آنالی عزیزم؛
میگذارم که تو در من به پایان برسی و چه سخت است که آدمی محبوبش را در قلبش به خاک بسپارد!
آنالی عزیزم؛
من در قمار چشمانت باخته ام و در این جنگ تنبهتن زخمی شده ام. ببین مرا به کجا رسانده ای که ز دشمن طلب یاری دارم..!
آنالی عزیزم؛
ستاره ای پرفروغ میان چشمانت میدرخشید و به نظر میرسید که او غمی بود ناشی از یک عشق نافرجام.