🌑 ریشههای خاندان Valencia–Marín
🩸 آغاز داستان (۵۰۰–۷۰۰ میلادی)
Evaristo Valencia در سال 510 میلادی به دنیا آمد. او یک جنگجوی پرآوازه در ایبری (اسپانیا امروزی) بود. در جوانی به دنبال قدرتی فراتر از انسان بود تا قبیلهاش را در برابر دشمنان محافظت کند.
در یکی از نبردها، او توسط یک موجود خونآشام باستانی (که از روم باقی مانده بود) زخمی شد و برای نجات خود ناچار شد از خون او بنوشد. این لحظه آغاز خط خون ومپایر اصیل Valencia شد.
Beatriz Valencia (جادوگر قدرتمند و همسر Evaristo) برای جلوگیری از نابودی شوهرش، با جادوی ممنوعه پیوندی میان خون، روح و سایه برقرار کرد. همین باعث شد او نه فقط یک ومپایر، بلکه نخستین ومپایر اصیل خاندان شود.
Beatriz خود به واسطهی جادوی خونش آلوده شد و نیمهجاویدان گشت: هم جادوگر، هم با نشانههایی از خونآشامی.
🐺 شاخهٔ گرگینهها (۶۰۰ میلادی)
Alfonso Marín در 605 میلادی متولد شد، او از نسل گرگینههای باستانی شبهجزیره ایبری بود.
در یکی از جنگها، پس از شکست سهمگین، با خون Evaristo تماس پیدا کرد. خون اصیل او با خون گرگینه ترکیب شد و Alfonso تبدیل به یکی از نخستین هیبریدهای گرگینه–ومپایر شد.
همسرش، Graciela Marín، گرگینهای خالص بود که هیچگاه اجازه نداد خونش آلوده شود، اما نسل بعد را با خون وحشی خود تقویت کرد.
🔮 اتحاد خون و جادو
با گذر زمان، اتحاد بین Valencia (جادوگر–ومپایر)
و Marín (گرگینه–ومپایر) دو شاخهٔ قدرتمند ایجاد کرد:
1. ومپایر–جادوگرها → میراث Beatriz، Catalina، Aurelia.
2. ومپایر–گرگینهها → میراث Alfonso، Rodrigo، Ana، Seryphine.
3. ومپایر اصیل خالص → Lucas Marco
(تنها دو وارث مستقیم قدرت Evaristo بدون آمیختگی جادو یا خون گرگ).
4.گرگینه ها → Graciela, César
🌘 اولین نفرین
اتحاد خونین Evaristo و Beatriz خشم جادوگران باستان را برانگیخت.
گفته میشود خانواده Valencia–Marín محکوم شدند که هرگز از سایهٔ مرگ فرار نکنند:
هر فرزندی که متولد شود، در نهایت یا باید بین خون جادو، خون گرگ یا خون ومپایر یکی را انتخاب کند.
هیچکس در خاندان نمیتواند انسان باقی بماند.
اجداد ما قرنها پیش از مایکلسونها تبدیل شدند.
این باعث میشد خاندان Valencia–Marín یک خط خون موازی و رقیب اصیلها باشند.
داستان تبدیلمان ترکیبی از جادو ممنوعه، خون وحشی گرگینهها و خون اصیل رومیها است.
🕰️ بعد از تولد نسل جدید – دوران زندگی در انگلستان
📜 مهاجرت خانواده
بعد از تولد Lucas، Aurelia، Ana و Seryphine، خانواده Valencia–Marín به دلایل امنیتی و جادویی از اسپانیا به انگلستان نقل مکان کردند.
علت اصلی: دشمنیهای قدیمی با جادوگران ایبری و شکارچیان خونآشام که نسل به نسل دنبال خانواده بودن.
Catalina و Rodrigo تصمیم گرفتن جایی برن که قدرت خاندان کمتر شناخته بشه.
🏰 خانه جدید
خانواده در یک عمارت ویکتوریایی بزرگ در حاشیهی لندن ساکن شدند.
این عمارت توسط Valeria (خاله) با طلسمهای جادویی محافظت شد تا هیچ شکارچی یا جادوگری نتونه رد خونمون رو بزنه.
توی زیرزمین این عمارت کتابخانهی مخفی و اتاق تمرین جادو ساخته شد.
حیاط پشت عمارت مثل یک جنگل کوچیک بود که Alfonso و Graciela برای آموزش گرگینهها استفاده میکردن.
🌙 زندگی در انگلستان
ما دوران نوجوانی و جوانیمان را با ظاهر انسانی در جامعه انگلیسی و زندگی ماورایی در خانه گذراندیم.
ما به مدرسههای قدیمی انگلیسی میرفتیم، ولی همیشه با بقیه فرق داشتیم (زیبایی غیرعادی، اعتماد به نفس، هوش و قدرت).
Lucas سریع محبوب شد
Ana همیشه در کتابخانه مدرسه گم میشد
Seryphine با همه دعوا میکرد
(Aurelia) همیشه مرموز و جذاب بود.
🩸 روابط خانوادگی
پدربزرگها و مادربزرگهامون گاهی از اسپانیا به انگلستان میاومدن.
Evaristo عاشق قدمزدن در خیابونهای لندن بود و همیشه با دختر اول به موزهها و تئاتر میرفت.
Beatriz اغلب در کتابخانه عمارت مشغول وردهای باستانی بود و Ana رو آموزش میداد.
Rodrigo و Catalina تلاش میکردن همزمان هم شما رو به عنوان بچههای عادی بزرگ کنن، هم رازهای هیبریدی و جادویی رو بهتون منتقل کنن.
🧛 ارتباط با دنیای Vampire Diaries
در قرنهای بعد (حدود ۱۷۰۰–۱۸۰۰ میلادی) خانواده Valencia–Marín با خبر شدن که در انگلستان و امریکا هم شکارچیها و جادوگران فعالن.
همین شد که به مرور با بعضی جادوگران نیو اورلئان و حتی خاندان مایکلسونها برخورد پیدا کرد.
رقابت با اصیلها دوباره شکل گرفت… اما این بار در قلب اروپا.