اسمش محمد حسین و فامیلش نائینی بود.
او یک دهه هشتادی بود و متولد 1381/10/11
محلِ تولدش ناجیآباد کاشان است.
محمد حسن یه تدوینگر و ادیتورِ حرفهای و عکاسِ خیلی ماهری بود؛
علاوه بر این ، جزو کادر یگان تکاوری 122 استان قم هم بود.
محمدحسین یک طلبه بود
و او بر زبان انگلیسی بسیار وارد و مسلط بود؛
شهید محمدحسین نائینی تأکیدِ زیادی به احترام نسبت به پدر و مادر داشت..!
سرآنجام ایشان در تاریخ 1404/02/22
در جاده قدیم قم_تهران ، با قاچاقچیان درگیر شد و به شهادت رسید...💔
مزارِ پاکِ این شهید دهه هشتادی ، گلزار شهدای دارالسلام کاشان است...
شهیدمحمدحسیننائینی
🖼 اول عکس رو ببینید بعد مطلب را بخوانید.
🔸این عکس شیرزن مازنی است که پسر غواصش در لشکر ۲۵ کربلا روزگاری در برابر متجاوزین به خاک وطن در عملیات کربلای ۴ حماسه آفرید و پیکرش مفقود شد.
بعد از تفحص پسرش، مادر شهید محمدصادق رضایی بعد ۹ سال چشم انتظاری در سال ۱۳۷۴، خودش بدون هیچ همراهی به محوطه سپاه کربلا میرود، و بعد از تحویل گرفتن استخوانهای پسرش؛ سر پسرش را بالای سرش میگذارد و میگوید:
✨سر پسرم فدای پیکر بی سر پسر فاطمه!
و به عکاس حاضر میگوید:
✅ چرا گریه میکنی! از من و پسرم عکس یادگاری بگیرید.
اینگونه این تصویر حماسی خلق شد.
وقتی در منطقه گیلان غرب حقوقش را میگیرد دوستش را صدا میزند و سه آدرس برای او مینویسد که حقوق را بین این خانواده های نیازمند تقسیم کند.
میخواست دیگری این کار را انجام دهد که باعث شرمندگی و منت نیازمندان نشود.
شاید یکی از دلایلی که در عملیاتها، ترس و ناراحتی در وجود ابراهیم راه نداشت به خاطر عمل به این آیه بود:
الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يَتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنَّا وَلَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، سپس به دنبال انفاقی که کردهاند منت نمیگذارند و آزاری نمی رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان محفوظ است. نه ترسی دارند و نه ناراحت میشوند. 📖(بقره۲۶۲)
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#شهیدابراهیمهادی