آنالی عزیزم؛
پس زده شدن توسط تو اتفاقیست غمگین که من بارها این مسیر را رفته ام ولی به مقصد نرسیدم!
آنالی عزیزم؛
چه سخت است که یک تنه بار عشقی را به دوش بکشی که محبوبت نه آن را میبیند و نه میخواهد!
آنالی عزیزم؛
نیمه شب ها قبل از خواب به تو فکر میکنم، شبها خوابت را میبینم و صبح اولین چیزیکه در ذهن و قلبم تداعی میشود، خاطرِ توست!
آنالی عزیزم؛
کهنه شعری، نرگسِ خشکی، کوتاه نامهای یا چایِ بهار نارنجِ خوش عطری برایم هدیه بیاور که خزان بار سفر بسته و ما در حسرت دیدار شماییم..