی‌ام باید بروم. اشک هایم کلمات را میبوسند و جای خالی ات، نبودنت را به من یاداوری میکند. زمزمه میکنم: "به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد.." و چنان میروم گویی که هرگز نبوده ام...!
آنالی عزیزم؛ پاییز مرا به در آغوش کشیدنت مجبور میکند.
آنالی عزیزم؛ من هنوز تو را احمقانه و صادقانه میپرستم.
آنالی عزیزم؛ نیستی اما مهرت در جانم جولان میدهد.