آنالی عزیزم؛
نیمه شب ها قبل از خواب به تو فکر میکنم، شبها خوابت را میبینم و صبح اولین چیزیکه در ذهن و قلبم تداعی میشود، خاطرِ توست!
آنالی عزیزم؛
کهنه شعری، نرگسِ خشکی، کوتاه نامهای یا چایِ بهار نارنجِ خوش عطری برایم هدیه بیاور که خزان بار سفر بسته و ما در حسرت دیدار شماییم..
آنالی عزیزم؛
میشناسمت،
از گذشته های دور، از زمان های قدیم؛
و چنان دوست دارمت،
که گویا عشق در برابر احساسم سجده میکند.