هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
۵ سالم بود با بابام خونه تنها بودم. از خواب عصر که بیدار شدم شروع کرد خیلی جدی باهام حرف زدن بدون اینکه صدا داشته باشه. در واقع لب میزد که من فکر کنم کر شدم=))))) دیگه دم گریه بودم رها کرد این بازیو.
•Mateo•
@farsitweets
Arctic
اینم از یه ترجمه سمی دیگه =)) •آمینام• @farsitweets
قبله رو نوشته بودن before