آنالی عزیزم؛
تاریکی های وجودت رو بسپار به دست شب و با یه چمدون پر از نور، سفر کن به عالم رویا. شبت اروم~
آنالی عزیزم؛
دلم تنگ است برای یک گفتوگوی طولانی، در یک عصر زمستانی، که هوا سرد باشد و آسمان نیمه ابری. دلم لکزده برای وقتیکه عطر چایِ تازه دم، نوک بینیِ قرمز شدهات را نوازش میکند و تو چنان زیبا میخندی که در میانهی زمستان، غنچه ها میشکفند. بیشتر بخند عزیزم؛ تمام دارایی من خنده های توست. بیشتر بخند.
Alireza Ghorbani - سخاموزیکAlireza Ghorbani - Ham Gonah.mp3
زمان:
حجم:
9.7M
خندههای تو مرا باز از این فاصله کشت؛
آنالی عزیزم؛
برای من و تو، فراق، یک وصلهی ناجور است. دوری زهر است و فاصله، باتلاقی ترسناک. دلتنگی برایمان سم است. انتظار مضر است و جدایی، ویرانکننده. چیزی که به من و تو میآید، آغوش است و وصال است و بوسهای ناگهانی بر روی پیشانی. به من و تو فقط و فقط عشق میآید و لاغیر.
آنالی عزیزم؛
گاهی با خودم فکر میکنم که نکند یک روز، خدا هم از دست ناله ها و گریههای همیشگیام خسته شود؟
آنالی عزیزم؛
رنج ها رشد دهندهاند و شادیهای کاذب، زمان را سرکوب میکنند و تو را راکد. امید را به زور در کولهپشتیات جای بده و مسیر را دنبال کن، تو برای خوشبختی آفریده شدهای.
آنالی عزیزم؛
در زمان های قدیم، گفته بودی که برای تولدِ شکوفهها میآیی؛ به انتظار بهار بمانم یا نه؟