eitaa logo
عربی دان (آموزش زبان عربی)
386 دنبال‌کننده
15 عکس
2 ویدیو
7 فایل
قال الصادق علیه السلام: تَعَلَّمُوا اَلْعَرَبِيَّةَ فَإِنَّهَا كَلاَمُ اَللَّهِ اَلَّذِي كَلَّمَ بِهِ خَلْقَهُ 🔊 تدریس کتابهای درسی حوزه 📖 نکاتی درباره متن خوانی صحیح ✍️ نکات ادبی قرآن و روایات و... 📌 اگر نکته ای بود پیام بدهید (خانی) @admin_kh568
مشاهده در ایتا
دانلود
✅️ توضیح المقاصد و المسالك بشرح الفیّة ابن مالك 📖 تالیف: بدرالدین الحسن بن قاسم المرادي المعروف بابن امّ قاسم (وفات: عید فطر ۷۴۹ق) ✍️ کتاب "توضیح المقاصد و المسالك" یکی از شروح مهم الفیه ابن مالک است که به تحقیق "احمد محمّد عزوز" توسط انتشارات المکتبة العصرية (بيروت)، در ۳ جلد به تاریخ ۱۴۲۶ق (۲۰۰۵ م) منتشر شده است. ▫️ این کتاب به شرح المرادی و شرح ابن امّ قاسم معروف است و در بعضی چاپها، به عنوان "شرح المرادی علی الفیة ابن مالك"(تصویر بالا) منتشر شده است. 📌مؤلف در این اثر به دلیل رغبتی که در معلوم شدن قول درست و راجح داشته، به ذکر بسیاری از اختلافات و آرای نحوی به‌همراه ادله آنها پرداخته است و کتاب از این حیث، کتاب مفصلی است. از مزایای دیگر این اثر، ذکر و نقل بسیاری از اقوال و نظرات دیگران در آن است. علاوه بر این، کثرت استشهادات نویسنده این اثر به آیات قرآن کریم (حدود ۴۷۰ آیه بدون تکرار)و حدیث شریف (۳۹ مورد) و شعر (حدود ۶۰۰ بیت) از دیگر مزایای این شرح است. 🔺️ قابل ذکر است که اشمونی در شرح خود بر الفیه از برخی عبارات شرح مرادی استفاده کرده است، بدون اینکه به نام وی اشاره کند. 📚 از دیگر آثار مرادی می توان به این موارد اشاره نمود: ۱. اعراب القرآن ۲. تفسیر القرآن ۳. شرح الاستعاذة والبسملة ۴. شرح التسهیل لابن مالک ۵. شرح الحاجبیة النحوية لابن حاجب ۶. شرح المفصل للزمخشری ۷. شرح الجزولیة لعیسی بن عمر الجزولی ۸. شرح الفصول لیحیی بن عبد المعطی ۹. معنی لو ۱۰. کلّا و بلی ۱۱. الجنی الدانی في حروف المعاني 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2
✅️ دیدگاه شارحان الفیة ابن مالک درباره قید "کاستقم" در بیت زیر: کلامُنا لفظ مفید کاستقم واسم و فعل ثم حرف الکلم ❓️پرسش: آیا قید "کاستقم" جزیی از تعریف کلام است و به واسطه آن، چیزی از تعریف کلام خارج می شود (فصلِ تعریف است)، یا اینکه تنها یک مثال است و تعریف کلام منحصر در عبارت "لفظ مفید" است؟ ✅️ پاسخ: برخی از شارحان الفیه ابن مالک، معتقدند که قید کاستقم فصل تعریف است و دلالت بر مقصود بودن کلام دارد و به واسطه آن "لفظ مفید غیر مقصود" از تعریف کلام خارج می شود، و برخی بر این باورند که این قید، جزء تعریف نیست و مثالی است که ابن مالک پس از تعریف کلام (لفظ مفید)، ذکر کرده است. ⬅️ در ادامه به اقوال شارحان الفیه اشاره می شود: ✍️ بدرالدین حسن بن قاسم مرادی: وقوله: "کاستقم" تمثیل للکلام الاصطلاحي بعد تمام حدّه، لا تتمیم للحدّ. 📚 منبع: توضیح المقاصد و المسالك، ج ١، ص ٢٤. ⬅️ مطابق نظر مرادی، "کاستقم" مثال است و جزء تعریف کلام نیست. ✍️ جلال الدین سیوطی: و اشار الی اشتراط کونه مقصوداً لیخرج ما ینطق به النائم و الساهي و نحوهما بقوله: "کاستقم"، اذ من عادته اعطاء الحکم بالمثال. 📚 منبع: البهجة المرضية في شرح الالفية، ص ٨. ⬅️ سیوطی "کاستقم" را جزء تعریفِ کلام می داند و معتقد است این قید به معنای "مقصود بودن" است، و تعریف کلام چنین است: "لفظ مفید مقصود" و با قید مقصود، آنچه نائم و ساهی تلفظ می کنند از تعریف کلام خارج می شود، چون مقصود نیست. ✍️ ابن طولون (شمس الدین محمد بن علی بن طولون): و قوله: "کاستقم" مثال للکلام بعد تمام حدّه... لا من تتمیم الحدّ. 📚 منبع: شرح ابن طولون علی الفیة ابن مالك، ج ١، ص ٤٢. ⬅️ ابن طولون، قید "کاستقم" را مثال برای کلام می داند، نه جزء تعریف کلام. ✍️ ابن عقیل (عبدالله بن عبدالرحمن بن عقیل): الکلام المصطلح علیه عند النحاة عبارة عن "اللفظ المفید فایدة یحسن السکوت علیها"، فاللفظ جنس یشمل الکلام والکلمة و الکلم، و یشمل المهمل ک"دیز" والمستعمل ک"عمرو"، ومفید اخرج المهمل، و "فائدة یحسن السکوت علیها" اخرج الکلمة و بعض الکلم، وهو ما ترکب من ثلاث کلمات فاکثر و لم یحسن السکوت علیه، نحو: ان قام زیدٌ. ...فاستغنی بالمثال (کاستقم) عن ان یقول "فائدة یحسن السکوت علیها" فکانّه قال: الکلام هو اللفظ المفید فائدة کفائدة استقم. 📚 منبع: شرح ابن عقیل، ج ۱، ص ۱۳. ⬅️ ابن عقیل قید "کاستقم" را جزء تعریف می داند و معتقد است کلام لفظ مفیدی است که سکوت بر آن نیکوست، به عقیده ابن عقیل "کاستقم" فصل تعریفِ کلام است و "کلمه" و نیز عباراتی مانند "ان قام زید" را از تعریف کلام خارج می کند. ✍️ ابن ناظم (بدرالدین محمد بن محمد بن مالک): الکلام عند النحویین هو اللفظ الدالّ علی معنی یحسن السکوت علیه، و هذا ما أراد بقوله: "مفید کاستقم"، کأنّه قال: الکلام لفظ مفید فائدة تامّة یصحّ الاکتفاء بها کالفائدة في استقم، فاکتفی عن تتمیم الحدّ بالتمثیل. 📚 منبع: شرح الفیّة ابن مالک لابن الناظم، ص ۶ ⬅️ همانگونه که از متن فوق معلوم می شود، ابن ناظم قید "کاستقم" را جزء تعریف می داند و معتقد است ابن مالک به جای قید "فائدة تامّة یصحّ الاکتفاء بها" از مثال "کاستقم" استفاده کرده است. ✍️ احمد عبدالفتّاح المکودی: ... وشمل قوله "مفید" الفائدة التي یحسن السکوت علیها و هي الترکیبیّة، و فائدة دلالة الاسم علی مسمّاه کزید، ولذلك احتاج الی اخراج الثاني بقوله: کاستقم، فالمثال تتمیم للحدّ لا مثال بعد تمام الحدّ. 📚 منبع: شرح المکودی علی الالفیة، ص۱۱ ⬅️ مکودی قید "کاستقم" را جزء تعریفِ کلام می داند، و معتقد است این قید کلمات مفردی که دلالت بر معنا دارند و از این جهت مفید محسوب می شوند (مانند زید) را از تعریف کلام خارج می کند. ادامه دارد... 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2
✅️ درباره "مفعول مطلق": عیّن الجملة التي فيها المفعول المطلق: ١. و مَن یُطِع اللهَ فقد فازَ فوزاً عظیماً ٢. اِنَّ کثیراً من الناسِ عن آیاتنا لَغافِلون ٣. قد أنزلَ اللهُ اِلَیکم ذِکراً ٤. اُطِیعُ اُمّي اِکراماً لها پاسخ: گزینه ۱ ✾•┈┈••📚☆✦❀✦☆📚••┈┈•✾ 📖 توضیح کوتاه: در گزینه ۱، "فوزاً" مصدر فعل "فاز" است و "مفعول مطلق نوعی" به شمار می‌آید. 📖📖 توضیح کامل: 🔸 گزینه ١: مفعول مطلق، مصدری است که بعد از فعل (یا وصف یا مصدر) می‌آید به منظور تأکید آن فعل یا بیان نوعِ فعل و یا بیان عددِ فعل. مفعول مطلق لفظاً با عامل خود مطابقت دارد. در این گزینه، "فوزاً" مصدر است که با فعل خود "فازَ" در لفظ مطابقت دارد و چون موصوف است و "عظیماً" صفت اوست، "مفعول مطلق نوعی" محسوب می‌شود. 🔸 گزینه ۲: "کثیراً" اسم اِنَّ و "لَغافلون" خبر آن است. 🔸 گزینه ۳: در این گزینه "ذکراً" مفعول به برای فعل انزلَ است. 🔸 گزینه ۴: اِکراماً در این گزینه، مصدر و مفعول له است، و علّت فعل ما قبل را بیان می‌کند: "مادرم را اطاعت می‌کنم به خاطر گرامی داشت او". 🍀📘📔📕🍀 ⬅️ در مبادئ العربیّة، قسمت نحو بحث "مفعول مطلق" آمده است: 📌 المفعول المطلق هو مصدرٌ یذکر بعد فعلٍ من لفظه لتأکیده أو بیان نوعه أو عدده، نحو: "قتل الحارسُ اللصَّ قتلاً" و "اصبر صبراً جمیلاً" و "دقّت الساعةُ دقّتین". ج ۴، ص ۱۳۶. 📌 عامل المفعول المطلق ثلاثةأنواع: ۱. الفعل، نحو: "فرحتُ فرحاً" ۲. الوصف، نحو: "رأیتُك مجتهداً اجتهاداً" ۳. المصدر، نحو: " سررتُ بجِدّك جِدّاً في طلب العلم". ج ۴، ص ۱۳۷. 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2 /عربی دان
659b8190b02c5-10315-13-8.pdf
حجم: 417.3K
📌 در مقدمه کتاب البهجة المرضیة آمده است: احمدك اللهم علی نِعَمك و آلائك.. ❓️ چه فرقی بین نِعَم و آلاء وجود دارد؟ ✅️ این مقاله به بیان تفاوت میان نِعَم و آلاء پرداخته است. 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2 / عربی دان
🔺️ حکایت: مردی به در خانه عالمی نحوی رفت تا حال برادر وی را جویا شود، و از ترس این که مبادا در سوال خود مرتکب غلط اعرابی شود با زرنگی چنین گفت: "اخاک، اخیک، اخوک، هاهنا؟". عالم نحوی نیز در پاسخش گفت: "لا، لی، لو".😄 📚 منبع: اخبار الحمقی و المغفلین، ص ۱۲۳. 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2 / عربی دان
✅️ آیت الله هاشمی شاهرودی رحمة الله علیه: 🔸️یکی از خصوصیات مقام معظم رهبری (امام شهید) آن است که وقتی آیه قرآن یا حدیثی در اختیارشان قرار می گیرد، ابتدا آن را تحلیل ادبی می کنند و سپس نکته جالبی از آن برداشت میکنند که هر عالمی توان استخراج آن را ندارد. 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2
✅️ نحوه صحیح خواندن اسمِ بعد از اسم منقوص مرفوع: 📚 گاهی در یک عبارت، یک اسم منقوص که دارای اعراب رفع (تقدیری) است (مثل: قاضِیٌ = قاضٍ) ذکر می شود و بعد از آن، اسم دیگری نیز می آید، بدون آنکه عاملی اقتضای مجرور کردن آن اسم دوم را داشته باشد، یعنی آن اسم دوم مجرور به حرف جرّ و مجرور به اضافه نیست، در این صورت آن اسم دوم را نباید "مجرور" خواند. ▫️مانند: "بَلْ یَجِبُ أنْ یکونَ لَه مَعانٍ مُتَعَدِّدَةٌ" در این عبارت واژه "متعدّدة" باید به صورت مرفوع خوانده شود و مجرور خواندن آن صحیح نیست؛ زیرا واژه "متعدّدة" صفت برای "معانٍ" است، و معان اسمِ موخّر "یکون" و "له" خبر مقدّمِ "یکون" است، و می دانیم اسم یکون مرفوع است. بنابراین: "معانٍ" اسمِ یکون و تقدیراً مرفوع است و در اصل، معانیٌ بوده که پس از اعلال و تغییر و تحولاتی، به معانٍ تبدیل شده است. بنابراین تنوین "معانٍ" نباید موجب غفلت از اعراب اصلی آن (رفع) شود و ما را به اشتباه بیندازد، و موجب شود ما "متعدّدة" را همچون شکل ظاهری "معانٍ"، به صورت مجرور و با تنوین کسره بخوانیم. خلاصه آنکه: - عبارت صحیح چنین است: بَلْ یَجِبُ أنْ یکونَ لَه مَعانٍ مُتَعَدِّدَةٌ (به رفع)✅️؛ زیرا متعدّدة صفت برای معانٍ است و از اعراب آن تبعیت کرده و مرفوع شده است. - و مجرور خواندن "متعدّدة"، نادرست است: معانٍ متعدّدةٍ❌️ 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2 / عربی دان
✅️ درباره اسناد فعل به فاعل اسم ظاهر مثنی یا جمع: ✍️ در الفیّة ابن مالك آمده است: وَ جَرِّدِ الْفِعْلَ اِذا ما أُسْنِدا لِاثْنَیْنِ اَوْ جَمْعٍ کَفازَ الشُهَدا. یعنی: اگر فعل به فاعلِ اسمِ ظاهرِ مثنی یا جمع نسبت داده شود، فعل باید مجرّد (خالی) از ضمیر تثنیه یا جمع بیاید، مانند: فاز الشهداء ( الشهداء فاعل اسم ظاهر جمع است، لذا فعل فاز بدون علامت جمع آمده است و "فازوا" گفته نشده است). این لغتِ مشهور است. ❓️ آیا اگر گفته شود: "فازوا الشهداء" غلط است؟ برخی می گویند: در مواردی که در کلام عرب عباراتی این چنین آمده باشد به دو صورت قابل توجیه است: ۱. "واو" در "فازوا" فاعل است و "الشهداء" بدل از آن است. ۲. "الشهداء" فاعل است و "واو" در "فازوا" حرفی است که دلالت بر جمع بودن فاعلِ مابعد دارد. 📚 منبع: البهجة المرضیة، ص ١٢٨، بحث فاعل. ✾•┈┈••📚☆✦❀✦☆📚••┈┈•✾ ⬅️ در تصویر فوق که مربوط به نسخه خطی شماره ۶۳۰۵ کتابخانه سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری) از کتاب ارشادالطالبین الی نهج المسترشدین تالیف فاضل مقداد سیوری است، در قسمت مشخص شده چنین آمده است: "اجابوا المتکلّمون عن الاوّل" 🔸️ روشن است که این عبارت (که توسط کاتب نسخه در حاشیه افزوده شده) مطابق لغت مشهور، نادرست است و باید به صورت "اجاب المتکلّمون" باشد، البته دو توجیه ذکر شده در بالا، در این عبارت نیز قابل ذکر است. 📌 البته هنگام تصحیح نسخ خطی لازم است مطابق لغت مشهور عمل شود و عبارت "اجاب المتکلّمون" به جای "اجابوا المتکلّمون" در متن قرار داده شود. 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2 / عربی دان
✅️ "مواضع اضمار اِنْ شرطیه" قال امیر المومنین علی علیه السلام: "اِرْحَمْ تُرْحَمْ". این عبارت، بخشی از سخنان امیرالمومنین علی علیه السلام به "نَوف بِکالی" است. 📚 منبع: الامالی (للصدوق)، ص ۲۰۹. قاعده: ✍️ اگر فعل مضارع جواب طلب (امر، نهی، استفهام، تمنّی،ترجّی، عرض و تحضیض) قرار گیرد، مجزوم به اِنْ شرطیه مقدر می شود، با دو شرط: ۱. فعل مضارع مقترن به فاء سببیت یا واو معیت نباشد. ۲. فعل اول (فعل طلب) سبب برای فعل دوم (فعل مضارع) باشد. 🔺️ با توجه به این قاعده، در حدیث "اِرْحَمْ تُرْحَمْ"، چون فعل مضارع "تُرْحَمْ" بعد از فعل طلبِ "اِرْحَمْ" (فعل امر) آمده و دو شرط فوق نیز وجود دارد، جواب شرط محذوف است و مجزوم شده است، به تقدیر: "اِرْحَمْ [اِنْ تَرْحَمْ] تُرْحَمْ". یعنی: رحم کن، اگر رحم کنی، مورد رحمت قرار می گیری. ✾•┈┈••📚☆✦❀✦☆📚••┈┈•✾ 📌 در کتاب الهدایة في النحو، ص۳۰۱ و ۳۰۲ درباره قاعده فوق چنین آمده است: قد یجزم الفعل المضارع باِنْ الشرطیة المضمرة اذا وقع جواباً للطلب و هو الامر و النهي و الاستفهام و التمنّي و الترجّي و العرض و التحضیض. اعلم انّه یشترط في اضمار اِنْ أن لا يكون المضارع مقترناً بفاء السببیة او واو المعیة و أن یکون الاوّل سبباً للثاني. 🔹️تذکر مهم: اینکه گفته شد در مواردی که فعل مضارع بعد از طلب، مجزوم می شود (با دو شرط مذکور)، اِن شرطیه به همراه فعل شرط مقدر است، این دیدگاه جمهور نحویین (به تعبیر ابن هشام در مغنی الاریب، ص ۱۶۹) و مشهورترین آراء (به تعبیر عباس حسن در النحو الوافی ج۴ ص۳۷۶) است، و علاوه بر این دیدگاه، نظرات دیگری نیز درباره علت جزم فعل مضارع بعد از طلب، بیان شده است. فراجع: مغنی الاریب، ص ۱۶۹ النحو الوافی، ج ۴، ص ۳۷۶ 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2 / عربی دان
✅️ "درباره استثناء": ❓ در بیان امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمود: "إنّه لیسَ شیءٌ بشرٍّ من الشرِّ إلّا عقابه و لیس شیءٌ بخیرٍ من الخیرِ إلّا ثوابه" دو کلمه "عقاب و ثواب": ١. مستثنای مفرّغ بوده و تابع اعراب مستثنی منه می‌باشند. ٢. مستثنای منقطع بوده و واجب النصب می‌باشند. ٣. واجب النصب می‌باشند. ٤. نصب و رفع در آن دو جایز است. پاسخ: گزینه ۴ ✾•┈┈••📚☆✦❀✦☆📚••┈┈•✾ 📖 توضیح کوتاه: در استثنای تامّ (که مستثنی منه در کلام ذکر شده است) و متّصل (که مستثنی از جنس مستثنی منه است) و غیر موجب (که ادات نفی یا نهی یا استفهام در کلام ذکر شده است)، نصب مستثنی و رفع آن هر دو جایز است. بنابراین گزینه ۴، پاسخ صحیح است. 📖📖 توضیح کامل: 🔸 گزینه ١: استثناء مفرّغ به استثنایی گفته می‌شود که مستثنی منه در کلام ذکر نشود. کلمه "شیء" در این حدیث، مستثنی منه است، بنابراین استثناء مفرّغ نیست. 🔸 گزینه ۲: استثناء منقطع استثنایی است که مستثنی از غیر جنس مستثنی منه باشد، در حالی که در این حدیث، "عقاب و ثواب" از جنس "شیء" هستند. 🔸 گزینه ۳: مستثنی در صورتی واجب النصب است که: - متّصل موجب باشد - منقطع باشد، چه موجب و چه غیر موجب - مستثنی منه مقدّم شود چه متّصل و چه منقطع. در حالی که حدیث مذکور، هیچ یک از موارد بالا نیست، بلکه متّصل غیر موجب است. 🔸 گزینه ۴: در صورتی که استثناء تامّ متّصل غیر موجب باشد، در مستثنی دو اعراب جایز است" ۱: نصب بنا بر استثناء، ۲: رفع بنا بر بدلیّت (بدل بعض از کلّ) از مستثنی منه، هر چند بدلیّت رجحان دارد. در این حدیث مستثنی منه ذکر شده است (شیء) و استثناء متّصل است، چون عقاب و ثواب از جنس شیء هستند، و کلام به جهت تقدّم "لیس" منفی (و غیر موجب) است، بنابراین کلمه عقاب و ثواب هم می‌تواند منصوب شود بنابر استثناء، و هم مرفوع شود بنا بر بدلیّت (بعض از کلّ) از مستثنی منه (شيء) که به جهت اینکه اسم لیس است، مرفوع است. 🍀📘📔📕🍀 ⬅️ در مبادئ العربیّة، قسمت نحو بحث "استثناء" آمده است: 📌 ینصب المستثنی بـ «إلّا» في ثلاثة مواضع: ۱. إذا کان الاستثناء متّصلاً موجباً (أي غیر مسبوق بنفي أو نهي أو استفهام انكاري). ٢. إذا كان الاستثناء منقطعاً موجباً أو غیر موجب. ۳. إذا تقدّم المستثنی منه سواء کان متّصلاً أو منقطعاً. ج ۴، ص ۲۸۴. 📌 یترجّح جعلُ المستثنی بدلاً من المستثنی منه إذا کان الاستثناء متّصلاً غیر موجب، نحو: "ما قام القومُ إلّا زید"، فإنّ ما بعد إلّا بدل بعض من کلّ و قد ینصب علی الاستثناء، فیقال: "ما جاء القومُ إلّا زیداً". ج ۴، ص ۲۸۵. 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2 / عربی دان
✅️ "درباره نون تأکید": ❓"لا تحسبنَّ .... عین الله نائمة"، عیّن الخطأ للفراغ: ١. أنتَ ٢. أنتنَّ ٣. أنتِ ٤. أنتُم پاسخ: گزینه ۲ ✾•┈┈••📚☆✦❀✦☆📚••┈┈•✾ 📖 توضیح کوتاه: انتُنَّ ضمیر صیغه ۱۲ است و فعل متناسب با این ضمیر، همراه با نون تأکید، تحسبنانِّ است. بنابراین "لا تحسبنَّ انتنَّ ..." نادرست است، و پاسخ، گزینه ۲ است. 📖📖 توضیح کامل: 🔸 گزینه ١: اگر تحسبنَّ را به فتح باء بخوانیم "تحسبَنَّ"، صیغه ۷ فعل مضارع موکَّد به نون تأکید است، که با ضمیر انتَ متناسب است. بنابراین این گزینه صحیح است. 🔸 گزینه ۲: فعل تحسبُ متناسب با ضمیر انتنَّ، همراه با نون تأکید، "تحسبنانِّ" است، بنابراین ضمیر انتنَّ با فعل تحسبنَّ متناسب نیست. 🔸 گزینه ۳: اگر تحسبنَّ را به کسر باء بخوانیم "تحسبِنَّ"، صیغه ۱۰ فعل مضارع موکَّد به نون تأکید است که با ضمیر أنتِ متناسب است. تحسبینَ + نَّ = تحسبِنَّ. لا تحسبِنَّ أنتِ...بنابراین این گزینه صحیح است. 🔸 گزینه ۴: اگر تحسبنَّ را به ضمّ باء بخوانیم "تحسبُنَّ"، صیغه ۹ فعل مضارع موکَّد به نون تأکید است که با ضمیر انتُم متناسب است. تحسبونَ + نَّ = تحسبُنَّ. لا تحسبُنَّ أنتُم...بنابراین این گزینه صحیح است. 🍀📘📔📕🍀 ⬅️ برای مطالعه بحث نون تأکید رجوع کنید به: مبادئ العربیّة، قسمت صرف، ج ۴، ص ۸۹ تا ۹۱. 🔸️▫️🔹️ https://eitaa.com/Arabi_dan2 / عربی دان